ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - آقا- خانم
خانم: من كه خوشگل نيستم. اينو خودم مىدونم!
آقا: بيا از نگاه من ببين. اون وقت زيباترين گل خوشبوى بهارى منو مىبينى!
خانم: با من بحث نكن. حوصله ندارم!
آقا: منو ببخش. مثل اينكه زياد حرف زدم!
خانم: تو همش از من ايراد مىگيرى!
آقا: آخه اينقدر خوبى كه نمىخوام حتّى كوچكترين عيبى داشته باشى!
خانم: زبونت نيش داره!
آقا: گازش مىگيرم تا ديگه هوس نكنه تو رو آزار بده!
خانم: مسخرهام مىكنى؟!
آقا: غلط بكنم!
خانم: من مىرم خونه بابام!
آقا: دلت مياد منو تنها بذارى!
خانم: من اصلًا تو رو نمىخوام!
آقا: من فقط تو رو دارم!
خانم: خيال كردى كى هستى؟!
آقا: عاشق و معشوق تو!
خانم: من طلاق مىخوام!
آقا: اجازه بده اوّل با يك مشاور خوب مشورت كنيم!
آقا- خانم
آقا: با تو كسى ازدواج نمىكرد. من بودم كه با تو ازدواج كردم!
خانم: پس من بايد خيلى از تو ممنون و سپاسگزار باشم!
آقا: دوستت ندارم!
خانم: عوضش من به تو افتخار مىكنم!
آقا: خانمِ فلانى از تو بهتره!
خانم: امّا تو از همه براى من بهترى!
آقا: من زيردست تو نيستم!
خانم: تو آقاى منى. اقتدار و غرورت برام زيباست!
آقا: چرا اخم مىكنى؟ مگه طلب باباتو دارى؟!
خانم: معلوم مىشه، لبخند منو خيلى دوست دارى. ديگه اخم نمىكنم!
آقا: اينقدر كارم سخت و سنگينه!
خانم: خسته نباشى. خدا بهت قوّت بده كه به خاطر من و بچّهها اينقدر زحمت مىكشى!
آقا: اين قيافست كه من دارم؟!
خانم: زيبايى عقل و شخصيتت فوق العاده است!
آقا: خيلى اسراف مىكنى!
خانم: از توجّهت متشكرم!
آقا: بيخود برام ناز نكن!
خانم: ناز نكنم چه كار كنم؟!
آقا: ثروت و پولِ بابات را به رُخم نكش!
خانم: پول و ثروت چرك دسته!
آقا: تو متكبّرى!
خانم: معذرت مىخوام. مثل اينكه زيادى ناز كردم؟!
آقا: تو خيلى احساساتى هستى!
خانم: براى همين عاشق توام!
آقا: لجبازى نكن كه از چشمم مىافتى!
خانم: خدا اون روز رو نياره!
آقا: گوش كن ببين چى مىگم!
خانم: سرا پا گوشم!
آقا: از من اطاعت كن تا ازت راضى بشم!
خانم: حتماً!
آقا: اينقدر تجمّلى و هوسباز نباش!
خانم: مىتونم زيبادوست باشم؟!
آقا: تو آشپزى بلد نيستى!
خانم: اميدوارم با راهنمايىهاى شما ياد بگيرم!
آقا: نمىخوام رانندگى ياد بگيرى!
خانم: مهم نيست. خيلى چيزها هست كه مىتونم ياد بگيرم!
آقا: چرا ناراحتى؟ كشتىهات غرق شدن؟!
خانم: عشق تو رنجورم كرده!
آقا: حوصله تو رو ندارم!
خانم: منم غير از تو كسى رو ندارم!
آقا: از خانوادت خوشم نمياد!
خانم: عوضش من به خانوادهات احترام مىذارم!
آقا: از دستت خيلى عصبانيم!
خانم: ببخش منو كه عصبانيت كردم!
آقا: تو مادر منو دوست ندارى!
خانم: خدا سايه بزرگترها رو بر سر ما نگه داره!
آقا: مىخواى به من دستور بدى؟!
خانم: مىخوام خواهش كنم!
آقا: تو آبروى منو مىبرى!
خانم: انشاءالله توى دنيا و آخرت روسفيد و آبرومند باشى!
آقا: كارى ندارى؟ من دارم مىرم؟!
خانم: فدات بشم! چشم براهت مىمونم تا برگردى. خدا نگهدارت باشه!
آقا: تو بىعُرضهاى!
خانم: عوضش مربّى فهميدهاى مثل تو دارم!
آقا: چرا لباس من اتو نداره؟!
خانم: شرمنده صبر و حوصله توام. الآن مثل برق برات اتو مىكنم!
آقا: چقدر شُلى؟!
خانم: عشقت منو از پا انداخته!
آقا: دير بجنبى، رفتم!
خانم: فدات بشم! آقايى كن. يك كمى مهلت بده تا حاضر بشم!
آقا: چقدر حرف مىزنى! سرم رفت!
خانم: شنونده خوبى مثلِ تو آدم را به ذوق مياره!
آقا: مىخوام طلاقت بدم!
خانم: دل مهربونت نمىذاره!