ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - تبارك الله از شاهكار خلقت تو، يا زينب!
الهه عشق، شكيب و شهامت
فاطمه رهبرى شندى
تبارك الله از شاهكار خلقت تو، يا زينب!
اگر چه عقيله عالم امكانى، اما سيمرغ عالم عشقى. وديعه عشق بزرگ خدا را تنها وسعتبىنهايت وجود تو شايد. تو عشق را بتمامى تفسير كردى و آن را تا ابد سرفراز. اما بگو اينهمه درس عشقبازى را خود، از كه آموخته بودى؟ حسين، عليهالسلام، با تو چه كرده بود كه چنان زيبا نغمهسراى عشق شيرين خدا را همنوايى كردى؟ تو مؤلف «دردنامه عاشورايى». عاشورا، سرنامهاى است كه فصل فصلش پر از آيههاى خداست. تو مؤلف دروس عشق، شكيب و شهامت در كتاب محبتنامه خدايى. كه مىتوانست چنين روشن، پرده از راز زيباى آفرينش بردارد و غزل زيباى عاشقى را چنين نغر بسرايد؛ رازى كه با «إِنِّيجاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»[١] آغاز و البته در «وَعَدَاللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»؛[٢] روزى به حقيقت روشن خود خواهد نشست. اگر محمد، صلى الله عليه وآله، كمال دين خدا از آدم، عليهالسلام، تا خود مقام خاتم، صلى الله عليه وآله، است، حسين، عليهالسلام، واسطةالعقد، رشته دين و رخشندهترين مرواريد پيوند نبوت به امامت، و مظهر و محيى شهادت است و تشيع ... تا مهدى، عجل الله تعالى فرجه.
و تو يا زينب! از همانگاه بود كه نه تنها با حسين، عليهالسلام، همگام شدى كه شانه به شانه مهدى، عليهالسلام، در حركتبودى در متن مذهب؛ در اعصار و قرون؛ از قيام حسين، عليهالسلام، تا آخر زمان؛ تا قيام قائم منتقم، المنتظر المهدى، عجل الله تعالى فرجه!
آرى،