ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - جانشينى انسان
فطرتگرايى
توحيد نخستين شرط تشرّف انسان به اسلام و لازمه ورود به جامعه جهانى اسلام است. از اين رو، قرآن با تعابيرى چون لا إِلهَ إِلَّا اللّهُ،[١] لا إِله إِلَّا هُو،[٢] لا إِلهَ إِلَّا ...[٣] اهتمام ويژه خود را بر اين اصل ابراز كرده است.
يكتاپرستى، نقطه اشتراك همه انسانهايى است كه در جامعه جهانى اسلام مشاركت مىورزند و آن، فراگيرترين عامل همگرايى اجتماعى انسانها به شمار مىرود. به همين دليل، خداوند مىفرمايد:
«فَأَقِمْوَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ؛[٤]
پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست، اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمىدانند.»
آخرتگرايى
از آخرت گرايى در انديشه اسلامى، به عنوان اعتقاد به معاد ياد مىشود. تأكيد اسلام بر معاد، به منظور تأسيس يك نظام جهانى است تا در كنار اعتقاد به مبدأ، سرنوشتساز بودن نقش اين باور (اعتقاد به معاد) در جهتگيرى زندگى فردى، جمعى و جهانى هويدا گردد؛ زيرا چنين اعتقادى، رفتار اجتماعى را متأثّر مىسازد و آن را تحت كنترل در مىآورد.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ؛[٥]
آيا چنين پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده ايم و هرگز به سوى ما باز نمى گرديد؟»
كرامت انسانى
خداوند انسان را گرامى داشته و در قرآن فرموده است: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِى آدَمَ؛ ما آدمى زادگان را گرامى داشتيم.» از نظر دين، انسان موجودى هم مادّى و هم رحمانى است. از اين رو، برنامه جهانى شدن تمدّن اسلامى با برنامه جهانى شدن غربى كه در پى سلطه بر انسان است، از بنيان متفاوت است؛ زيرا اسلام در پى ارج نهادن به انسانهاست و تنها به استقلال آگاهانه و آزادانه او از پيام دين مىانديشد و هرگز درصدد تحميل عقيده بر او نيست. با توجّه به اين سه اصل، برنامههاى جهانى اسلام عبارتند از:
١. طبقهبندى انسانها بر مدار عقيده و ايمان، نه نژاد و خون و ...؛
٢. نفى سلطهگرى و سلطهپذيرى براساس قاعده نفى سبيل؛
٣. طرح و اجراى اصول و حقوق مشترك براى همه انسانها، اعمّ از كافر و مسلمان.
ساختار نظام جهانى اسلامى
تحقّق ايده جهانى شدن اسلام و قوام آن بر پآيه مبانى فكرى و فلسفى، منوط به اركان و ساختارى مناسب است[٦] كه برخى از آنها عبارتند از:
سلطنت خدا
حاكميت بر جهان هستى، تنها از آن خداست. در واقع، اراده الهى بر سراسر گيتى، حاكم و ادامه هستى به مدد و فيض او وابسته است.
به بيان ديگر، جهان و تمامى اركان و عناصرش در يد قدرت لايزال الهى قرار دارد و هم اوست كه انسان را بر سرنوشت خويش حاكم كرده و اداره جامعه بشرى را به وى سپرده است؛ يعنى اينكه، خداوند سبحان، حاكميت خويش در تدبير جامعه را به انسان واگذاشته كه آن نيز تجلّى اراده خداست. در حقيقت، حاكميت خدا بر روى زمين، به دست رهبر برگزيده الهى صورت مىگيرد. در چنين نظامى، عقلانيت، معنويت و عدالت، جامعه را به جهانى در مسير كمال تبديل مىكند.
جانشينى انسان
مهمترين ويژگى امامت و رهبرى در ساختار نظام جهانى اسلام، برگزيده الهى بودن است. علىّبن ابىطالب عليه السلام در اينباره فرمودند:
«وَ خَلَّفَ فيكُمْ مَا خَلَّفَتِ الانْبِياءُ فى امَمِها، اذْ لَمْ يتْرُكُوهُمْ هَمَلًا، بِغَيْرِ