ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - از تعريف منطقى تا تعريف ولايى
اگر او نبود
مرتضى مهدوى يگانه
پيچيدگى انسان از ديرباز، مطمح نظر انديشمندان و فرزانگان جهان بوده است. انسان چيست؟ كيست؟
انسانيت و گوهر وجودش از كجاست؟ چه سان تقويت مىشود و شكوفا مىگردد؟
انسان را چگونه مىتوان شناخت و تعريف او چيست؟
چه لايههاى وجودى و مراتبى دارد؟ و سؤالات ديگرى در اين زمينه كه بدون نيل به پاسخ صحيح و دقيق آنها، نمىتوان پيچيدگى مزبور را به درستى شناخت و در آن، نفوذ كرد.
بايد اذعان نمود در ميان اين سؤالات، مهمترين آنها، تعريف انسان است و تا نتوان تعريف دقيق و عميقى از آن ارائه كرد، راه درستى در اين عرصه نمىتوان پيمود.
از تعريف منطقى تا تعريف ولايى
مشهورترين و كهنترين تعريف انسان، همان است كه در فنّ منطق ارائه شده كه او را حيوان ناطق، معرفى كرده است.[١]
در همين آغاز متذكّر مىشويم كه در اينجا، تنها مىتوان به اشاراتى كوتاه در اين زمينه، بسنده كرد و از دريا فقط به مقدار يك جام به كام ريخت. در اين مقال مختصر كه به مناسبت سالرزو ميلاد امام حسن عسكرى (ع) تقديم مىگردد، با استفاده از سخن گرانسنگى از آن حضرت، سعى شده تا نگاهى ژرف و نوين به انسان افكنده و در واقع، تعريفى گرانقدر از او به دست آوريم كه در اينجا، از آن به عنوان تعريف ولايى انسان تعبير كردهايم.
چنانكه اشاره شد، تعريف مشهور و قديمى انسان در علم منطق، حيوان ناطق است. بر اين تعريف، نقدهايى چند مطرح شده كه به دليل كمى مجال، متعرّض آنها نمىشويم.
حى متألّه، تعريفى است كه اخيراً از سوى آيتالله جوادى آملى براى انسان ارائه گرديده است؛ يعنى موجود زنده خداگونه كه زنده، جنس و متألّه يا خداگونه، فصل آن است. به گفته ايشان، اين تعريف از «قرآن» اخذ شده و در واقع تعريفى قرآنى از انسان است.
مىتوان در تعريف قرآنى انسان، با توجّه به اصول و مبانى ديگرى كه در آفرينش و هويت انسان مطرح شده، از او به عنوان خليفه خدا، امانتدار الهى، صاحب روح خدايى و امثال آنها ياد كرد كه شايد نتوان در آنها، مقدّمات منطقى تعريف، يعنى جنس و فصل را از يكديگر جدا كرد، امّا ترديدى نيست كه هر يك، تمام يا بخشى از هويت و حقيقت انسان را تبيين مىكنند.
نكتهاى كه مىخواهيم در اين نوشتار بر آن تأكيد كنيم، اين است كه تماميت بحث در تعريف انسان را بايد در فرهنگ ولايت ائمّه (ع) جستوجو كرد؛ زيرا ايشان بيانگر و مفسّر تامّ و تمام قرآن شريف هستند. البتّه در خود قرآن، در يك نگاه جامع و كلان مىتوان در ظواهر يا بواطن آيات، آن تعريف ولايى را به نظاره نشست؛ امّا در