ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هشتاد و هشتم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
جلوه واعظان و گوش جان مردمان
٤ ص
(٤)
گلستانه
٨ ص
(٥)
خاك بهشت
٩ ص
(٦)
اوج شكيبايى
٩ ص
(٧)
حرم كبريا
٩ ص
(٨)
غزل عاشورا
٩ ص
(٩)
افضليت امامان معصوم (ع) بر انبياء و رُسُل
١٠ ص
(١٠)
افضليت به سبب علم برتر!
١١ ص
(١١)
روانشناسى انتظار
١٥ ص
(١٢)
امام؛ كوثر بركت
١٦ ص
(١٣)
چه كنيم زندگيمان پر بركت شود؟
١٦ ص
(١٤)
پرونده ويژه محرّم 1437
١٨ ص
(١٥)
عاشورا مهم ترين دليل براى ضرورت غيبت است
١٩ ص
(١٦)
قسم به شكافنده شب، قسم به فجر
٢٤ ص
(١٧)
سوره فجر، سوره حسين (ع)
٢٤ ص
(١٨)
تعبير نماز صبح، حسين بن على (ع)
٢٤ ص
(١٩)
روزى كه عرش خدا به لرزه افتاد
٢٥ ص
(٢٠)
گريه بر امام حسين (ع)
٢٦ ص
(٢١)
چرا امام عصر (عج) هر صبح و شام مى گريند؟
٢٦ ص
(٢٢)
پاسخ سؤال اوّل
٢٦ ص
(٢٣)
امّا پاسخ سؤال دوم
٢٦ ص
(٢٤)
دل عاشق را زبانى سرخ مى بايد!
٢٨ ص
(٢٥)
يادواره اوّلين شاعران و ذاكران اهل بيت (ع)
٢٩ ص
(٢٦)
بخشو
٢٩ ص
(٢٧)
بيضا
٢٩ ص
(٢٨)
جودى
٢٩ ص
(٢٩)
دعبل خزائى
٢٩ ص
(٣٠)
سلطان الواعظين
٣٠ ص
(٣١)
سيّد حِميَرى
٣١ ص
(٣٢)
فرزدق
٣١ ص
(٣٣)
كافى
٣٢ ص
(٣٤)
كسايى
٣٣ ص
(٣٥)
كعبى
٣٣ ص
(٣٦)
كُمِيت اسدى
٣٣ ص
(٣٧)
محتشم كاشانى
٣٤ ص
(٣٨)
مُفتَقَر
٣٤ ص
(٣٩)
مؤذّن زاده
٣٥ ص
(٤٠)
ناظم
٣٥ ص
(٤١)
وائلى
٣٥ ص
(٤٢)
يغما
٣٦ ص
(٤٣)
رجعت خون خدا (ع) به رگ هاى زمين
٣٧ ص
(٤٤)
نخستين رجعت كننده
٣٧ ص
(٤٥)
مأموريت حضرت سيدالشّهداء (ع) در بازگشت به دنيا
٣٧ ص
(٤٦)
الف) براى همراهى با قائم آل محمّد (ص)
٣٧ ص
(٤٧)
ب) براى احياى خونشان
٣٨ ص
(٤٨)
ج) براى سلطنتى شيرين و طولانى
٣٨ ص
(٤٩)
د) براى دفن آخرين منجى جهان
٣٨ ص
(٥٠)
كتاب شناسى سوگ شيعى
٣٩ ص
(٥١)
ادب الطّف
٣٩ ص
(٥٢)
اسرارالشّهادة
٣٩ ص
(٥٣)
التّنزيه
٤٠ ص
(٥٤)
الدَمعة الساكبة
٤٠ ص
(٥٥)
الفتوح
٤٠ ص
(٥٦)
المنتخب
٤١ ص
(٥٧)
حماسه حسينى
٤١ ص
(٥٨)
روضة الشّهداء
٤١ ص
(٥٩)
