ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - مفهوم تقوا در تحقيقات روانشناسان
در دنياست. برخى معتقدند دين و تربيت دينى، فقط به كار آخرت فرزندان مىآيد و كارى به دنياى آنها ندارد و به همين جهت، گروهى معتقدند بايد فرزندان را براى آخرت تربيت كرد و گروهى ديگر معتقدند بايد آنها را براى دنيا تربيت كرد و لذا نيازى به تربيت دينى نيست.
سخن هر دو گروه اشتباه است؛ چون مبناى آنها غلط است. تربيت دينى، هم براى دنيا و هم براى آخرت فرزندان ضرورى مىباشد. اين چيزى است كه تحقيقات تجربى، آن را اثبات كرده است.[١]
مفهوم تقوا در تحقيقات روانشناسان
امروزه، دانشمندان درباره «خودمهارگرى» كه خيلى به مفهوم تقوا نزديك است، تحقيقات مفصّلى انجام دادهاند كه به برخى از آنها، اشاره مىكنيم:
به اعتقاد روانشناسان، انطباق با شرايط مختلف زندگى كه از آن به عنوان سازگارى روانى ياد مىكنند، يكى از عوامل مهم در سلامت روان است و اين قدرت انطباق، با خودمهارگرى رابطه تنگاتنگ دارد.
رزنبام، ويسز و سيندر در سال ١٩٨٢ م. اعلام كردند كه توانايى انسان در خودمهارگرى، تقريباً يكى از مهمترين عوامل سازگارىهاى روان آدمى است. به اعتقاد اينان، هنگامى كه فرد بتواند با تغيير خويشتن، خود را با زندگى هماهنگ سازد، آن وقت سالمترين و شادترين افراد را خواهيم داشت.
حتّى فرويد در سال ١٩٣٠ م. اعلام كرد كه توانايى «خود» در بازدارى از وسوسههاى پرخاشگرى و رفتارهاى ضدّ اجتماعى، عيار زندگى متمدّن است.
بازشناسى كاربرد تقوا و خودمهارگرى، تأثير عميق آن را بر كشمكشها و وسوسههاى روزانه افراد نشان مىدهد. تقريباً همه مشكلات عمده شخصى و اجتماعى، مستلزم نوعى شكست در خودمهارگرى است.
باميستر در سال ٢٠٠٧ م. اعلام كرد كه بر اساس تحقيقات دانشمندان، فقدان يا ضعف در تقوا و خودمهارگرى، موجب اينگونه مشكلات رفتارى مىشود: استعمال دخانيات، اعتياد و سوء مصرف مواد و الكل، جنايت و خشونت و روابط نامشروع جنسى. از نظر اينان، حتّى امورى، مانند پرخورى و افراط در هزينهها (ولخرجى) نيز به همين عامل برمىگردد.
همچنين واس و باميستر در سال ٢٠٠٤ م. بيان داشتند كه:
گاهى اوقات، ناتوانى در مهار خود در هزينه كردن پول، پاى مشكلاتى، مانند بدهى و وام، خرجهاى افراطى و ناتوانى در پسانداز پول (خواه براى امور غير مترقّبه يا براى هزينههاى پيشبينىشده آينده، همچون تربيت فرزندان يا حتّى براى بازنشستگى) را به ميان مىكشد.
جنايت و خشونت افراد، اغلب بازتاب شكست و ناتوانى در مهار نمودن تكانهها و وسوسههاى پرخاشگرانه بوده است.
مشكلات هيجانى و عاطفى، عموماً ريشه در شكست در اجتناب يا اصلاح عواطف و احساسات ناخواسته دارد كه از ضعف خودمهارگرى ناشى مىشود.
بسيارى از مسائل سلامت جسمانى و ابتلا به بيمارىها، ريشه در قصور در ورزش يا خوردن غذاهاى ناسالم دارد كه به علّت ضعف خودمهارگرى اتّفاق مىافتد.
كمآموزى در كار و مدرسه، از فقدان خودمهارگرى در تنظيم مطالعه نشئت مىگيرد.
حتّى به تعويق انداختن نادرست امورى كه نبايد به تعويق بيفتند و منجر به تنشهاى فزاينده و كيفيت نامرغوب كارها مىگردند، از شكست شخص در پيگيرى برنامه مناسب ناشى مىشود كه ريشه در ضعف خودمهارگرى دارد.
تانجنى در سال ٢٠٠٤ م. با تأكيد بر تفاوت افراد در خودمهارگرى، مىنويسد كه بعضى از افراد بسيار بهتر از ديگران قادر به مديريت زندگى خود، مهار عصبانيت خود، حفظ رژيم غذايى، به اتمام رساندن تعهّدات، پسانداز پول، ثبات قدم در كار، رازدارى و چيزهايى از اين قبيل مىباشند. به اعتقاد باميستر (٢٠٠٧ م.) اين بدان جهت است كه نيروى خودمهارگرى، به افراد اجازه مىدهد تا به منظور همنوايى با انتظارات ديگران و همزمان با تحوّلات فرهنگى، رفتار خويش را تغيير بدهند. اين نيرو، ريشه بنيادى اراده آزاد است تا حدّى كه افراد را قادر مىسازد تا بر تكانههاى اوّليه خود غلبه نموده، آنها را به شيوههاى پيچيده و انعطافپذير تصميمگيرى و رفتار، مجهّز مىنمايد.
فلدمن، مارتينز و شاهما در سال ١٩٩٥ م. دريافتند كه كودكان داراى توان خودمهارگرى بالا، نمرات بهترى را در دورههاى كامپيوتر كسب نمودند.
تحقيقات فلين نيز در سال ١٩٨٥ م. دريافت كه پيشرفت در تأخير ارضاءها و لذّتها با پيشرفت موفّقيت تحصيلى در ميان پسران آفريقايى، آمريكايى همراه است.
در يك جفت مطالعه كه توسط ميشل، شدا و همكارانشان انجام شد، آنها توانايى كودكان چهار ساله در به تأخير انداختن ارضا را سنجيده و پس از سالها، با بررسى زندگى آينده دريافتند آنها كه خودمهارگرى بالا داشتند، اغلب افراد موفّق بودند و آنها كه خودمهارگرى پايين داشتند، اغلب يا بزهكار و خلافكار شده بودند يا افراد بىعرضه و ناكارآمد.
از سوى ديگر، خودمهارگرى با روابط بين فردى بهتر كه در پيوند مستحكمتر خانوادگى و تعارض كمتر خانوادگى نمايان است، در ارتباط است. همچنين آنها در همدلى كردن با ديگران، نمرات بالاترى كسب مىكنند؛ به علاوه اين قبيل افراد، خشم كمتر و مديريت بهتر خشم را گزارش نمودهاند.
انشاءالله ادامه دارد ....
پىنوشتها:
[١]. «نهج البلاغه»، خطبه ١٧٦.
[٢]. درست است كه در محور زمان، گذشته نيز وجود دارد؛ امّا گذشته، از امور پيش روى بشر نيست. امورى كه بايد درباره آنها تصميم بگيريم و انتخاب كنيم، يا مربوط به آينده است يا مربوط به حال.
[٣]. «ده گفتار»، صص ١٦ و ١٧.
[٤]. اين بخش با استفاده از پاياننامه كارشناسى ارشد جناب حجّت الاسلام آقاى دكتر حميد رفيعى هنر نوشته شده است.