ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - نقش وى در سياست خارجى آمريكا
حالىكه بسيارى از اين افسران ناقض حقوق بشر بودند.
مداخله در آرژانتين
كيسينجر در ماجراى كودتاى نظامى در آرژانتين نيز همان رويه سابق شيلى را ادامه داد. در سال ١٩٧٦ م.، ژنرال خورخه ويدلا دولت دمكراتيك ايزابل پرون را با كودتايى تحت عنوان فرآيند سازماندهى مجدّد ملّى سرنگون كرد. وى سپس به تقويت قدرت خود پرداخت و مخالفان خود را به شدّت سركوب كرد. در دوره وى بسيارى ناپديد شدند. كيسينجر در ديدارى كه با چزاره آگوستو گوزتى داشت، به وى اطمينان داد كه آمريكا متّحد آرژانتين است؛ امّا از وى خواست قبل از اينكه كنگره به فكر اعمال تحريمها عليه اين كشور بيفتد، شرايط كشور را به وضعيت عادى برگردانند.[١]
آفريقا
در سال ١٩٧٤ م.، يك كودتاى نظامى چپگرا در «پرتغال»، دولت كائتانو را سرنگون كرد. دولت نظامى رستگارى ملّى سريعاً به مستعمرات پرتغال استقلال داد. سربازان كوبايى، از جناح چپ جنبش مردمى در جنگ داخلى آنگولا (١٩٧٥- ٢٠٠٢ م.) حمايت نمودند. كيسينجر از نيروهاى مخالف و همچنين از حمله نيروهاى آفريقاى جنوبى به آنگولا با پشتيبانى سيا، حمايت نمود.
تيمور شرقى
فرآيند استقلال مستعمرههاى پرتغال، توجّه آمريكا را به يكى از مستعمرههاى سابق پرتغال به نام «تيمور شرقى» جلب كرد كه در «مجمع الجزاير اندونزى» قرار داشت و استقلال خود را در ١٩٧٥ م. اعلام كرده بود. سوهارتو، رئيس جمهور اندونزى يكى از متّحدان قدرتمند آمريكا در آسياى جنوب شرقى بود. وى شروع به بسيج ارتش كرد تا تيمور شرقى را كه به سرعت تحت نفوذ حزب چپگرا قرار مىگرفت، ضميمه خاك اندونزى نمايد. در دسامبر ١٩٧٥ م. در «جاكارتا»، سوهارتو برنامههاى خود را براى حمله، براى كيسينجر و جرالد فورد تشريح نمود. كيسينجر و فورد به وى اطمينان دادند كه آمريكا متّحد اندونزى باقى مانده و به آن حمله، اعتراضى نخواهند كرد. كمكهاى تسليحاتى آمريكا به اندونزى ادامه يافت و سوهارتو نقشه خود را ادامه داد.
نقشهاى ديگر
كيسينجر اندكى پس از ترك دولت در سال ١٩٩٧ م.، پيشنهاد يك كرسى در دانشگاه كلمبيا را دريافت نمود. مخالفتهاى دانشجويى زيادى با اين انتصاب صورت پذيرفت[٢] كه به زودى توجّه رسانهاى زيادى را به خود معطوف ساخت.[٣] در نهايت، دانشگاه كلمبيا مجبور شد اين انتصاب را ملغى سازد.
كيسينجر بعدها وارد «مركز مطالعات استراتژيك و بينالمللى» در «دانشگاه جرجتاون»[٤] شد.
ويدر اواخر دهه هفتاد براى چند سال متوالى در «دانشكده سرويس خارجى ادموند والش» تدريس نمود. كيسينجر در سال ١٩٨٢ م. و با وامى كه از «بانك ايامواربورگ پينكوس و كمپانى» دريافت نمود، يك شركت مشاورهاى تأسيس كرد. وى يكى از شركاى شركت كيسينجر مكلارتى است كه به همراه مك مكلارتى، رئيس دفتر سابق بيل كلينتون، تأسيس نمود.[٥]
وى همچنين در هيئت مديره گروه روزنامهاى «هولينگر اينترنشنال» در «شيكاگو» نيز فعّاليت نمود. وى از مارس ١٩٩٩ م. تاكنون عضو هيئت مديره «شركت هوافضاى گلف استريم» است.
كيسينجر در سال ١٩٧٨ م.، به عنوان عضو هيئت مديره ليگ فوتبال آمريكاى جنوبى منصوب شد.[٦] وى از سال ١٩٩٥ تا ٢٠٠١ م.، در هيئت مديره «فريپورت- مكموران» فعّاليت نمود.
اين شركت چند ملّيتى، توليد كننده مس و طلا بوده و داراى تأسيسات استخراج و فرآورى متعدّدى در اندونزى است.[٧]
در فوريه ٢٠٠٠ م.، عبدالرّحمان وحيد، رئيس جمهور وقت اندونزى، كيسينجر را به عنوان مشاور سياسى خود برگزيد. وى همچنين به عنوان مشاور افتخارى اتاق تجارى آمريكا و آذربايجان فعّاليت مىكند.
كيسينجر از سال ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٦ م.، عضو هيئت امناى «صندوق بورسيه آيزنهاور» بود.
نقش وى در سياست خارجى آمريكا
كيسينجر زمانى كه يك دمكرات غير واشينگتنى به نام جيمى كارتر كه پيشتر از اين، فرماندار «ايالت جورجيا» بود، جرالد فورد جمهورىخواه را در انتخابات رياست جمهورى ١٩٧٦ م. شكست داد، از سمت خود كنارهگيرى كرد. كيسينجر در عين حال به حضور خود در گروههاى سياستگذار، همچون «كميسيون سه جانبه» ادامه داده و مشاركت خود را در نويسندگى، سخنرانى و مشاوره در امور سياسى حفظ كرد.
وى به همراه ديويد راكفلر در متقاعد ساختن كارتر در پذيرفتن آمدن شاه ايران، محمّدرضا پهلوى به آمريكا براى مداواى پزشكى، نقشى بسزا ايفا نمود؛ يعنى درست همان تصميمى كه منجر به بحران گروگانگيرى در ايران شد.
در سال ٢٠٠٢ م. كيسينجر از سوى بوش، به عنوان رئيس «كميته بررسى حملات سپتامبر» برگزيده شد. زمانى كه از وى درباره تضادّ منافع بالقوّهاش پرسيده شد، كيسينجر به جاى نشان دادن ليست مشتريان خود، در روز ١٣ دسامبر ٢٠٠٢ م. از سمت خود استعفا داد.
در همين خصوص هيچنز مىپرسد: چرا بايد كسى كه دو بار دروغگويىاش محرز شده است، رياست چنين كميته حسّاسى را به عهده بگيرد؟ هيچنز همچنين اين نكته را يادآورى مىكند كه:
اگر «القاعده» را مسئول حملات ١١ سپتامبر بدانيم و باز اگر در نظر گيريم كه القاعده از سوى اليگارشى آل سعود و ارتش پاكستان حمايت مىشود، اين سؤال مطرح مىگردد كه خود كيسينجر كه سالها حامى اين قبيل رژيمها و توجيهگر اقدامات آنها بوده است، چرا به رياست اين كميته برگزيده مىشود؟
جرج بوش كسى را به اين سمت منصوب كرد كه به خاطر اقدامات گذشتهاش، به بسيارى ازكشورها نمىتواند قدم بگذارد و حتّى