ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - رمز ماندگارى حسين، عليه السلام
سرمقاله
رمز ماندگارى حسين، عليهالسلام
اسماعيل شفيعى سروستانى
السلام على الحسين
بوى محرم كه به مشام مىرسد، عالم رنگى ديگر مىگيرد. قلبها تندتر از هر زمان و محزونتر از هميشه مىتپد و ميل به سوگ نشستن مثل خون در رگها مىدود و آن وقت، در چشم برهم زدنى پرچمهاى سرخ و سبز و سياه در گوشه گوشه شهر و ديار ما به اهتزاز درمىآيد و همه جا رنگ ماتم به خود مىگيرد.
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست اين چه شمعى است كه جانها همه پروانه اوست هر كجا مىگذرم عكس رخش جلوهگر است هر كجا مىنگرم جلوه مستانه اوست
عشق به حسين دليل نمىخواهد، گويى خاك وگل ما را با محبت او سرشتهاند.
به خيل سياهپوشان عزادارى كه زير خيمه حسين، عليهالسلام، به سينهزنى، نوحهخوانى، علمكشى و ... مشغولند كه نگاه مىكنى همه را حاضر مىبينى، پير، جوان، زن، مرد، دانشجو، كارگر، همه و همه بىآنكه رنگ و ريايى در كار كنند سردرپى عاشورا نهادهاند. و يا سينهزنان در پى عزاداران روانند تا شبى و يا نيمروزى خود را شريك غم زينب، عليهاالسلام، و عزادار شهيدان كنند.
به يكباره همه رنگها و تعلقها از بين مىرود، همه مرامها و مسلكها رنگ مىبازد و جاى آنهمه را نشستن در سوگ سالار كربلا مىگيرد. حتى به قدر نوشاندن جرعهاى شربتبه رهگذران و يا عرضه خرده نانى به فقرا، گاه در عجب مىمانم كه چه شورى در دلهاى اين مردم است كه محرم آنان را از خود بىخود مىسازد.
خون عاشورايى بىهيچ تعارف در رگهاى مردم اين ديار جاريست كه با دميدن خورشيد اولين روز محرم دلهاشان به سوگ مىنشيند تا در ظهر عاشورا ولولهاى عجيب بپا كنند.
اين شور و ولوله پرده بسيارى از پندارها را مىدرد. و عبثبودن بسيارى انديشه را مىنماياند.
هر چه مىخواهى باش، هر كجا مىخواهى برو، محرم با اين جماعت آن مىكند كه هر ساله شاهد و ناظر آنى. اينان را نمىتوان از حسين دور ساخت. بهمان سال كه نمىتوان آنان را از خوى جوانمردى، سلحشورى و رادمردى دور كرد، محرم انعكاس تمامنماى جوانمردى و سلحشوريست و شيعيان، جماعتى كه بىسر و دستار، دل در طريق رندى