ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - سلامت جنسى در آموزه هاى اسلامى
و مىگويد: اگر رابطه والدين و فضاى خانوادگى سالم باشد و شما بچّه را به فضاى سالم ببريد، در اين صورت، نيازى نيست به او توصيه كنيد. در خانواده، حريمى براى اتاق خواب پدر و مادر است كه بچّهها نبايد از آن سر دربياورند و يك حريم، حريم رابطه پدر و مادر است كه بچّهها بايد از آن سر دربياورند و بدانند كه رابطه پدر و مادرشان با يكديگر گرمترين رابطه در خانواده است. دكتر جان بزرگى مىگويد: هنگامى كه والدين با هم صحبت مىكنند و بچّهها مزاحم آنها مىشوند، بگوييد صبر كنند تا صحبت شما تمام شود. اين براى تربيت بچّه خوب است و بعد به اين نتيجه مىرسد كه چقدر رابطه پدر و مادر ما مهم است كه ما را داخل رابطهشان راه نمىدهند. پس مىتوان به اين پدر و مادر، اتّكا كرد و فرزندان نبايد احساس كنند كه بر رابطه پدر و مادر مزيّت دارند.
به نظر مىآيد در جامعه ما به مسئله ارتباط جنسى نگاه منفى مىشود و اين نگاه منفى، از آموزههاى دينى سرچشمه نمىگيرد. در اين خلأيى كه فضاى مسيحيت سنّتى داشته، جريان آزادى جنسى به بار نشسته است. اگر در جامعه مذهبى ما خلأها و نقطه ضعفهايى وجود دارد، نسل جديد جوانمان، به نسل قبلى پشت پا مىزنند و سراغ بحث آزادىهاى بدون ضابطه جنسى مىروند و ما چارهاى نداريم جز اينكه نظريه جنسى نظام را طرّاحى كنيم. نقل مىكنند كه آقاى ميشل فوكو، فيلسوف و متفكّر فرانسوى كه در اوايل انقلاب اسلامى به «ايران» آمد، در ديدارى كه با آقاى دكتر داورى داشت، از ايشان پرسيد: نظريّه جنسى در حاكميت شما چيست؟ ايشان گفته بود: ازدواج و تشكيل خانواده. گفته بود: نه. منظورم اين چيزها نيست. وقتى جوانى نياز جنسى داشته باشد، چه طور نيازش را برطرف مىكند؟ بعد گفته بود: اگر نظامى در مسئله جنسى تدبير نداشته باشد، ساقط مىشود.
در جامعه كنونى ما، بسيارى از آن چيزهايى كه نمودش در قالب مقاومت اجتماعى و مقاومت سياسى هويداست، ناشى از ناكامى جنسى است. وقتى دانشجو در دانشگاه ازدواج مىكند، آرامش جنسى پيدا مىكند و بسيارى از اين هياهوها از او سر نمىزند؛ بلكه عاقلانهتر، پختهتر و با آرامش بيشترى عمل مىكند. تأثير رابطه جنسى در آرامش اعصاب، بحث مهمّى است كه جامعه مذهبى و جامعه مديريتى از آن طفره مىرود. در جامعهاى كه زمينه ازدواج تا ٣٠ سالگى براى جوان وجود ندارد، جوان بايد چه كار كند؟ پس بايد روى اين موضوع بيشتر كار شود.
\* آموزشهاى جنسى پيش و پس از ازدواج را تا چه اندازه در كاهش اختلافات زناشويى مؤثّر مىدانيد؟ آيا اصل اين آموزشها ضرورت دارد؟ در اين آموزشها بايد به چه نكاتى توجّه داشته باشيم تا بتواند چارچوبهايى را كه در پى آن هستيم، تأمين كند؟
بحثى كه هنوز در كشورمان به آن نپرداختهايم، اين است كه اگر پذيرفتيم آموزش جنسى ضرورت دارد، به اين معناست كه تمام نهادها با آن درگير شوند يا ممكن است بخشى از آموزشها و تربيتها به نهاد خاصّى مربوط باشند. در واقع، يكى از محورها و ساحتهاى تربيت، ساحت تربيت جنسى يا ساحت تربيت جسمى است. در بعضى كشورهاى سنّتى، اينگونه است كه وقتى دختر به سنّ بلوغ مىرسد و مىخواهد نه ساله شود، او را پيش يك خانم مسنّى مىفرستند كه به او آموزش بلوغ بدهد تا بداند از اين به بعد با چه مسائلى مواجه است. فضاى خانواده، فضايى است كه مادر يا پدر با فرزند خود به صورت تكى مىنشيند و حرف مىزند؛ ولى فضاى مدرسه، فضاى آموزش عمومى است. اوّلين مسئله اين است كه آيا ما بايد تربيت جنسى را در فضاى عمومى انجام بدهيم يا خير؟ اگر گفتيم كه امكان دارد در فضاى عمومى هم بخشى از تربيت جنسى انجام پذيرد.
