ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - ب مبانى انسان شناسانه
٩. نهى از ورود به خانه ناآشنايان جز با اجازه و اعلام؛
١٠. بيان اجازه ورود به خانههاى عمومى و غير مسكونى؛
١١. بيان لزوم عفاف چشم و پوشاندن ناموس و عورت براى مردان مؤمن؛
١٢. بيان لزوم پوشانيدن زينتها براى زنان و بيان استثناهاى آن؛
١٣. بيان لزوم پوشانيدن گريبان با مقنعه از سوى زنان؛
١٤. بيان لزوم پا نكوبيدن براى پنهان ماندن زينتهاى پنهان؛
١٥. بيان لزوم فراهم كردن اسباب ازدواج مجرّدها؛
١٦. بيان لزوم عفّت ورزيدن مجرّدها تا فراهم شدن زمينه ازدواج؛
١٧. بيان لزوم كسب اجازه كودكان و بردگان براى ورود به اتاق پدر و مادر؛
١٨. بيان لزوم كسب اجازه فرزندان پس از بلوغ، براى ورود به اتاق پدر و مادر؛
١٩. بيان اجازه رفع حجاب زنان بازنشسته و نااميد از ازدواج (مسن) به شرط نداشتن زينت.
زمخشرى در «كشّاف» به حسن تربيت قرآن در «سوره نور»، در موضوع حجاب اشاره كرده است. قرآن، نظام كامل عفاف و حيا را كه ويژگىهاى گوناگونى دارد، ترسيم كرده كه يكى از ويژگىهاى اين نظام، پوشش ويژه زنان در كنار دورى از زينت و تبرّج است. بىشك، رعايت حجاب در چارچوب ترسيم شده از سوى قرآن، ثمربخش خواهد بود. بايد دانست اين نظام در «سوره احزاب» نيز رعايت شده است. در آيه ٣٢ و ٣٣، بحث چگونگى سخن گفتن با مردان، پرهيز از تبرّج، حفظ متانت و ترجيح دادن خانهنشينى را مطرح مىكند. در آيه ٥٣ به مردان و زنان مىآموزد كه چگونه با هم معاشرت داشته باشند و اختلاط و انس گرفتن گفتارى را به كمترين حدّ خود برسانند. در آيه ٥٩ نيز بحث پوشش را براى زنان مطرح مىكند.[١]
با توجّه به مطالب يادشده مىتوان گفت احكام مرتبط با روابط زن و مرد در جامعه اسلامى، به منظور ساماندهى مطلوب روابط جنسى در جامعه (زمينهسازى براى ارضاى درست غريزه جنسى، محدود شدن تمايلات جنسى به عرصه خانواده و جلوگيرى از طغيان اين غريزه و تبديل شدن جامعه به عرصه بروز و ظهور تمايلات جنسى) تشريع شدهاند.
نظريّه جنسى اسلام، مبتنى بر مجموعه راهكارهاى ايجابى و سلبى است كه در مجموع، يك نظام به هم پيوسته را ايجاد مىكنند. مهمترين راهكارهاى ايجابى اسلام براى پاسخگويى و مهار غريزه جنسى، ازدواج و تشكيل خانواده است. بر اساس ديدگاه اسلام، تنها راه ارضاى مشروع غريزه جنسى، ازدواج است؛ اعّم از ازدواج دائم و موقّت. به همين دليل، قرآن و روايات بر تسهيل شرايط ازدواج و فراهم آوردن زمينه ازدواج جوانان در اوّلين سالهاى رشد و بلوغ جنسى تأكيد مىكنند.
در كنار اين راهكار ايجابى، راهكارهاى متعدّد ديگرى پيشبينىشده است كه هدف آنها جلوگيرى از طغيان غريزه جنسى و مهار آن تا زمان فراهم شدن امكان ارضاى مشروع اين غريزه و در يك كلام، خويشتندارى جنسى است.