روضة الواعظين
٤٢ ص
(٦٠)
طوفان البكاء
٤٢ ص
(٦١)
عزادارى سنّتى شيعيان
٤٢ ص
(٦٢)
قمام زخّار و صمصام بتّار
٤٢ ص
(٦٣)
كامل الزّيارات
٤٣ ص
(٦٤)
گنجينة الاسرار
٤٣ ص
(٦٥)
لهوف
٤٣ ص
(٦٦)
لؤلؤ و مرجان
٤٤ ص
(٦٧)
مُثير الاحزان
٤٤ ص
(٦٨)
مَعالى السّبطين
٤٤ ص
(٦٩)
مقاتل الطّالبيين
٤٤ ص
(٧٠)
مقتل الحسين (ع)
٤٤ ص
(٧١)
مهيج الاحزان
٤٥ ص
(٧٢)
نفس المهموم
٤٥ ص
(٧٣)
نفثة المصدور
٤٥ ص
(٧٤)
پرونده ويژه خانواده در آخرالزمان
٤٦ ص
(٧٥)
خانواده در چهار سطح
٤٧ ص
(٧٦)
ويژگى هاى خانواده خشك و سخت گير
٤٧ ص
(٧٧)
ويژگى هاى خانواده سهل گير و آسان گير
٤٨ ص
(٧٨)
ويژگى هاى خانواده گسسته يا پريشان
٤٩ ص
(٧٩)
ويژگى هاى خانواده سالم
٥٠ ص
(٨٠)
در اعماق اقيانوس، يك حلقه ازدواج مفقوده پيدا شد
٥٢ ص
(٨١)
آموزش مهارت هاى كلامى زن و شوهر
٥٣ ص
(٨٢)
خانم- آقا
٥٣ ص
(٨٣)
آقا- خانم
٥٥ ص
(٨٤)
نظريه جنسى اسلام (بخش اول)
٥٦ ص
(٨٥)
مبانى نظريه جنسى اسلام
٥٧ ص
(٨٦)
الف مبانى هستى شناسانه
٥٨ ص
(٨٧)
ب مبانى انسان شناسانه
٥٨ ص
(٨٨)
آن آقاى كمان ابرو
٦٢ ص
(٨٩)
طبابت كار خداوند است
٦٥ ص
(٩٠)
اشاره اى كوتاه بر مطلب شماره قبل
٦٥ ص
(٩١)
آيات قرآن، پزشكى و طبابت
٦٥ ص
(٩٢)
جايگاه طبّ در احكام و قوانين اسلام
٦٦ ص
(٩٣)
جايگاه طبّ پيشگيرى در اسلام
٦٦ ص
(٩٤)
اوّل قاعده اعتدال در غذا خوردن
٦٧ ص
(٩٥)
پيامدهاى اسراف در غذا
٦٧ ص
(٩٦)
دوم ممنوع كردن چيزهاى ناپسند (خبائث)
٦٧ ص
(٩٧)
1 مردار
٦٨ ص
(٩٨)
2 خون
٦٨ ص
(٩٩)
3 گوشت خوك
٦٩ ص
(١٠٠)
4 ممنوعيت نوشيدن شراب (خمر)
٦٩ ص
(١٠١)
سوم توصيه به غذاهاى حلال و پاك (طيب)
٧٠ ص
(١٠٢)
انواع طيبات از ديدگاه قرآن
٧٠ ص
(١٠٣)
2 صيد دريا
٧٠ ص
(١٠٤)
7 عسل
٧١ ص
(١٠٥)
كاربرد درمانى عسل
٧١ ص
(١٠٦)
بهائيان از عمد جاى مذهب و دين را در پرسش نامه كنكور خالى مى گذارند
٧٣ ص
(١٠٧)
من او را ديده ام، تو نديده اى؟
٧٧ ص
(١٠٨)
دل را براى دلبر ما آفريده اند
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - مُفتَقَر

