ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤
باز مىگشت، در غدير خم فرود آمد ... سپس گفت: «خدا مولاى من است و من ولى هر مؤمنى هستم». سپس دست على را گرفت و فرمود: «هر كه من ولى اويم اين (على) ولى اوست. خدايا دوستبدار هر كه او را دوستبدارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن بدارد».
ابوطفيل (راوى حديث از زيدبن ارقم) گفت:
به زيد گفتم: «خودت از رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، شنيدى؟» گفت: «هيچ كس در زير آن درختان نبود مگر اينكه با چشمانش ديد و با گوشهايش شنيد».[١]
٩. نسائى از عايشه دختر سعد نقل نمود كه گفت:
شنيدم پدرم مىگفت: «شنيدم از رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، در روز جحفه كه دست على را گرفت و سخنرانى نمود. پس حمد و ثناى خدا بجاى آورد، سپس گفت: «اى مردم من ولى شما هستم؟» گفتند: «راست گفتى اى رسول خدا» سپس دست على را بلند نمود، و فرمود: «اين (على) ولى من است و دين مرا ادا مىكند و من دوستدار كسى هستم كه او را دوست دارد و دشمن كسى هستم كه او را دشمن دارد».[٢]
١٠ .. نسائى از سعد نقل نمود كه گفت:
با رسول خدا بوديم، چون به غدير خم رسيد، ايستاد تا مردم بيايند. سپس آنان را كه پيش از او بودند باز گرداند و آنان كه عقب مانده بودند ملحق شدند، پس چون مردم جمع شدند، گفت: «اى مردم چه كسى ولى شماست؟» گفتند: «خدا و رسول او». سپس دست على را گرفت و او را بر پا داشت، و فرمود: «هر كه خدا و رسول خدا ولى اوست اين (على) ولى اوست. خدايا، دوستبدار هر كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن دارد».[٣]
دوم، منظور از «ولى» در روايت غدير چيست؟
به استناد نقلهاى مذكور از اهل سنت «ولى» به همان معنايى است كه براى پيامبر، صلىاللهعليهوآله، در آيه شريفه سوره احزاب بيان شده است در نتيجه معناى حديث غدير اينگونه خواهد بود كه على، عليهالسلام، در مرتبه بعد از نبى، صلىاللهعليهوآله، «اولى بالمؤمنين من انفسهم» خواهد بود.
قرائن ديگرى نيز وجود دارد كه دلالتبر اين معناى خاص از ولايت مىكند از جمله:
١. فرمايش پيامبر كه:
وهو وليكم بعدى.[٤]
على پس از من ولى شماست.
و اگر ولايتبه معنايى غير از «اولى بالمؤمنين من انفسهم» باشد كه اولا فرقى بين على و غير او در اين جهت نيست و ثانيا چنين ولايت عامى براى على، عليهالسلام، در زمان پيامبر، صلىاللهعليهوآله، هم ثابت است و ثانيا اصلا ولايت عام مؤمنين بر يكديگر نياز به مجتمع نمودن مردم و خطبه و خطابه ندارد و به نص آيه قرآن براى همه مؤمنين ثابت است.
٢. روايتى كه احمد بن حنبل نقل كرده و در آن گفتگوى رسول گرامى اسلام، صلىاللهعليهوآله، و «بريده» چنين كايتشده است:
پيامبر، صلىاللهعليهوآله، فرمود: «اى بريده آيا من بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟» گفت: «آرى، اى پيامبر خدا». فرمود: «هر كس من مولاى اويم، پس على مولاى اوست».[٥]
ملاحظه مىشود كه در اين روايت نيز پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، پس از آنكه از بريده در مورد مضمون آيه محل بحث و ولايتخود بر مؤمنان اقرار مىگيرد، تصريح مىكند كه هر كس من مولاى اويم (به همان معناى مورد نظر آيه) على، عليهالسلام، هم مولاى اوست.
سوم، آيا گذشته از حديث غدير و يا روايات و احاديث ديگر در بين فريقين از راه ديگرى مىتوان به «ولايت» به همان معنايى كه در آيه شريفه «النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم» آمده استبراى وجود مقدس حضرت امير پى برد يا نه؟
با تامل و دقت در آيات قرآن كريم درمىيابيم كه چنين ولايتى براى حضرت ثابت است؛ زيرا در آيه مباهله مىفرمايد:
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ.[٦]
از آن پس كه به آگاهى رسيدهاى، هر