ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٢- «ذوطوى»
مىشد، و هنگامى كه از مكه خارج مىشد از ذىطوى خارج مىشد.[١]
٤- امام صادق، عليهالسلام، به هنگام تشريح ساختمان كعبه معظمه فرمود:
فبنى ابراهيم البيت و نقل اسماعيل الحجر من ذى طوى.
حضرت ابراهيم، عليهالسلام، خانه خدا را بنا كرد و حضرت اسماعيل، عليهالسلام، از ذىطوى سنگ حمل كرد.[٢]
٥- امام باقر، عليهالسلام، در حالى كه با دست مباركش به ناحيه «ذىطوى» اشاره مىكرد، فرمود:
يكون لصاحب هذا الامر غيبة فى بعض هذه الشعاب.
براى صاحب اين امر در برخى از اين درهها غيبتى خواهد بود.[٣]
٦- امام باقر، عليهالسلام، در تشريح محل حضرت بقيةالله، ارواحنافداه، در آستانه ظهور مىفرمايد:
ان القائم، عليهالسلام، ينتظر من يومه فى ذى طوى، فى عدة اهل بدر، ثلاثمائة عشر رجلا حتى يسند ظهره الى الحجر، يهز الراية المعلقة.
قائم، عليهالسلام، آن روز را در «ذىطوى» در حال انتظار، با ٣١٣ نفر، به تعداد اهل بدر، به سر مىبرد، تا پشتش را به حجرالاسود تكيه داده، پرچم برافراشته را به اهتزاز درآورد.[٤]
٧- امام صادق، عليهالسلام، نيز در اين رابطه مىفرمايد:
كانى بالقائم، عليهالسلام، على ذى طوى، قائما على رجليه حافيا يرتقب بسنة موسى، عليهالسلام، حتى ياتى المقام فيدعو فيه.
گويى قائم، عليهالسلام، را با چشم خود مىبينم كه با پاى برهنه در «ذىطوى» سرپا ايستاده، همانند حضرت موسى، عليهالسلام، نگران و منتظر است كه به مقام [ابراهيم] بيايد و دعوت خود را اعلام نمايد.[٥]
٨- امام باقر، عليهالسلام، روز شكوهمند ظهور را چنين ترسيم مىكند:
ان القائم يهبط من ثنية ذى طوى، فى عدة اهل بدر، ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا، حتى يسند ظهره الى الحجرالاسود، و يهز الراية الغالبة.
قائم، عليهالسلام، از تپههاى «ذىطوى» با ٣١٣ تن به تعداد اصحاب بدر، به سوى مكه معظمه سرازير مىشود، تا پشت مباركش را به حجرالاسود تكيه داده، پرچم هميشه پيروزش را به اهتزاز درآورد.[٦]
٩- و در حديث ديگرى شهادت نفس زكيه را تشريح كرده، از آغاز قيام جهانى آن مصلح غيبى سخن گفته، مىفرمايد:
فيهبط من عقبة طوى فى ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا، عدة اهل بدر، حتى ياتى المسجدالحرام، فيصلى فيه عند مقام ابراهيم، اربع ركعات ...
آنگاه از گردنه طوى با ٣١٣ تن از ياران، به تعداد اصحاب بدر، حركت مىكند تا وارد مسجدالحرام مىشود، چهار ركعت در مقام ابراهيم نماز مىخواند ...[٧]
پس از بررسى احاديث پنجم تا نهم، هيچ ترديدى نمىماند كه منطقه «ذوطوى» رابطه مستحكمى با حضرت بقيةالله، ارواحنافداه، دارد و آن حضرت مدتى از دوران غيبتش را در آنجا سپرى مىكند و در آستانه ظهور در آن مكان مقدس منتظر فرمان الهى مىشود، و ٣١٣ تن فرماندهان لشكرى و كشورى خودش را در آنجا سامان مىدهد، و حركت نهايى خودش را از آنجا آغاز كرده، به سوى حرم امن الهى گام مىسپارد.
هر شخص باانصافى كه احاديث مربوط به «رضوى» و «ذىطوى» را بررسى كند، اطمينان كامل پيدا مىكند كه اين دو مكان مقدس از اماكن مقدسى است كه در دوران غيبت قسمتى از عمر شريف آن كعبه مقصود و قبله موعود در آنها سپرى مىشود. و در نتيجه بسيار بجا و شايسته است كه منتظران ظهور و شيفتگان حضور، در مقام عرض ارادت به پيشگاه آن پيشواى غايب از نظر، با ديدگانى اشكبار از طول انتظار عرضه بدارند:
اى كاش مىدانستم كه در كدامين سرزمين مسكن گزيدهاى؟! آيا در كوه رضوى، يا سرزمين ذىطوى، يا جاى ديگر؟ ...
روى اين بيان اين فراز از دعاى ندبه كه با سند معتبر از امام صادق، عليهالسلام، صادر شده است، هيچ ارتباطى به عقايد كيسانيه ندارد، بلكه دقيقا مطابق اعتقادات اماميه است و ما در پرتو كلمات نورانى پيشوايان معصوم، عليهمالسلام، معتقديم كه