ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - افضليت به سبب علم برتر!
و در «تأويل الآيات» از امام باقر (ع) روايت شده است كه در تفسير آيه شريفه:
«وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛[١]
و ابراهيم فرزندان خود را و نيز يعقوب به آن وصيت كردند كه اى فرزندانم! خداوند دين را براى شما برگزيد. پس نميريد؛ مگر در حالىكه مسلمان باشيد.»
فرمودند:
«اسلام، يعنى [اعتقاد به] ولايت على (ع).»[٢]
خداوند، اين عهد (ولايت) درباره ايشان را از جميع مخلوقاتش، در عالم ذرّ و پيش از آنكه ذرّيه آدم (ع) از صلب ايشان خارج شده و پاى به عرصه هستى دنيوى بگذارند، اخذ كرده است.
درباره اين پيمان اخذ شده و در تفسير آيه مباركه
«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ؛[٣]
و آنگاه كه خداوند ميثاق پيامبران را گرفت كه چون كتاب و حكمت را به شما داديم، سپس رسولى به نزد شما آمد كه تصديقكننده آنچه با شماست (كتابهاى آسمانى) مىباشد. حتماً بايد به او ايمان آوريد.»
از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند:
«يعنى به رسول خدا (ص) و حتماً او را يارى دهيد؛ يعنى جانشين او اميرالمؤمنين (ع) را و خداوند پيامبر و رسولى را نفرستاد؛ جز آنكه از او پيمان گرفت براى محمّد (ص) به نبوّت و براى على (ع) به امامت.»[٤]
حضرت امام محمّد باقر (ع) در روايتى، از قول حضرت اميرمؤمنان (ع) ضمن اشاره به تقدّم خلقت نورى بر جميع پيامبران و پيمان ولايت اخذ شده از ايشان مىفرمايند:
«اميرالمؤمنين (ع) فرمودند:
خداى متعال يكتا و يگانه و در يكتايى خود يگانه است. سپس كلمهاى گفت كه نور شد. سپس از آن نور، محمّد (ص) را آفريد و من و ذرّيه مرا آفريد. سپس كلمهاى گفت كه روح گرديد. پس آن را در آن نور ساكن گردانيد و آن (نور) را در بدنهاى ما ساكن ساخت. پس ما روح و كلمه اوييم و به واسطه ما، از خلق خود در حجاب است. پس پيوسته ما در سايههايى سبز رنگ بوديم. آنجا كه نه خورشيد و ماه و شب و روزى بود و نه چشمى كه به حركت آيد، او را مىپرستيديم و تقديس و تسبيح مىكرديم، پيش از آنكه خلق خود را بيافريند و از پيامبران پيمان گرفت تا به ما ايمان آورده و ما را يارى دهند و اين همان قول خداى متعال است كه: «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما ...؛ و آنگاه «خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه چون كتاب و حكمت را به شما داديم، سپس پيامبرى به نزد شما آمد كه تصديقكننده آنچه با شماست (كتابهاى آسمانى) مىباشد. حتماً به او ايمان آوريد.»، يعنى به محمّد (ص) و «حتماً يارى دهيد»، يعنى جانشين او را. پس آنان به محمّد (ص) ايمان آوردند؛ ولى [هنوز] جانشين او را يارى نكردهاند و به زودى همگى او را يارى خواهند كرد.»[٥]
در حكمت اولوالعزم خواندن پنج نفر از انبياء و رسل نيز، حضرات معصومان، عزيمت يا تصميم و اقرار محكم انبياء درباره ولايت اهل بيت (ع) و اعلام آمادگى براى نصرت و يارى ايشان را باعث تفكيك انبياء و مجزّا شناختن پيامبران اولوالعزم از ساير انبياء بيان فرمودهاند.
