ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - الف) آشنايى با فرستاده خدا
فرزند با ايمان من (٥)
حجّتالاسلام و المسلمين عبّاس پسنديده
بحث ما درباره توحيد و خداشناسى بود. در شماره قبل، از لقمان حكيم مواردى را مطرح كرديم. در اين شماره نيز به تناسب، مطالب ديگرى را در اين زمينه بيان خواهيم كرد؛ انشاء الله.
اعتماد به رازق
يكى از ابعاد توحيد و خداشناسى، مسئله رزق و روزى انسان است. رزق و روزى از آنجا كه با نيازهاى فورى و نقد ما ارتباط دارد، از امورى است كه بيشترين زمينه را مىتواند براى شرك به وجود آورد. خداوند متعال، تضمين كرده است كه روزى انسان را در هر شرايطى تأمين مىكند. تأمينكننده روزى، كسى است كه مالك آفرينش است و تضمينكننده آن، كسى است كه مقتدر و شكستناپذير است.[١]
ايجاد اعتماد از راه بررسى وضعيت موجودات
هيچ جنبندهاى در روى زمين نيست؛ مگر آنكه روزىاش بر عهده خداست.[٢] هر جاندارى روزى خود را دارد؛[٣] لذا از اين طريق مىتوان توحيد در رزّاقيت و اعتماد به خداوند را در فرزندان به وجود آورد.
امام على عليه السلام مىفرمايند:
«به مورچه بنگريد كه با آن همه كوچكى و ظرافت اندام (كه تقريباً به چشم نمىآيد)، روزىاش تضمين شده و به فراخور حالش، روزى او مىرسد. خداوند منّان و بخشنده، از او غافل نيست و او را محروم نساخته است؛ اگرچه در دل تخته سنگى سياه و خشك يا در ميان صخرهاى سخت باشد يا به پرندگانى، مثل كلاغ و عقاب و كبوتر و شترمرغ بنگريد كه خداوند، روزى همه آنها را ضمانت كرده است.»[٤]
اين نشان مىدهد كه وضع طبيعت و موجودات طبيعى مىتواند منبع خوبى براى تبيين رزّاقيت خداوند باشد.
ايجاد اعتماد از راه بررسى وضعيت انسان!
وضع خود انسان نيز شگفتانگيز است. ما اكنون نگران روزى خود هستيم و حال آنكه سه مرحله پيش از آن وجود داشته كه بدون اطّلاع ما، خداوند روزى ما را رسانده است؛ لذا شايسته نيست اكنون نسبت به او سوءظن داشته باشيم. با بيان اين موارد مىتوان اعتماد را ايجاد و تقويت كرد. اينها مواردى هستند كه لقمان حكيم به فرزند خود آموزش داده است:
مرحله نخست، هنگامى است كه انسان در رحم مادر قرار دارد. در جايگاهى آرام كه هيچ سرما و گرمايى او را نمىآزارد و خدا روزىاش را مىرساند.
مرحله دوم، دوران نوزادى است كه هرچند ناتوان است، ولى غذاى او از شير مادر تأمين مىشود و كسى هست كه او را تر و خشك كند.
و مرحله سوم، دوران پس از شيرخوارگى است كه روزى او بدون تلاش، از دسترنج والدين تأمين مىگردد و مشمول مهربانى و دلسوزى آنان قرار مىگيرد. حتّى او را بر خودشان مقدّم مىدارند.
امّا همين انسان وقتى بزرگ و عاقل مىشود و براى خودش كار مىكند، اوضاع بر او سخت مىشود و به خدا سوء ظن پيدا مىكند و حقوق مالىاى را كه بر عهدهاش است، انكار مىكند و بر خود و عيالش سخت مىگيرد. اينها به خاطر ترس از تنگ شدن روزى و بدگمانى به خداوند متعال است.[٥]
نتيجه اينكه ما مىتوانيم با كمك گرفتن از وضع ديگر موجودات در طبيعت، مسئله روزى آنها را طرح كنيم و روزىرسانى خداوند را جابيندازيم؛ به ويژه در فصل تابستان كه فصل مسافرت و تفريح است، مىتوان در كنار آن، اينگونه مسائل را طرح نمود. همچنين همانند لقمان حكيم، از وضعيت دورههاى پيشين خود انسان نيز مىتوان استفاده كرد. به ويژه مىتوان اين موضوع را هنگام مشاهده اطفال و كودكان خردسال اتّفاق افتد. فقط به ياد داشته باشيد كه نبايد در اين زمينه به تحكّم و توصيه مستقيم روى آوريد؛ طرح هدفمند اين مسائل كفايت مىكند و لازم نيست تصريح كنيد كه پس شماها بايد به رزّاقيت خداوند ايمان بياوريد! اجازه بدهيد اين نتيجهگيرى را خود فرزندان داشته باشند. تصريح شما گاه موجب موضعگيرى بيشتر فرزندان مىشود و آنها را به لجاجت و مخالفت مىكشاند.
آموزش ولايت
حوزه ديگرى كه در بحث تربيت دينى مىبايست آن را شناخت، حوزه ولايت است. مراد از ولايت، اوليايى است كه از جانب خداوند متعال مأموريت هدايت بشر را دارند و شامل انبياء و اوصياى آنها مىشود. در اينباره مواردى در متون دينى آمده است كه در ادامه به برخى از آنها اشاره مىشود:
الف) آشنايى با فرستاده خدا
در برخى احاديث، پس از آموزش توحيد كه با گفتن كلمه توحيد در سه سالگى شروع مىشود، آموزش رسالت نبىّ مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم آمده است. در حدود سه و نيم سالگى به كودك گفته مىشود عبارت «محمّد رسول الله» را هفت بار بر زبان جارى كند.[٦] اين يك امر رفتارى است. اگر در مرحله قبل، كودك با خداى خوب آشنا شده باشد، اينجا با فرستاده او آشنا مىشود و خواهد دانست كه او يك فرستاده نيز دارد. در اينباره چند نكته وجود دارد كه به آن مىپردازيم:
١. نكته مهم اينكه براى غير عرب زبانان، آيا بايد اين جمله به صورت عربى بيان شود يا ترجمه آن؟ بايد ديد هدف چيست؟ حفظ الفاظ يا