ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - حركت اول
غربزدگى و غربگرايى فرو روند. شايد از همين روست كه مكلا و معمم با مشاهده رفتارى مبتذل و يا لباسى عريان ميان مسلمين فرياد وا اسلاما سرمىدهند؛ اما درست در همان زمان بدون پرسش از ذات تمدن غربى مبانى و مبادى علوم غربى را در هيات علوم دانشگاهى مىپذيرند و مبتنى برآن دريافتهاى دينى را تفسير نموده و به اصطلاح جديد سكولاريزه مىنمايند و خم به ابرو نمىآورند.
رجوع حيث تفكر انقلاب اسلامى به حق، متعرض شالوده نظرى فرهنگ و تمدن غربى بود. از همين رو بود كه از همان روزهاى نخستبه انقلابيون مسلمان لقب «بنيادگرايان» و به انقلاب اسلامى لقب «بنيادگرايى» دادند. و اين در حالى بود كه انديشمندان غربى و پس از آنها سياستمداران مىدانستند غرب خود را با جمله معروف «من مىانديشم پس هستم» به مفهوم اعراض از حق و آسمان و دين، آغاز كرده بود.
حركت اول
سالها پيش از پيروزى انقلاب اسلامى (در سال ١٣٥٧) زمينهها و بستر لازم براى آن تحول بزرگ فراهم آمده بود چنانكه نويسندگان بسيارى درباره سلسله عوامل و دلايل بروز آن مطالب بسيارى نگاشتهاند.
استبداد و فزون خواهى سلسله پهلوى، ظهور تدريجى نوعى آگاهى در ميان مردم درباره ويرانيها و ظلمهاى ايادى استكبار و ... هر چه بود مشيت آسمانى برچيده شدن نظام سلطنتى را رقم زده بود، چه بهمان سال كه نظام سلطه بخاطر بينش و عملكردش در مدار سقوط و فرود قرار گرفته بود، طلب رهايى و مجاهدتها، طالبان رهايى را بر مدار صعود نشانده بود و اين هر دو سنتهاى لايتغير بودند. نمىبايست از ياد برد كه مردى چون خمينى بزرگ، قدسسره، محصول سالها رنج، خلوت و مجاهدت خود را مىبايست مىديد و خونهاى ريخته شده مجاهدان نيز ميدان به ثمرنشستن دانه نهضت و انقلاب را فراهم مىنمود.
پوشيده نيست كه اينهمه در گرو «وقتى معين» بود كه فرود آن نتايجبزرگى را موجب شد چنانكه بسيارى از تحليلگران را كه همواره در پى شناسايى عوامل سياسى و اجتماعى (مادى) براى رخدادها بودند به حيرتآورد. آنچه را كه نبايد از ياد برد حضور خيل بزرگ «جوانان» در اين حادثه شگرف بود.
دعوت بزرگ داعىانقلاب به گوش جان جمعيتى جوياى ديگرگونى و تغيير وضع نامطلوب رسيد. تلاقى «جوانان آرمانخواه» و «آرمان بزرگ» موجب بود تا جمعيتى كثير خود را به تمامى وقف نهضتبزرگ امام خمينى، قدسسره، كند و از همين رابطه تنگاتنگ «آرمان و انسان جوان» ميدان و اسباب لازم را براى تحقق آنچه كه مشيت و سنتبود فراهم آورد.
وقتى كه جوانى در خدمت آرمانى ويژه مىآيد همه هم و مقدورات خويش را تقديم آرمان مىكند و در خدمتش وارد مىشود. و سير صعودى نهضت از همين جا آغاز شد. جريانى كه طى مدت پانزده سال همه پلههاى ترقى را پشتسر نهاد و موجب شد تا واقعه بزرگ بهمن ٥٧ بوقوع پيوندد. و اين حركت اول بود. (نمودار ١)
...