ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - كاربرد درمانى عسل
«وَ التِّينِ ...لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» كه دانشمندان بعد از تحقيقات در انجير، به اين نتيجه رسيدهاند كه اين ميوه، تأثير مستقيم در قوام و قدرت انسان و سلامتى بدن دارد و فوايد ديگرى نيز براى انجير برشمردهاند. در روايات اهلبيت (ع) نيز فوايد فراوانى براى انجير حكايت شده است.
٧. عسل:
قرآن عسل را مايه شفا معرفى مىكند و مىفرمايد:
«يَخْرُجُمِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ؛[١]
از شكمهايشان نوشيدنى (=عسل) بيرون مىآيد كه رنگهايش متفاوت (و) در آن، براى مردم درمانى است.»
بسيارى از صاحبنظران، مفسّران و پزشكان در مورد اهمّيت غذايى و دارويى (شفا بخش) عسل سخن و به قرآن آفرين گفتهاند كه آن را «شفا» خوانده است. اينك به طور خلاصه اشاراتى به خواصّ مىكنيم:
الف. عسل داراى بيش از ٧٠ مادّه مختلف بوده كه براى بدن بسيار مفيد است؛
ب. عسل خاصّيت ضدّ ميكروبى و ضدّ عفونى دارد و ميكروبها قادر به حيات در عسل نيستند؛
ج. عسل براى كودكان، هم يك مادّه غذايى و هم يك داروى ارزشمند است؛
د. عسل در پيشگيرى از عوارض تابش انواع اشعه و سرطان نقش بسزايى دارد.
كاربرد درمانى عسل:
١. عسل در درمان بيمارىهاى پوستى، به ويژه جوشهاى چركى و زخمهاى كهنه و عفونى مؤثّر است؛
٢. عسل تأثيرات نيكويى بر بيمارىهاى گوارشى دارد؛
٣. عسل در درمان بيمارىهاى تنفّسى، مثل بيمارى سل، سياه سرفه و التهاب ريه نقش مؤثّر دارد؛
٤. عسل از قديم الايّام در درمان بيمارىهاى چشم به كار برده مىشد. همچنين در بيمارىهاى زنان و زايمان و بيمارىهاى گوش، حلق و بينى و بيمارىهاى قلبى و كليه و دستگاه عصبى مؤثّر است كه صاحبنظران به طور مفصّل به تشريح آنها پرداختهاند.
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
«خداوند تبارك و تعالى اين اشياء را بر بندگان حرام نكرد و غير آنها را حلال قرار نداد تا ايشان را به آنچه حلال كرده، راغب و از آنچه حرام فرموده، بىميل نموده باشد؛ بلكه پس از آفرينش مخلوقات، آنچه را كه ابدان ايشان به آن قائم و در راستاى مصلحت و خير آنها است، به آنها تعليم فرمود و پس از آن، تفهيمشان نمود كه اين سنخ از اشياء بر ايشان مباح و حلال است و نيز آنچه را به ضرر ابدانشان هست، به آنها هشدار داد و اعلام فرمود كه اين قبيل از اشياء بر آنها حرام است.»
بنابراين:
١. قرآن چيزهايى را كه طبع سالم انسان از آن متنفّر و استفاده از آن براى او ناراحتى و بيمارىهاى جسمى و روحى ايجاد مىنمايد، حرام كرده است؛
٢. علّت و فلسفه حرمت برخى از امور، براى بشر با توجّه به پيشرفت علم، روشن شده است و ممكن است علّت حرمت اينگونه غذاها منحصر به اين امور نباشد و علّتهاى ديگرى هم در حرمت اين غذا دخيل باشد كه هنوز بشر پى به آن نبرده است؛