ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٢- «ذوطوى»
كند، آن چنانكه پر از جور و ستم شده است.[١]
و اينها دقيقا عقيده شيعيان اثناعشرى است، كه بر اساس دلايل متقن و روايات معتبر و مستند واصله از رسول اكرم و ائمه معصومين، عليهمالسلام، در مورد كعبه مقصود و قبله موعود، حضرت بقيةالله، ارواحنافداه، معتقد هستند.
روى اين بيان دعاى ندبه از عقايد كيسانيه نشات نگرفته بلكه كيسانيه اعتقادات شيعيان معتقد و منتظر را به پيشواى پندارى خود- جناب محمد حنفيه- تطبيق كردهاند.
در مورد كيسانيه و رد اعتقادات آنها، بزرگانى از قدماى علما، چون:
١- شيخ صدوق (م ٣٨١ ق.) در «كمالالدين و تمامالنعمة»؛
٢- شيخ مفيد (م ٤١٣ ق.) در «العيون و المحاسن»؛
٣- سيد مرتضى علمالهدى (م ٤٣٦ ق.) در «الفصول المختارة»؛
٤- شيخ طوسى (م ٤٦٠ ق.) در «كتاب الغيبة».
و دهها تن از شخصيتهاى برجسته جهان تشيع، در طول قرون و اعصار، بتفصيل سخن گفتهاند و در اواخر قرن دوم هجرى همه فرقههاى آنها منقرض شدهاند و بيش از يكهزار سال است كه حتى يك نفر در زير آسمان به عقيده آنها معتقد نيست، ديگر نيازى نيست كه ما در اين رابطه بحث كنيم. و اين كه در اين رابطه نسبتا بحث طولانى كرديم به دو هتبود:
١- اخيرا عدهاى پيدا شدهاند كه در مورد فرزندان ائمه، عليهمالسلام، تبليغات ناروايى مىكنند، تا از اين طريق مقام شامخ معصومين، عليهمالسلام، را زير سؤال ببرند. اين گروه بعد از زيد شهيد، لبه تيز شمشير خود را متوجه جناب محمد حنفيه نمودهاند، تا به خيال خام خود آنها را مدعى امامت معرفى كنند.
از بررسى مطالب فوق همگان به اين نتيجه مىرسند كه بايد حساب كيسانيه را از جناب محمد حنفيه جدا كرد و در پاكى و شايستگى اين فرزند اميرمؤمنان، عليهالسلام، شك و ترديدى به خود راه نداد.
٢- از سى سال پيش گروهى از بيماردلان، از تشكيل مجالس شكوهمند دعاى ندبه در روزهاى جمعه بشدت رنج مىبرند و تلاش مىكنند كه در دل معتقدان و منتظران شبهه ايجاد كنند و در صفهاى فشرده شيعيان شيفته و منتظر رخنه كنند.
اين گروه گاهى تلاش مىكنند كه سند دعاى ندبه را انكار كنند، وگاهى تلاش ميكنند كه فرازهايى از دعاى ندبه را برخلاف عقايد اماميه قلمداد نمايند.
از اين رهگذر در مورد جناب محمد حنفيه و عقايد كيسانيه مقدارى بسط سخن داديم.
يكى از نويسندگانى كه اصرار دارد دعاى ندبه را نشات گرفته از عقايد «كيسانيه» قلمداد كند، درپايان سخنان خود مىگويد: مطالعه دقيق متن دعاى ندبه كه از ائمه ما بتصريح و ترتيب نام نمىبرد و پس از حضرت امير، عليهالسلام، كه بتفصيل از مناقب و فضائل وى سخن مىگويد، ناگهان و بى واسطه به امام غائب خطاب مىكند، باز اين سؤال را بيشتر در ذهن طرح مىكند.[٢]
يك نگاه گذرا به متن دعاى ندبه بى اساس بودن مطلب فوق را به روشنى ثابت مىكند، در فرازى از دعاى ندبه مىخوانيم:
١- اين الحسن اين الحسين؟
حسن و حسين كجايند؟
٢- اين ابناء الحسين؟
فرزندان حسين كجايند؟
٣- صالح بعد صالحشايستهاى پس از شايستهاى.
٤- وصادق بعد صادقراستگويى پس از راستگويى.
٥- اين السبيل بعد السبيل؟
كجاست راه (به سوى خدا) پس از راهى؟
٦- اين الخيرة بعد الخيرة؟
كجايند برگزيدگانى پس از برگزيده هايى؟
٧- اين الشموس الطالعة؟
كجايند خورشيدهاى فروزان؟
٨- اين الاقمار المنيرة؟
كجايند ماههاى تابان؟
٩- اين الانجم الزاهرة؟
كجايند اختران درخشان؟
١٠- اين اعلام الدين و قواعد العلم؟
كجايند مشعلهاى دين و پايههاى دانش؟
اين جملههاى نورانى بروشنى اثبات مىكنند كه در مكتب دعاى ندبه و درفرهنگ نورانى اين چكامه بى