مهمترين اين راهكارها عبارتند از:
اوّل، سفارش به حفظ حيا و شرم و تلاش در راه شكسته نشدن حدود و چارچوبهاى حيا و شرم در روابط ميان افراد جامعه، به گونهاى كه اجتماع عرصه بروز و ظهور رفتارهاى ناشايست، به ويژه رفتارهاى جنسى نشود؛
دوم، حفظ حريم و مرز ميان زن و مرد و جلوگيرى از اختلاط و ارتباط بىمورد آنها و به بيان ديگر، كاهش تماس بىمورد دو جنس با يكديگر و كاهش موارد تحريك جنسى در جامعه؛
سوم، دعوت به عفاف با همه مظاهر آن؛ يعنى عفاف در نگاه (حفظ كردن نگاه از نظر به نامحرم كه در قرآن كريم از آن، با عنوان «غَضّ بصر» ياد شده است)، عفاف در رفتار (پرهيز از رفتارهاى تحريكآميز در جامعه يا به تعبير قرآن كريم، خوددارى از تبرُّج و خودنمايى جنسى) و عفاف در گفتار (خوددارى از سخنان تحريكآميز، چه از نظر محتواى سخن و چه از نظر لحن و چگونگى بيان سخن)؛
چهارم، پوشش ويژه براى زنان كه از آن، به حجاب تعبير مىشود. اين پوشش ويژه بايد به گونهاى باشد كه تحريك جنسى از سوى زنان را به حدّاقل برساند و زمينه حضور آنان در عرصههاى گوناگون جامعه را به دور از هر گونه تحريك جنسى فراهم آورد؛
پنجم، دور داشتن فرزندان از هر گونه تحريك جنسى نا بهجا در محيط خانه با تأكيد بر لزوم اذن براى داخل شدن در محلّ استراحت والدين و جداسازى بستر خواب فرزندان؛
ششم، غيرتورزى نسبت به همسر و ديگر محارم خود. به بيان ديگر، حفظ زنان و دختران خانواده از آلودگىهاى جنسى و جلوگيرى از سوءاستفاده نامحرمان از جمال و زيبايىهاى آنها؛
هفتم، غرور و تكبّر زنان در برابر مردان نامحرم (زَهو) كه موجب سد شدن راه طمعورزى مردان بيمار دل نسبت به زنان مىشود؛[٢]
هشتم، سختگيرى شديد در برخورد با ناهنجارىها و انحرافهاى جنسى؛
در نظريّه جنسى اسلام، برخلاف تصوّر برخى از افراد، به زن و مرد به صورت يكسان توجّه شده و عموم راهكارهاى بيان شده در نظرّيه جنسى اسلام هم مربوط به مردان و هم مربوط به زنان است و تنها برخى از آنها، مانند غيرتورزى كه ويژه مردان و حجاب و پوشش خاص كه ويژه زنان است، به صورت اختصاصى مطرح شده است.
پىنوشتها:
[١]. فردريك نيكلز كرلينجر، «مبانى پژوهش در علوم رفتارى»، ترجمه: حسن پاشاشريفى و جعفر حقيقىزند، چاپ اوّل، تهران، آواى نو، ١٣٧٧، ص ٢٩.
[٢]. محمدشريف طاهرپور و محمدرضا شرفى، «تبيين مبانى هستىشناسى اخلاق جنسى از ديدگاه اسلام»، اسلام و پژوهشهاى تربيتى، سال سوم، شماره اول، بهار و تابستان ١٣٩٠، ص ٥٤.
[٣]. مرتضى مطهرى، «مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى»، در: مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج ٢، ص ٢٢٨.
[٤]. سعيد بهشتى، «تأمّلاتى فلسفى در تعليم و تربيت»، چاپ اوّل: تهران، سازمان تبليغات اسلامى، ١٣٨٩، صص ٢٩ و ٣٠.
[٥]. محمدشريف طاهرپور و محمدرضا شرفى، «تبيين مبانى هستىشناسى اخلاق جنسى از ديدگاه اسلام»، اسلام و پژوهشهاى تربيتى، سال سوم، شماره ١، بهار و تابستان ١٣٩٠، ص ٥٨.