ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - سلطان الواعظين
مسلم بن وليدبن انصارى (٢٠٨ ه. ق.-؟) آموخت. خاندان دعبل از جمله پدر و عمويش شاعر بودند. دعبل نيز از جوانى شعر مىسرود و بيشتر عمرش به شاعرى و مدح يا هجو صاحب منصبان و امرا و رجال و دريافت صله در ازاى اشعار گذشت.
وى كتابى هم با موضوع شرح حال شاعران از دوره جاهلى تا روزگار معاصر خود، به نام «طبقات الشّعرا» يا «كتاب الشّعرا» نوشته بود كه مفقود شده است. دعبل سفرهاى بسيارى به كشورهاى آسيايى و آفريقايى داشت. چند سالى به دربار هارون الرّشيد فراخوانده و از جمله شعراى دربار شد؛ امّا اعتقاد به امامت شيعه او را از دربار بيرون آورد.
در ديوان اشعار وى، قصايد بسيارى در مدح امامان شيعه (ع)، از جمله امام على (ع)، امام حسين (ع) و امام رضا (ع) و نيز هجو خلفاى عبّاسى، از جمله هارون الرّشيد، مأمون و معتصم آمده است. او علاوه بر شعر، دستى هم در علوم حديث، كلام، تاريخ و لغت داشت و از صحابه امام رضا (ع)، امام جواد (ع) و امام هادى (ع) محسوب مىشود.
در وصف او گفتهاند در دفاع از خاندان امامت و نكوهش دشمنان، بىپروا بود و زبان تند و جسورى داشت و در پاسخ به تهديدات مىگفت: من ٣٠ (در بعضى از اقوال ٥٠) سال است چوبه دار خود را بر دوش گرفتهام؛ امّا كسى نيست كه مرا بر آن آويزد.
دعبل در برخى قصايد و مراثى خود، از جمله قصيدههاى «تائيه»، «رائيه» و «دائيه»، مصائب اهل بيت (ع) در واقعه عاشورا را بيان كرده و صراحتاً مسبّبان آن واقعه را مورد حمله و طعن قرار مىدهد. اين مراثى، علاوه بر اظهار غم و سوگوارى، داراى درونمايههايى حماسى و مبارزاتىاند.
نوشتهاند كه دعبل، طبعى ظريف و زبانى گزنده داشت و به كمترين بهانهاى، زبان به هجو مخالفانش مىگشود. به همين سبب، دشمنان بسيارى داشت. پس از آنكه متوكّل عبّاسى دستور به تخريب قبر امام حسين (ع) داد، دعبل در هجو او يا در هجو مالك بن طوق تغلبى كه از متنفّذان عرب و كارگزاران بنىعبّاس بود، شعر سرود. سپس از بغداد به بصره گريخت. در آنجا، اسحاق بن عبّاس، والى بصره، دعبل را به زندان افكند و شكنجه داد. پس از رهايى از زندان، دعبل به «اهواز» گريخت و مالك بن طوق درصدد قتل وى برآمد و مزدورى را در ازاى ١٠ هزار درهم به تعقيب او فرستاد. نهايتاً در يكى از آبادىهاى «شوش»، به نام «طيّبه» دعبل به دست آن مزدور زخمى و مسموم شد و بر اثر همان زخم درگذشت. پيكرش را به شوش منتقل كردند و آنجا دفن نمودند. امروز قبر دعبل از جمله زيارتگاههاى شهر شوش به شمار مىرود.[١]
سلطان الواعظين
سيّد محمّد شيرازى مشهور به سلطان الواعظين (١٣١٤ ه. ق. تهران- ١٣٩١ ه. ق.) از روحانيون و وعّاظ مشهور شيعه ايرانى در دوره معاصر است. پدرش على اكبر ملقّب به اشرف الواعظين، از وعّاظ «شيراز» و «تهران» بود كه پس از جنبش مشروطه، به «كرمانشاه» رفت.
سلطان الواعظين دروس مقدّماتى علوم دينى را در «مدرسه پامنار» تهران فراگرفت و در دوازده سالگى همراه پدرش به «عراق» رفت. در «كربلا» به مدّت دو سال دروس سطح متوسطه را نزد اساتيدى، چون شهرستانى و فاضل مرندى خواند و به ايران بازگشت. پس از درگذشت پدرش در سال ١٣٥٠ ه. ق. به «قم» رفت و حدود پنج