ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - ٦ كج انديشى مسلمانان به خاطر تهمت هاى ناروا
٢. مظلوميت اهل بيت (ع)
در تاريخ، بارها و بارها ديده شده است كه حضرت محمّد (ص) با ديدن اهل بيت (ع)، به سختى گريستند و وقتى از علّت گريه ايشان جويا مىشدند، مىفرمودند: «براى فرزندانم گريه مىكنم و آنچه كه اشرار امّت من، پس از من براى آنها ايجاد مىكنند.»[١]
ايشان كه از كينهها و حسادتهاى منافقان، بزرگان و ديگر كوردلان آگاه بودند، بارها تأكيد كردند:
«... بيم من از پيشوايان و زمامداران گمراهكننده و ريخته شدن خون خاندانم پس از من است.»[٢]
٣. سرنوشت امّت
يكى از بزرگترين نگرانىهاى رسول خدا (ص)، براى امّتشان بود؛ امّتى كه با سختىهاى بسيار، مسلمان شده بودند. رسول اكرم (ص) از چند چيز براى امّت خويش بيمناك بودند:
الف) پيروى از هواى نفس
رسول خدا (ص) مىفرمودند:
«آنچه كه بيش از هر چيز، بر شما بيم دارم، پيروى از هواى نفس و آرزوى دراز است؛ هواپرستى، [آدمى را] از حق باز مىدارد و آرزوى دراز، آخرت را از ياد انسان مىبرد.»[٣]
ب) دنيا زدگى
نگرانى ديگر پيامبر (ص) آن بود كه با دستيافتن مردم به مال و ثروت و چشيدن شيرينى دنيا، دلهاى آنان دنيا زده شود و از ارزشها دست بشويند و در كسبها و در آمدها، مراعات حلال و حرام ننمايند. ايشان مىفرمايند:
«بر شما از آن بيم دارم كه پس از من، دنيا به روى شما گشوده شود (و به دنيا و ثروت برسيد.) آنگاه يكديگر را نشناسيد! آن وقت است كه آسمانيان هم شما را نشناسند.»[٤]
و در بيانى ديگر چنين مىفرمايند:
«بيشترين بيمى كه بر امّت خودم پس از خويش دارم، اين كسبهاى حرام و در آمدهاى نامشروع و شهوت پنهانى و رباست.»[٥]
پس از رسول خدا (ص)، خلافت به دست نااهلان افتاد و در زمان عثمان، خلافت بىپيرايه بر مسلمانان، تبديل به سلطنت تجمّلگرايانهاى شد كه در زمان معاويه به اوج خود رسيد.
ج) گمراهى
رسول خدا (ص) با پيشبينى آينده امّت و جانشينان ناخلف، نگرانى خويش را چنين ابراز مىكردند:
«بر امّت خويش، از زمامدارانِ گمراهكننده بيمناكم.»[٦]
و فرمودند:
«بر شما از آن بيم دارم كه دين، سبك شمرده شود؛ حكم و داورى، خريد و فروش شود؛ پيوندهاى خانوادگى از هم بگسلد؛ قرآن را وسيله ساز و آواز قرار دهيد و كسانى را جلو بيندازيد كه برترين شما نيستند.»[٧]
ايشان مىفرمودند: «از سه چيز پس از خودم براى امّتم بيم دارم: گمراهى پس از هدايت، در چاه فتنهها افتادن و شهوت شكم و فرج.»[٨]
٤. سلطه و نفوذ منافقان
در زمان حيات رسول خدا (ص)، يكى از بزرگترين نگرانىهاى ايشان، منافقانى بود كه آنقدر زيركانه ظاهرسازى مىكردند كه مردم به ايمان آنان باور داشتند؛ كسانى كه با ظاهر مسلمانشان، بارها و بارها، قصد جان رسول خدا (ص) را كردند، جنگها را به انحراف كشاندند و در نهايت، نگذاشتند مسئله جانشينى ايشان به نتيجه مطلوب برسد.
درباره منافقان، گفتنى زياد است. در اينجا به اين حديث از رسول اكرم (ص) بسنده مىكنيم كه فرمودند:
«از منافق شيرينزبانى بر شما بيمناكم كه حرفهايش برايتان آشناست؛ ولى عمل و رفتارش به گونهاى است كه نمىشناسيد.»[٩]
٥. مشكلسازى يهوديان
يكى ديگر از مشكلاتى كه از همان زمان حيات رسول خدا (ص) وجود داشت، كارشكنىها و دخالتها، تحريكات و دشمنى يهوديان با رسول خدا (ص) و مسلمانان بود.
يهوديان، پشت همه غزوات بودند؛ يا در مقابل پيامبر (ص) صفبندى مىكردند يا در پشت صحنه جنگ، به تحريك كافران مىپرداختند.
پس از رحلت رسول اكرم (ص)، يهوديان به كارشكنىهاى خود ادامه دادند و در شهادت امامان معصوم (ع)، نقش داشتند. امروز نيز، اين دشمنىها با امام غايب (عج) ادامه دارد.
٦. كجانديشى مسلمانان به خاطر تهمتهاى ناروا
از ابتداى بعثت، تا همين امروز كه در آن زندگى مىكنيم، تهمتهاى بىشمارى به رسول خدا (ص) زده شده است. برخى از اين تهمتها، به تحريك يهوديان انجام مىشد و بيشتر آنها از طرف قريش بر سر زبانها مىافتاد. در اين بخش، به چند تهمت و ناسزا، اشاره مىكنيم:
الف) تهمت شهوترانى: البتّه تاريخ درباره پاكدامنى رسول خدا (ص)