ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - مزاج هاى چهارگانه صفراوى
چنين مىفرمايند:
«وَ قَدْ ذَكَرْتُ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ فِى سِيَاسَةِ الْمِزَاجِ وَ أَحْوَالِ جِسْمِهِ وَ عِلَاجِهِ؛
و قطعاً تمام احتياجات مربوط به حفظ صحّت مزاج و مسائل مربوط به احوالات جسم و علاج آن را ذكر مىنمايم.»
همچنين راويان اين حديث شريف در ابتداى نقل روايت، اوّلين غايت و علّت نگارش رساله را حفظ صحّت مزاجى بيان مىكنند كه به دو مورد از اين موارد اشاره مىنماييم:
در يكى از نسخهها به اين شكل آمده است كه راوى مىگويد: من يك نسخه از رساله ذهبيه را يافتم كه اوّل نگارش ايشان از اين قرار مىباشد: رساله ذهبيه در طبّ كه امام على بن موسى الرّضا (ع) آن را براى مأمون عبّاسى در مباحث مربوط به حفظ مزاج و تدبير آن بيان نمودهاند ....
همچنين در نسخه ديگر آمده است كه اوّل رساله ذهبيه بعد از ذكر بسم الله الرّحمن الرّحيم، به اين شكل است: رساله ذهبيه در طبّ كه امام على بن موسى الرّضا (ع) آن را براى مأمون عبّاسى در مباحث مربوط به صحّت مزاج و تدبير صحّت مزاج با غذا و نوشيدنىها و داروها بيان نمودهاند، به اين قرار است ....
در اهمّيت مزاج، مىتوان به اين قسمت از رساله اشاره كرد كه امام رضا (ع) فرمودند:
«قواى نفس تابع مزاجهاى انسانهاست.»
همچنين در قسمتهاى ديگر رساله، مثل بخش فصول و تدابير آن، امام رضا (ع) لفظ مزاج را استعمال نمودهاند كه به آن موارد، در اينجا اشاره مىنماييم:
«نيسان سى روز است. در اين ماه، روز بلند مىشود و مزاج فصل قوى مىگردد و خون به حركت مىآيد.»
از مواردى كه اهمّيت مزاج را در منابع طبّ اسلامى نشان مىدهد، اين روايت از امام رضا (ع) است كه نقل شده ايشان بعد از بيان مسائلى در مورد اشياء و نحوه به وجود آمدنشان اين چنين فرمودند:
«... در آنجا، (رحم و زمين) جنين و جواهرات از تركيبى بر بنياد چهار (عنصر) ضد، خلق مىشود. راوى گفت: چون زمين از آب آفريده شده و آب سرد و تر است؛ چگونه زمين سرد و خشك شده؟ امام فرمودند: «ترى رفته و خشك شده.» رواى گفت: گرما سودمندتر است يا سرما؟ امام فرمودند:
گرما؛ زيرا زندگى از گرمى است و سردى مرگآور است و همچنين زهرهاى كشنده گرم كم زيانترند و سالمتر از زهرهاى سرد ...»
همچنين در مورد اهمّيت بحث مزاج، مىتوان به روايتى كه شيخ صدوق (ره) در كتاب «عللالشّرايع» آورده و جناب شيخ حرّعاملى (ره) نيز آن را در كتاب «الجواهر السّنية فى الأحاديث القدسية (كلّيات حديث قدسى)» روايت كرده است، تمسّك جست كه شرح آن در اينجا، مطرح مىشود.
ابو عبد الله محمّد بن شاذان بن احمد بن عثمان پروازى مىگويد: ابو على محمّد بن محمّد بن حارث بن سفيان سمرقندى از صالح بن سعيد ترمذى، از عبد المنعم بن ادريس، از پدرش، از وهب بن منبّه نقل كرده است كه وى گفت: صفت آفرينش آدم (ع) را در وقتى كه حقّ عزّ و جلّ او را ايجاد كرد، در «تورات» (اصلى و بدون تحريف) به اين شرح يافتم:
خداوند در تورات فرموده است:
من آدم را آفريدم و جسد او را از چهار چيز تركيب دادم. بعد هم همان چهار چيز را در اجساد همه انسانهايى كه وارث آدم هستند، گذاردم كه اجساد آنها روى همان چهار چيز تا روز قيامت رشد و نموّ مىكند. هنگامى كه جسد آدم را آفريدم، از آب و خاك و آتش و باد تركيب دادم؛ يعنى نخست آب و خاك را با هم مخلوط نمودم و بعد هم در آن جسد، نفس و روح آفريدم.
پس خشكى جسد انسان، از خاك و رطوبتش از آب و حرارتش از جانب نفس و برودتش از روح مىباشد. بعد هم در جسد، چهار نوع قرار دادم كه آنها اساس جسد را تشكيل مىدهند و قوام جسد با آنها با اجازه من مىباشد و جسد فقط به وسيله آن چهار نوع قوام دارد و هر كدام از آنها هم قوامشان با سه نوع ديگر مىباشد و ....
در برخى از منابع اسلامى آمده است كه اساس درمان در بيمارىهاى جسمانى، بايد بنا بر كيفيات چهارگانه (گرمى، سردى، ترى و خشكى) كه مهمترين شاخصههاى تعيين مزاج است، صورت بپذيرد. به اين صورت كه مزاج كيفى بيمارى توسط پزشك تشخيص داده شود و بعد، آن را به ضدّ آن كيفيت برطرف كند. در اينباره مىتوان به اين روايت اشاره كرد:
در كتاب عللالشّرايع نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى به مجلس منصور وارد شدند و در آنجا، مردى از اهل «هند» بود كه كتابهاى طبّى را مىخواند. حضرت به دليل خواندن وى، سكوت كرده و چيزى نفرمودند. وقتى خواندن هندى به پايان رسيد، آن شخص به امام (ع) عرض كرد: اى ابو عبد الله! از آنچه با من هست، طالب چيزى هستى (يعنى مىخواهى از علم طبّ به شما تعليم كنم)؟ حضرت فرمودند:
«خير؛ چون با من چيزى هست كه بهتر از آن چيزى است كه در نزد تو است.»
عرضه داشت: آن چه چيزى است؟ حضرت فرمودند:
«گرم را با سرد و سرد را با گرم و مرطوب را با خشك و خشك را با مرطوب درمان مىكنم و در عين حال، شفا را از خداى عزّ و جلّ خواستار بوده و فرموده رسول خدا (ص) را به كار گرفتهام كه فرمودند: «معده مركز و جايگاه بيمارى است و پرهيز و مراقبت، داروى آن محسوب مىشود و بدن را با آنچه عادت كرده، مراعات و مراقبت مىكنم.»
هندى گفت: طبّ فقط همين است و چيز ديگرى نيست.
در روايات اسلامى، ائمّه اطهار (ع) مزاجهاى انسانها را به چهار مزاج تقسيم مىنمايند كه به بيان برخى از روايات موجود در اين زمينه، مىپردازيم:
محمّد بن على ابن بابويه در كتاب «عيون الرّضا (ع)» نقل مىكند كه:
پدرم، بهسند يادشده در متن از ابى طاهر بن ابى حمزه روايت كرده است كه امام هشتم (ع) فرمودند:
«مزاجها چهار قسمند. از آنها، يكى بلغم است و بلغم دشمنى سخت است و ديگرى از آنها، دم (خون) است و آن مانند غلام زنگى است