ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ويژگى هاى خانواده سالم
١٦. با هم رو راست و صادق هستند؛
١٧. به راحتى علاقه خود را به هم نشان مىدهند؛
١٨. به راحتى و آزادانه با يكديگر درد دل مىكنند؛
١٩. اين حق را دارند كه درباره هر موضوعى، مثل ناكامىها، ترسها، صدمههايى كه ديدهاند، خشم خود، انتقاد از ديگرى، خوشىها يا كاميابىها با يكديگر سخن بگويند؛
٢٠. افراد خانواده براى كارهاى خود، برنامهريزى مىكنند؛
٢١. در اجراى برنامهها اگر مشكلى پيش آمد، به سادگى خود را با آن تطبيق مىدهند و در نتيجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس يا واهمه، بيشتر مشكلات زندگى خود را حلّ و فصل كنند؛
٢٢. در اين خانواده، زندگى آدمى و احساسات بشرى، بيش از هر عامل ديگرى مورد توجّه و احترام است؛
٢٣. در خانواده، پدر و مادر، خود را مدير و رهبر خانواده مىدانند و نه رئيس يا ارباب؛
٢٤. مىدانند كه در موقعيتهاى مختلف چگونه به فرزندان خود بياموزند تا به مرحله يك انسان واقعى بودن نزديك شوند؛
٢٥. اعضاى خانواده درباره اشتباهات خود در قضاوت رفتار، بروز هيجانها و ... به همان سهولتى با يكديگر سخن مىگويند كه در مورد كردار و گفتار صحيح خود اظهار نظر مىكنند؛
٢٦. رفتار اولياى خانواده با آنچه به فرزندان خود مىگويند يا توصيه مىكنند، مطابقت دارد و در اين راه، از خود صداقت بسيار نشان مىدهند؛
٢٧. پدر و مادر خانواده مانند هر مدير موفّق، نسبت به زمان، حسّاس هستند و مترصّد آن مىباشند تا از هر فرصت مناسب براى سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود، استفاده كنند؛
٢٨. اگر يكى از افراد خانواده مرتكب اشتباهى شد و نادانسته خسارتى ايجاد نمود، پدر و مادر و بزرگترها در كنار او قرار مىگيرند تا از او حمايت كنند. اين رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بىدقّت، بر احساس ترس يا گناه خود فائق آيد و از فرصت آموزشى كه پدر و مادر براى او فراهم كردهاند، بيشترين بهره را بگيرد؛
٢٩. اولياى خانواده مىدانند كه فرزندان عمداً بدى نمىكنند. به همين دليل اگر متوجّه شوند كه فرزند آنان در زمينهاى خرابكارى كرده است، به اين نتيجه مىرسند كه يا سوءتفاهمى در كار بوده يا احساس فردى و احترام به خويشتن در فرزند آنان كاهش پيدا كرده است و بايد براى اين مشكل راه حلّى پيدا كنند؛
٣٠. اولياى خانواده مىدانند هنگامى فرزند آنان براى يادگيرى آمادگى بيشترى خواهد داشت كه خود را با ارزش بداند و احساس كند كه ديگران نيز براى او ارزش قائل هستند؛
٣١. اولياى خانواده مىدانند كه اگرچه با شرمنده كردن و تنبيه بدنى فرزندان مىتوان رفتار آنان را تغيير داد، امّا اين آگاهى را نيز دارند كه آثار اين تنبيهها در ذهن آنان باقى مىماند و به سادگى و به سرعت قابل ترميم نمىباشد؛
٣٢. پدر و مادر خانواده آموزش فرزند خود را با گوش دادن، حس كردن، فهميدن و در نظرگرفتن زمان و دوره خاصّ رشد او آغاز مىكنند؛
٣٣. پدر و مادر خانواده مىدانند كه در زندگى هر شخصى، مشكلاتى پيش خواهد آمد و اجتناب از همه مشكلات زندگى امكانناپذير نيست؛ لذا گوش به زنگ هستند كه براى هر مشكل تازه، راه حلّى پيدا كنند و به فرزندان خود نيز مىآموزند تا چگونه در حلّ مشكلات، از خلّاقيت و نوآورى بهرهبگيرند؛
٣٤. اولياى خانواده مىدانند كه تغيير و تحوّل، از ويژگىهاى زندگى است. آنها مىپذيرند كه فرزندانشان به سرعت، مراحل مختلف رشد را طى مىكنند و هيچگاه نبايد سدّ راه رشد و تغيير فرزندان خود شوند.
منبع: نشريه خانواده خوشبخت، شماره ٤، صص ٥٣- ٤٨.