لاميه و ميميه) شهرت دارند. اين اشعار كميت، مقبول اهل بيت (ع) بوده و روايات بسيارى از ايشان در تأييد كميت و تمجيد اشعارش نقل شده است؛ از جمله روايت شده است كه وقتى كميت قصيده ميميه‌اش را نزد امام سجّاد (ع) خواند، امام به او فرمودند: «پاداش تو در توان ما نيست ... امّا خداوند در جبران كار تو تواناست.» و نيز در جاى ديگرى درباره او دعا كردند: «خداوندا! او را سعادت‌مند زنده بدار و با شهادت بميران!»

مشهور است كه امام باقر (ع) نيز در حقّ او اين دعا را فرمودند: «همواره تا زمانى كه از خاندان ما دفاع مى‌كنى، مؤيّد به روح القدس باشى!»

همچنين از امام صادق (ع) منقول است كه در حقّ او فرمودند: «خدايا! گذشته و آينده كميت را ببخش و از نهان و آشكار او درگذر و به او قدر عطا كن تا راضى شود!»

كميت پس از سرودن هاشميّات، مورد تعقيب بنى‌اميّه قرار گرفت و توسط خالد بن عبدالله قسرى‌، حاكم عراق، به زندان افتاد.

خليفه وقت، هشام بن عبدالملك نيز حكم قتل او را صادر كرد؛ امّا كميت با ترفندى، پيش از رسيدن حكم خليفه از زندان گريخت و به مدينه رفت. در آنجا با اجازه امام باقر (ع)، اشعارى از روى تقيّه در مدح هشام سرود و به «دمشق» رفت و آن اشعار را براى خليفه خواند. گرچه با اين كار، هشام او را عفو كرد و كميت توانست به كوفه برگردد، امّا چندى بعد و پس از آنكه اشعارى در هجو خالد قسرى سرود، مورد حمله جمعى از لشگريان قرار گرفت و بر اثرخونريزى ناشى از حمله درگذشت.

ديوان اشعار كميت را پس از او، اصعمى‌ و ابن سكّيت‌ گردآورى كردند. اين ديوان نخستين بار در سال ١٩٠٤ م. در «ليدن هلند» به چاپ رسيد.[١]

محتشم كاشانى‌

كمال الدّين على بن احمد ملقّب به‌ شمس الشّعرا و مشهور به‌ محتشم كاشانى‌ (٩٠٥ ه. ق. كاشان- ٩٩٦ ه. ق. كاشان)، از قصيده‌سرايان و مرثيه‌سرايان مشهور دوره صفويّه است. وى در جوانى، به مطالعه علوم دينى و ادبى معمول زمان خود پرداخت و از همان سنين، سرودن شعر را آغاز كرد. استاد وى، صدقى استرآبادى‌ بود. او بعدها خود نيز شاگردانى، چون‌ تقى الدّين كاشانى‌، نوعى خبوشانى‌ و ظهورى ترشيزى‌ تربيت كرد.

محتشم پيش از شاعرى، به بزّازى و بافندگى اشتغال داشت و بيشتر دوره زندگى خود را در «كاشان» گذراند. او در شعر، از پيروان سبك وقوع به شمار مى‌رفت و به سبب قوّت اشعارش توانست به دربار شاه تهماسب اوّل‌ راه يابد. علقه‌هاى مذهبى محتشم و نيز سياست شاهان صفوى در راستاى ترويج تشيّع، وى را به سرودن اشعارى در مدح و رثاى امامان شيعه سوق داد. مشهورترين اين سروده‌ها، تركيب‌بند دوازده بندى او در رثاى واقعه عاشوراست كه شهرت بسيارى يافت و مورد تقليد شاعران بسيارى واقع شد. به همين دليل محتشم را پدر مرثيه‌سرايى عاشورايى لقب داده‌اند.[٢]

مُفتَقَر

محمّد حسين غروى اصفهانى‌ مشهور به‌ كمپانى‌ به متخلّص به‌ مفتقر (١٢٩٦ ه. ق. كاظمين- ١٣٦١ ه. ق. نجف)، به معنى درويش، از عرفا و فقهاى معاصر شيعه است. پدرش‌ محمّدحسن اصفهانى‌، مشهور به‌ معين التّجار، بازرگان و صاحب يك شركت حمل و نقل بود. به همين دليل او و خانواده‌اش به كمپانى شهرت يافته بودند؛ امّا اين نام، خوشايند وى نبود و به جاى آن، تخلّص مفتقر را برگزيد. مفتقر مقدّمات دورس حوزوى را در «كاظمين»، نزد استادانى از دو خاندان «آل ياسين» و «آل صدر» آموخت و در سال ١٣١٦ ه. ق. وارد «حوزه علميّه نجف» شد. در نجف فلسفه را از محمّدباقر اصطهبانى‌ و احمد شيرازى‌ و فقه و اصول را از فقيه فشاركى‌، آقارضا همدانى‌ و آخوند خراسانى‌ آموخت و به رتبه اجتهاد دست يافت. مفتقر شاگردان بسيار تربيت كرد كه‌ سيّد محمّدهادى ميلانى‌، سيّد حسين بروجردى‌، سيّد محمّد حجّت كوه‌كمره‌اى‌، سيّد ابوالقاسم خويى‌، سيّدمحمّد حسين طباطبايى‌ و محمّدتقى بهجت‌ از آن جمله‌اند.

او در اصول، فقه و فلسفه داراى تأليفات بسيارى است كه از آن جمله «ذخيرة العباد» (رساله عمليّه)، «تحفة الحكيم»، «الاصول على‌