مرحوم شيخ مفيد با سندش از امام محمّد باقر (ع) روايت كرده است كه ايشان، در تأويل آيه «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ» فرمودند:
«خداوند از پيامبران پيمان گرفت و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: بلى. [خداوند فرمود:] «و آيا اين محمّد (ص) پيامبرش و على، اميرالمؤمنين نيست؟» گفتند: چرا. پس نبوّت براى آنان ثابت شد. سپس از اولوالعزم پيمان گرفت كه من پروردگار شما و محمّد (ص) پيامبرش و على، اميرمؤمنان (ع) و اوصياى پس از او، واليان امر من و خزينهداران علم من هستند و مهدى (عج) كسى است كه به واسطه او، دينم را يارى مىدهم و دولتم را به او آشكار مىكنم و با وى، از دشمنانم انتقام گيرم و به سبب او خواه و ناخواه پرستيده مىشوم. گفتند: اى پروردگار ما! اقرار كرديم و گواهى داديم و آدم (ع) نه انكار كرد و نه اقرار نمود. پس عزيمت [و تصميم] براى آن پنج تن درباره مهدى (عج) ثابت گشت و براى آدم عزيمتى بر اقرار كردن نبود.»[٦]
و در «كافى»، از حضرت ابىعبدالله (ع) نقل است كه فرمودند:
«هيچ پيامبر نيامده؛ جز با معرفت ما و برترى دادن ما بر ديگران.»[٧]
و حضرت اميرمؤمنان (ع) نيز فرمودند:
«همانا خداوند، ولايت مرا به اهل آسمان و اهل زمين عرضه داشت. پس برخى اقرار كردند و برخى انكار. يونس [نبى (ع)] انكار كرد و خداوند او را در شكم ماهى حبس كرد تا اقرار نمود.»[٨]
در «عيون اخبارالرّضا (ع)» از مولايمان اميرمؤمنان (ع) روايت كرده است كه حضرتش در راهى مىرفت و مردى از اهل «خيبر» با وى همراه شد. عبورشان به رودى افتاد كه آب فراوانى داشت. آن مرد خيبرى بر عبايش نشست و از آب عبور كرد. سپس اميرمؤمنان (ع) را صدا زد و گفت: اى مرد! اگر تو نيز مانند من شناخت داشتى، مانند من عبور مىكردى. اميرمؤمنان (ع) فرمودند: «در جاى خود باش.» سپس با دست مبارك به آب اشاره كردند. آب منجمد شد و حضرت از آن گذشتند. آن مرد خيبرى چون چنين ديد، بر قدمهاى حضرت افتاد و گفت: اى جوان! چه گفتى كه آب را به سنگ تبديل كردى؟ حضرت فرمودند: «توچه گفتى كه بر آب گذشتى؟» گفت: خدا را به اسم اعظم او خواندم. فرمودند: «آن اسم كدام است؟» گفت: از خدا به اسم وصى اعظم محمّد (ص) درخواست نمودم. فرمودند: «من وصى محمّد (ص) هستم.» آن مرد گفت: راستى كه آن حق است. سپس مسلمان شد.[٩]
پس از فضيلت تقدّم در خلقت و شأن ولايت، برترى علمى اهل بيت (ع) در نسبت با عموم انبياء و رسل، باعث افضليت ايشان شناخته مىشود.
افضليت به سبب علم برتر!
حضرت ولى الله كه در مقام حجّت خداوند مستقر شده و متّكى به دين كامل (اسلام) و كتاب آخرين (قرآن)، وظيفه هدايت مردم را تا به قيامت عهدهدار مىشوند، ضرورتاً مىبايست علمى فراتر از همه انبياء (ع) داشته باشند؛ وگرنه نمىتوانند داعيهدار دين كامل و پاسخگوى سؤالات روزافزون باشند.
از حضرت اميرالمؤمنين، على (ع) حديثى است كه علم اهل بيت (ع) را سبب افضليت ايشان بر سايرين، از انبياء و اوصياء شناخته و مىفرمايند: