ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - دعبل خزائى
يادواره اوّلين شاعران و ذاكران اهل بيت (ع)
بخشو
جهانبخش كردىزاده، مشهور به بخشو (١٣١٥ ه. ش. بوشهر- ١٣٥٦ ه. ش. شيراز)، مشهورترين نوحهخوان بوشهرى در دوره معاصر است. بخشو با تشويق و آموزش سيّدعلى مهيمنيان، مدّاح و نوحهسرا، به عرصه مدّاحى وارد شد و كار خود را از پانزده سالگى با نوحهخوانى در «مسجد تنگك» در جنوب شهر «بوشهر» آغاز كرد. او فنون مدّاحى را علاوه بر مهيمنيان، نزد محمّد شريفيان و غلامرضا اصلاحپذير نيز آموخت. صداى خاص، تسلّط بالا و جدّيت بخشو در نوحهخوانى، در مدّتى كوتاه، نام او را به عنوان نماينده شاخص مدّاحى بوشهرى مطرح كرد و شهرت او را به استانهاى «خوزستان» و «فارس» نيز كشاند. نوحهخوانى در «مسسجد دهدشتى»، از مساجد مهمّ بوشهر، در شهرتيافتن بخشو تأثير زيادى داشت.
بخشو علاوه بر نوحهخوانى و مرثيههاى سنّتى بوشهر، در شروهخوانى، چاووشخوانى، مناجاتخوانى، صبحدمخوانى، بيتخوانى، جنگنامهخوانى، مصيبتخوانى و خيّامخوانى نيز از تبحّر خاصّى برخوردار بود و سبك ويژهاى در واحدخوانى داشت. برخى از ملودىها و سبك نوحههاى او، الهامبخش ديگر نوحهخوانان جنوب و برخى آهنگسازان موسيقى غير مذهبى بوده است. آخرين نوحهخوانى بخشو در حرم امام رضا (ع) بود و پس از آن در بازگشت، بر اثر عارضه قلبى درگذشت.[١]
بيضا
ميرزا صادق متخلّص به بيضا (١٢٦٨- ١٣٤٣ ه. ق.، اردبيل)، از شاعران مشهور «اردبيل» در دوره قاجار است. از دوره كودكى و نوجوانى او اطّلاعات چندانى در دست نيست. شغل او كلاهدوزى بوده و دكّانى هم در بازار اردبيل داشته است. در كنار اين شغل، به تجارت پوست برّه هم اشتغال داشت و از شهرهاى «بخارا»، «باكو»، «تهران» و «زنجان» پوست خريدارى مىكرد و در «آذربايجان» مىفروخت. ظاهراً بسيارى از اشعار او از بين رفتهاند. اشعار باقيمانده، اغلب به زبان تركى و در مدح و رثاى اهل بيت (ع) است. شهرت بيضا به مرثيههاى عاشورايى اوست كه هنوز هم در مجالس عزادارى در مناطق تركنشين خوانده مىشود. مشهور است كه بيضا اهل تحقيق در تفسير «قرآن»، «نهج البلاغه» و ميراث شعر فارسى و تركى بوده است و با علوم اسلامى و مسائل فقهى نيز آشنايى داشته است. ديوان اشعار او با نام «كلام بيضاى اردبيلى» منتشر شده است. بيضا در «بقعه شيخ صفى الدّين اردبيلى» در اردبيل مدفون است.[٢]
جودى
عبدالجواد خراسانى متخلّص به جودى (١٣٠٤ ه. ق.) از شاعران و مرثيهسرايان شيعه دوره قاجار است. وى از اهالى «عنبران»، روستايى در منطقه «طرقبه» در سه كيلومترى «مشهد»، بود و در جوانى به مشهد رفت و به قنّادى مشغول شد. با آنكه سواد خواندن و نوشتن كاملى نداشت، داراى طبع شاعرى بود و بر مبناى علاقه و ارادتش به اهل بيت (ع) اشعار بسيارى در مدح، منقبت و رثاى آنان سرود.
ديوان جودى با حدود سه هزار بيت قصيده، مثنوى، مرثيه و نوحههاى سينهزنى، نخستينبار در سال ١٢٩٩ ه. ق. به دستور ناصرالدّين شاه و به همّت ميرزا سعيدخان مؤتمن الملك، نيابت توليت آستان قدس، در چاپخانه سنگى آستان قدس چاپ شد و پس از آن، بارها در «ايران» و «هندوستان» منتشر شده است. در بخشى از ديوان او، به نام «از مدينه تا مدينه» شرح كاملى از واقعه كربلا، از زمان حركت كاروان امام حسين (ع) از «مدينه» تا بازگشت اسيران به آن شهر، به زبان شعر بيان شده است. اين شرح البتّه از نظر استناد تاريخىاش ارزش چندانى ندارد. ساده، روان و همهفهم بودن مرثيههاى جودى، سبب اقبال بسيار روضهخوانان و مدّاحان از زمان خود وى تا امروز شده است. از نوحههاى جودى، نوحه مشهور «او مىدويد و من مىدويدم» را مىتوان نام برد.[٣]
دعبل خزائى
ابوعلى يا ابوجعفر، دعبل بن على بن رزين بن عثمان خزائى كوفى، (٢٤٦ ه. ق.، شوش- ١٤٨ ه. ق. كوفه) شاعر، اديب، محدّث و عالم شيعه و از سرآمدان شعر عرب و مرثيهسرايان عاشوراست و نام اصلىاش محمّد يا حسن بوده و دعبل به معناى شتر پير، جل قورباغه يا هر چيز كهنه، لقبى است كه دايهاش از روى هزل به او داده بود. دعبل دوره كودكى و نوجوانى خود را در «كوفه» و «بصره» گذراند و در جوانى، به «بغداد» رفت و به تحصيل علم پرداخت. شعر و ادب عربى را نزد