ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - مبانى نظريه جنسى اسلام
چند مطلب توجّه كرد: نخست، مبانى هستىشناسانه و انسانشناسانه نظريه جنسى اسلام؛ دوم، جنبههاى گوناگون اين نظريه و سوم، اصول نظريه ياد شده.
مبانى نظريه جنسى اسلام
از ديد بسيارى از صاحبنظران، حكمت عملى يا ايدئولوژى هر مكتب، به حكمت نظرى يا جهانبينى آن مكتب وابستگى زيادى دارد و مباحث حوزه معرفتشناسى، هستىشناسى و انسانشناسى كه معمولًا در حكمت نظرى يا جهانبينى هر مكتب مطرح مىشود، بر مباحث هنجارى، اخلاقى و حقوقى مطرح در حكمت عملى يا ايدئولوژى، تأثير بسيارى دارد.
به بيان ديگر، مسائل عقل عملى، جدا و بدون ارتباط با مسائل حيطه نظر نيست. بايدهايى كه فيلسوف در مورد واقعيت جهان، انسان، غايتمندى و عدم غايتمندى جهان و انسان دارد، جهتگيرى او را در اخلاق و بايدهايى تعيين مىكند كه درباره چگونه زيستن انسان دارد. بدون شك، پايههايى كه يك فيلسوف طبيعتگرا عنوان مىكند، متفاوت است با پايههايى كه يك فيلسوف الهى برمىشمرد. به همين دليل، در تبيين مسائلى كه در فلسفه اخلاق يك فيلسوف وجود دارد، توجّه به نظام فكرى او درباره هستى و انسان، ضرورى است. در حقيقت، حكمت عملى هر مكتب، به حكمت نظرى آن وابسته است.[١]
استاد شهيد، مرتضى مطّهرى در اينباره چنين مىنويسد: ايدئولوژى هر مكتب، مبتنى است بر جهانبينى آن و جهانبينى آن، مبتنى است بر نظريّهاش درباره معرفت و شناخت. مترقّى بودن هر ايدئولوژى بستگى دارد به مترقّى بودن جهانبينىاش و مترقّى بودن جهانبينىاش بستگى دارد به مترقّى بودن شناختشناسىاش. در حقيقت، حكمت عملى هر مكتب وابسته است به حكمت نظرى آن و حكمت نظرىاش