ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ب مبانى انسان شناسانه
سوم، سكولاريسم يا دنياگرايى كه پيامد آن، بىتوجّهى به حيات اخروى و تمركز نگاه بر سعادت دنيوى انسان، از يك سو و نفى حاكميت دين در عرصه قانونگذارى و برنامهريزىهاى اجتماعى از سوى ديگر بود.
چهارم، هدونيسم يا لذّتگرايى كه غايت فعّاليت انسان را رسيدن به لذّت بيشتر مىدانست و هرگونه هدف متعالى را نفى مىكرد.[١]
بر اساس اين مبانى، نمودهاى مختلف زندگى فردى، خانوادگى و اجتماعى انسان، تنها جنبه مادّى، اين جهانى، لذّتطلبانه و سودگرايانه يافتند و از هرگونه تقدّس، معنويت و اهداف متعالى، اخروى و كمالطلبانه خالى شدند و صرفاً در خدمت ساختن بهشتى بريده از خدا در عرصه خاك قرار گرفتند. روابط زناشويى و جنسى زن و مرد نيز بر اساس همين مبانى، تعريفى متفاوت يافتند.
با توجّه به مطالب يادشده مىتوان به عمق و گستره تفاوت مبانى نظريّه جنسى اسلام با مبانى نظريّه جنسى حاكم بر مغربزمين دست يافت؛ زيرا چنانكه گفته شد، نظريّه جنسى اسلام برخلاف نظريّه جنسى غربى بر اساس باور به حاكميت خداوند بر عالم تكوين و تشريع، مسئوليت انسان در برابر خداوند، اعتقاد و التزام به ارزشها، هنجارها و احكام برخاسته از تعاليم وحى، محدود نشدن زندگى انسان به عالم دنيا و ضرورت حركت در مسير رشد و كمال معنوى و نفى لذّتگرايى غيرمسئولانه و بىحدّ و حصر شكل گرفته است.
٢. جنبههاى گوناگون نظريّه جنسى اسلام
با نگاهى به احكام متعدّدى كه در زمينه ارتباط زن و مرد در آموزههاى اسلامى بيان شده است، به خوبى مىتوان به وجود يك نظام و ارتباط منطقى ميان اين احكام در ظاهر متفرّق دست يافت. يكى از پژوهشگران كشورمان در اين زمينه، مىنويسد:
حجاب در اسلام، در يك مسئله اساسىتر ريشه دارد؛ يعنى اسلام مىخواهد انواع لذّتجويىهاى جنسى، به محيط خانوادگى و چارچوب ازدواج قانونى اختصاص يابد. پس بايد پايههاى استحكام حجاب را در لايههاى عميقتر جستوجو كرد كه همان كنترل روابط جنسى، وجود حيا و عفاف در جامعه و جلوگيرى از اختلاط است. از اينرو، در يافتن راهكارهاى گسترش حجاب، بيشترين راهكارها به تنظيم روابط جنسى زن و مرد مربوط مىشود.[٢]
پژوهشگر ديگرى در بيان اصول حاكم بر طرح موضوع حجاب در قرآن كريم، يكى از اين اصول را نگاه سيستماتيك يا نظاممند به موضوع حجاب برشمرده است.[٣]
بنابراين، مىتوان گفت در قرآن كريم، موضوع حجاب در چارچوب عفاف و حيا در جامعه طرح شده و خداوند، حجاب را موضوعى جدا از ديگر موضوعها ندانسته است. روند طرح موضوع حجاب و عفاف در «سوره نور» را مىتوان به اين صورت ترسيم كرد:
١. بيان حدّ زنا (ترمز و خطّ قرمزى براى جلوگيرى از فساد و فحشا) و سختگيرى بر زناكاران به چند صورت؛
٢. بيان حدّ قذف (به عنوان مكمّل مبارزه با فحشا از راه سختگيرى قانونى)؛
٣. بيان لعان و قانون و احكام آن؛
٤. بيان افك و آموزش دادن به اعضاى جامعه در زمينه شناخت برخورد درست يا نادرست با چنين رويدادهايى؛
٥. حكم شيوع فاحشه و آثار آن؛
٦. موعظه مؤمنان براى پيروى نكردن از نقشههاى شيطان؛
٧. تأكيد مجدّد بر آثار منفى قذف در دنيا و آخرت؛
٨. همتايى مردان پاك با زنان پاك و مردان ناپاك با زنان ناپاك؛