ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - ٧ معقوليت ژرف
به مولا و امام زمانش؛
ز) آمادگى براى گام برداشتن عملى در راه بندگى حضرت حق و تقرب به سوى او و ولى اعظم او.
٦. ظهور و فرج؛ آرمان اصلى شيعه
گرچه ممكن استبرخى مواقع، تكرار موضوعى، ملال آورد و از نظر ادبى نيز مطلوب به شمار نيايد؛ اما اهميت فوق العاده و ارزش حياتى آن موضوع نه تنها اين امر را مىپوشاند، بلكه تكرار را ضرورى نيز مىنمايد.
يكى از نكات بسيار مهم و برجسته در حديث امام عصر، عليهالسلام، اين است كه: آرمان اصلى و بنيادين شيعه، همانا ظهور و فرج امام زمان است و ما در تفات گذشته، بدين امر اشاره و بلكه تصريحاتى داشتيم، اما اهميت و ارزش والاى آن باز ايجاب مىكند كه آن را جداگانه مورد تاكيد قرار دهيم.
نيك بنگريد؛ لحن و پيام حديث اين است كه:
اى شيعيان! در زندگى شما، و همه مسلمانان و حتى بشريت، هيچ چيز همچون ظهور و فرج امام عصر، عليهالسلام، اصالت، ارزش و اهميت ندارد. اصل اساسى، آرمان نهايى و هدف غايى براى شما، همانا، ظهور بزرگ منجى انسانيت است. پس به دنبال آن باشيد. تشنه آن شويد و آن را از خداوند بخواهيد. هيچ مساله و موضوع ديگرى در قبال اين آرمان مقدس، اصالت و اهميتى ندارد، و هرچه باشد نيز با ظهور و فرج آن حضرت به تحقق خواهد پيوست.
اگر فرض كنيم فرمانده يك پادگان بنابر ضرورت، مدتى نامعلوم از سپاه و لشكر خود دور شده باشد؛ به نظر شما چنانچه بخواهد مهمترين و بزرگترين پيام و توصيه خود را براى نيروهايش بفرستد، چه موضوعى را مطرح خواهد كرد؟ (اين را نيز در نظر بگيريد كه قرار است طرح بسيار بزرگ، گسترده و مقدسى به دست اين فرمانده و نيروهايش پياده شود كه سرنوشت انسانها همه به آن بستگى دارد. فرماندهى كل نيز اوضاع را تحت مراقبت دارد و هرگاه اين نيروها آماده شوند، دستور آمدن فرمانده پادگان را صادر خواهد كرد).
جواب كاملا روشن است. آنچه فرمانده پادگان در پيام خود بايد مطرح كند، دو مسالهاست:
يكى آمادگى نيروها براى نبرد و فداكارى و ديگر، توصيه به نيروها كه نزد فرمانده كل رفته و ضمن اعلام آمادگى خويش، از او بخواهند فرمانده آنان را نزدشان بفرستد و آن طرح عظيم و مقدس را اجرا كند.
به ديگر سخن، آنچه را كه فرمانده پادگان مطرح خواهد كرد، در واقع مهمترين و اساسىترين وظيفه و آرمان نيروها خواهد بود.
آنچه كه امام عصر، ارواحنافداه، نيز در حديث پر بركتخويش مطرح فرمودهاند، دقيقا همين مسالهاست. يعنى آن حضرت، بزرگترين و مهمترين آرمان مكتب و انسانيت و بخصوص شيعه را تذكر دادهاند. بنابراين شيعيان و دوستداران آن حضرت نيز بايد نسبتبه مساله دعاى تعجيل فرج همين شناخت و تلقى را داشته باشند و امر مولاى خود را اجابت نمايند. به درگاه الهى روى آورند و فرج مولا و فرمانده خويش را از او به طور كاملا جدى درخواست كنند.
بديهى است كه مساله آمادگى براى ظهور و فداكارى در ركاب آن حضرت نيز در اين آمدن و درخواست كردن، نهفته و مندرج است. يعنى دعا كنندگان بايد در مسير كسب آمادگى قرار داشته باشند و چون اين مساله، بديهى و روشن بوده، ديگر در اينجا تذكر داده نشدهاست؛ گرچه در پيامها و روايتهاى ديگر بس بدان عنايتشده و يادآورى گرديدهاست.
اگر هم در اين ميان، عدهاى به دعاى تعجيل فرج متوجه بوده و براى آمدن مولاى خود دعا مىكنند، اما در مسير عمل و آمادگى نيز سستيها و كاستيهايى دارند، باز اينان نسبتبه ديگران به آن آرمان بزرگ نزديكتر و جلوترند و به سبب همين دعا كردن و بخصوص كثرت آن، آمادگى روحى و در نتيجه زمينه براى كسب آمادگى عملى بيشترى را دارا خواهند بود.
٧. معقوليت ژرف
آنچه امام عصر، ارواحنافداه، در حديثشريف بدان امر فرمودهاند (يعنى كثرت دعا براى تعجيل فرج و ظهور) از نهايت درجه خردمندى و