ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨
تعبير امام: و گاه فرد چنان قابليت پيدا مىكند كه مىتواند علاوه بر ابلاغ پيام، آن را اجرا نيز بنمايد؛ مثلًا نوجوانى كه مىتواند خواهران و برادران كوچكتر خود را در نبود والدين اداره كند و والدين براى سپردن آنها به وى ترديد نمىكنند و نمونههايى از اين دست. آنچه در اين مورد مهم است، قابليت اداره كردن است.
با اين كار شما منطق نبوّت، رسالت و امامت را براى كودك بيان كردهايد؛ بدون اينكه نامى از اين واژهها برده و به اصل مسئله پرداخته باشيد. همين كه وى بداند انسانهاى مهم، گاه كسانى را دارند كه خبرهاى مهمّ خود را با آنها در ميان مىگذارند و كسانى را دارند كه مىتوانند با حفظ امانت، اين پيامها را به ديگران منتقل سازند و كسانى را دارند كه علاوه بر اينها، مىتوانند خواستههاى درست آنها را اجرا كرده و امور را اداره كنند، كافى است.
اينها زيرساختهاى مسئله ولايت هستند. اگر اين بنمايههاى فكرى در كودكان شكل گيرد، بعداً بر همين مبناها مىتوان به راحتى رسالت و امامت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّه اطهار عليه السلام را جا انداخت. مهم، زيرساختهاى فكرى اين امور است كه به وسيله پديدههاى قابل درك براى كودك قابل تفهيم مىباشد.
ستارگان رهنما
تعبير ديگر، ستاره است. در روايات آمده كه اولياى الهى همانند ستارگان رهنما در شب تاريك، مآيه امنيّت هستند. امام مهدى (عج) مىفرمايند:
«إنّى لَأمانٌ لأهلِ الأرضِ كما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهلِ السَّماءِ؛[١]
من مايه امان زمينيانم؛ همچنان كه ستارگان، مايه امان آسمانيان هستند.»
همچنين امام على عليه السلام مىفرمايند:
«ألَا إنّ مَثَلَ آلِ مُحمّدٍ عليه السلام كَمَثَلِ نُجومِ السَّماءِ؛ إذا خَوى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ، فكَأنَّكُمْ قَد تَكامَلَتْ مِنَ اللّه فيكُمُ الصَّنائعُ، و أراكُمْ ما كُنْتُمْ تَأملونَ؛[٢]
آگاه باشيد كه مثل آل محمّد عليه السلام، همانند ستارگان در آسمان است؛ ستارگان آسمانند كه هرگاه ستارهاى ناپديد شود، ستارهاى ديگر آشكار مىگردد. پس چنان است كه نعمتهاى خداوند در ميان شما كامل گشته و آنچه را آرزو مىكرديد، به شما ارائه كرده است.»
شما مىتوانيد با تعريف نقش ستارگان در شب، اوّلًا اطّلاعات آنها را در اين زمينه افزايش دهيد كه جذّابيت خاصّ خود را دارد و سپس اين نكته را تبيين كنيد كه انسان براى ايمنى خود، نياز به ستارگانى اينچنينى دارد. اين را مىتوان در قالب داستانهاى خيالى نيز بيان كرد تا فرزند شما نقش استفاده و عدم استفاده از اين ستارگان را فراگيرد؛ به ويژه كه در انتهاى حديث دوم، صحبت از كاميابى شده است. همين كه بداند ما نيازمند چنين ستارگانى هستيم، فعلًا كفايت مىكند.
كشتى نجات
در روايات، از اهل بيت عليه السلام به عنوان كشتى ياد شده است. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايند:
«إنّما مَثَلُ أهلِ بيتى فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفينةِ نُوحٍ؛ مَنْ رَكِبَها نَجا، و مَنْ تَخَلَّفَ عَنها غَرِقَ؛[٣]
همانا مَثَل خاندان من در ميان شما به كشتى نوح مىماند كه هر كه بر آن سوار شد، نجات يافت و هر كه از آن بازماند، غرق شد.»
شما مىتوانيد با طرّاحى داستانهايى، نشان دهيد كه نجات، درگرو نشستن در كشتى است. داستان حضرت نوح عليه السلام و فرزندش نيز نمونه خوبى در اين زمينه است. همينجا مىتوانيد بر نقش فانوس دريايى نيز اشاره كنيد كه چه نقشى در هدايت كشتىها دارد.
رهنما و راهبر
ديگرى، تعبير رهنما و راهبر است. رهرو نيازمند رهنمايى و رهبرى است. مفاهيمى مانند رهيافتگى (هدايت) و گمراهى (ضلالت) نيز در همين نوع ادبيات قرار مىگيرد. شما مىتوانيد با داستانهاى واقعى يا تخيّلى، نياز به رهبر و رهنما را جا بيندازيد.
پىنوشتها:
[١]. قرآن كريم مىفرمايد: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين» (سوره ذاريات، آيه ٥٨).
[٢]. «وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِى كِتَبٍ مُّبِينٍ» (سوره هود، آيه ٦).
[٣]. امام على عليه السلام: «لِكُلِّ ذِى رَمَقٍ قُوت.» (الكافى، ج ٨، ص ٢٢، ح ٤).
[٤]. «نهج البلاغه»، خطبه ١٨٥.
[٥]. «الخصال»، ج ١، ص ١٢٢، ح ١١٤.
[٦]. «من لا يحضره الفقيه»، ج ١، ص ٢٨١، ح ٨٦٣.
[٧]. «كمال الدّين و تمام النعمه»، ج ٢، ص ٤٨٥.
[٨]. «نهجالبلاغه»، للصبحى صالح، خطبه ١٠٠.
[٩]. شيخ طوسى، «الأمالى»، ص ٦٠.