پرسش دوم اين است كه مختصّات فضاى عمومى چه اقتضائاتى براى ما ايجاد مىكند؟ وقتى در خانواده مىخواهم به فرزندم آموزش بدهم، كاملًا تناسب شخصى را در نظر مىگيرم تا ببينم چه حدّى از حيا در بچّه من وجود دارد. بايد با او صريح حرف بزنم يا در لفّافه؟ مثلًا در بعضى آموزههاى دينى داريم كه وقتى بچّهها به سنّ بلوغ مىرسند، جفتگيرى مرغ و خروس را كه مىبينند، كمكم برايشان سؤال مىشود كه اينها چه كار مىكنند؟ وقتى جوجه به دنيا مىآيد، مىگوييم اين حاصل جفتگيرى است. كمكم ذهنشان به اين سمت مىرود و برداشت مىكنند و مىگويند همه موجودات همين گونهاند. پدر و مادرها هم اين گونهاند؛ امّا در مدرسه اين اتّفاق نمىافتد. بايد در يك مقطع زمانى، همه يك نوع آموزش ببينند. در رسانه هم همين طور است؛ امّا مشكل در رسانه بيشتر است؛ چون شما مرزبندى نداريد. در مدرسه بچّههاى هم سن و سال سر كلاس مىنشينند؛ امّا مخاطب رسانه، از بچّه چهار ساله است تا آدم نود ساله. بايد در آموزشها، بحث با ويژگىهاى فردى و صنفى مطرح شده، تناسب داشته باشد؛ چرا كه دختر، حيايش بيشتر است تا پسر و نوع آموزش بايد متناسب با ويژگىهاى زنانه يا مردانه باشد. آستانه تحريكپذيرى جنسى پسر بيشتر است. موضوع ديگر هم، تناسب داشتن با موقعيت است. آيا مىتوانيم هر آموزشى را در هر موقعيتى به افراد بدهيم يا نه؟ مثلًا كسى كه در موقعيت ازدواج است و بايد همسرش را انتخاب كند، آموزشهاى بيشترى مىخواهد. وى بايد يك بسته آموزشى درست و كارآمد داشته باشد. يا كسى كه در ادارات مختلط كار مىكند، در نوع روابطش با جنس مخالف، يك بسته آموزشى مىخواهد. يا فردى كه مىخواهد دانشگاه برود، موقعيت كنونىاش به گونهاى است كه آموزشهاى خاص مىخواهد و اين غير از آن طلبه «جامعة الزّهرايى» و طلبه «حوزه علميّه» است كه در موقعيت همگن مىنشيند. آنجا هم بايد آموزشهاى ديگرى داده شود. بحث سوم، حاكميت اخلاق و حياست. يكى از چالشهاى مطرح شده در كشورهاى غربى و در كشور ما اين است كه چه تيمى و چه شخصى آموزشهاى جنسى بدهد؟ بحث آناتوميك را معلّم زيستشناسى بدهد يا معلّم اخلاق؟ كاملًا دو معادله متفاوت است. اگر معلّم اخلاق و معلّم دينى درس را بگويد، يك فضاى همراه با حيا با آموزههاى دينى تركيب مىشود؛ مثلًا اگر در برنامه «سمت خدا»، آقاى عبّاسى بخواهد آموزش جنسى بدهد، نتيجهاش با بحث يك كارشناس سكسولوژيست فرق مىكند. به اين نكته بايد توجّه شود كه حضور رسانه ملّى در آموزشهاى مستقيم چقدر ضرورى است؟ آيا ضرورت دارد هر مسئلهاى در برنامه كارشناسى رسانه ملّى به صورت مستقيم طرح شود؟ ممكن است هر