ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - چه كنيم زندگيمان پر بركت شود؟
بركت است.
خلاصه اينكه، بركت و مبارك بودن و مبارك كردن كارها و زندگى و جامعه، بايد از طريق رو كردن به سرچشمه اصلى آن، يعنى امام و مكتب ولايت صورت گيرد؛ چنانكه در عرصههاى ديگر چنين است؛ يعنى مردم براى اخذ نور، به خورشيد رو مىكنند و اين، يك امر فطرى، معقول و طبيعى در جهان است. براى بركتجستن هم بايد به خورشيد سپهر امامت رو كرد.
در ادامه، گوينده چنين گفت:
در روايات آمده: «يَسُوقُ اللَّهُ بِهِ بَرَكَاتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض ...؛[١]
در زمان ظهور، خداوند به واسطه وجود مقدّس امام، بركات آسمانها و زمين را به سوى مردمان گسيل مىدارد.» اگر چه اين روايت در ارتباط با زمان ظهور مطرح شده است، امّا حقيقت اين است كه الطاف، عنايات و بركات الهى همين الآن هم توسّط ولى الهى و حجّت خدا به مردم مىرسد.
آيت الله جوادى آملى مىنويسد: نزول هر نعمتى به وساطت آنهاست و هم بركت داشتن هر نعمتى كه خود نعمتى ديگر است، به وساطت آنهاست. اگر چه هر مؤمنى براى مؤمن ديگر، بركت است: «إنّ المؤمن بركة المؤمن» و برخى امور ديگر نيز به عنوان بركت ياد شده است؛ ليكن ويژگى ائمّه (ع) در اين است كه نه تنها خودشان بركتند؛ بلكه واسطه هر بركتى هستند و نعمتهاى مادّى و معنوى خداوند به يمن وجود آنها بركت پيدا مىكند و مبارك مىگردد و اساساً بركت نعمتهاى الهى در وجود مبارك آنان قرار و آرام مىگيرد.
آرى. امام و حجّت خدا در روى زمين، جايگاه و سرچشمه بركات است؛ چنانكه در زيارت جامعه، بدان تصريح شده است: «و مساكن بركة الله؛ سلام بر شما امامان كه جايگاه بركت الله هستيد!»
شخص ديگرى در جمع گفت: به نظر مىرسد كه واژه بركت، شامل مادّيات و معنويات هر دوست؛ يعنى بركت سبب مىشود كه مال از لحاظ كمّى و مقدار، رشد و نموّ كند و خيرات زيادى را شامل حال انسان گرداند (در حالىكه شخص ديگرى ممكن است همين مقدار مال را داشته باشد و از آن رشد و نموّ محروم بماند.) و هم از لحاظ كيفى و معنوى مبارك باشد؛ يعنى سبب شود نظر الهى و حجّت او به مال و زندگى شخص معطوف گردد؛ مثلًا انسان توفيق پيدا كند از رزق حلال استفاده كند، مال خود را در مسير خدا و دين خرج نمايد و روز به روز بر لطافت روح و ايمان او اضافه شود.
و در نهايت سخن به اينجا رسيد كه اگر روكردن به امام و ولايت و محبّت و اطاعت او و خلاصه سر و سامان دادن يك زندگى و مشى معقول و ولايى در بعد فردى، سبب بركت زندگىها مىشود، قطعاً در بعد اجتماعى و سياسى نيز همينطور است و عكس آن، يعنى پشت كردن به ولى خدا و صاحب ولايت، موجب تنگشدن روزىها و از بين رفتن بركتها مىگردد؛ چنانكه «قرآن» فرمود:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً؛[٢]
هر كه (و هر امّتى) كه از ياد من (خدا) روى گرداند، قطعاً زندگى تنگ و بستهاى خواهد داشت (در بعد مادّى يا معنوى يا هردو).»
روشن است كه ياد ولى خدا و ذكر او و ولايت او (در تمامى مجارى آن، كه امروزه ولايت فقيه و رهبر نظام الهى از جمله اين مجارى اصلى است) نيز ياد خداست.
و گفته شد: مديران و مسئولانى كه امام و حجّت خدا را از ياد مىبرند و از مسير ولايت او دور شده و براى گشايش اقتصادى مردم به دشمنان خدا و اسلام و ولايت رو مىكنند و به آنان اميد مىبندند و از مساكن بركة الله كه امروزه وجود مبارك مهدى (ع) است، غفلت مىورزند، مطمئن باشند طرفى از آنان نخواهند بست؛ بلكه به تصريح قرآن، بايد منتظر يك زندگى تنگ و بسته و بىبركت نيز باشند.
پىنوشتها:
[١]. «مرآه الانوار»، ص ١٠٠.
[٢]. «منتخب الأثر»، ص ١٧٢.
(٣). «ادب قنارى مقرّبان»، ج ٢، ص ١٥١.
[٤]. سوره طه، آيه ١٢٤.