ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - ١ اصل دعوت (امر به معروف و نهى از منكر)
«يمْلاءُ اللّهُ بِهِ الْارْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛[١]
خداوند به وسيله او (حضرت مهدى (عج)) زمين را پر از عدل و داد مىكند، پس از آنكه از جور و ستم پر شده باشد.»
توسعهيافتگى
اطّلاعات و صنعت در دوره حكومت جهانى امام عصر عليه السلام به آخرين درجه تكامل خود مىرسد. در اين دوران، هم توسعه علمى و هم توسعه اقتصادى به صورت همه جانبه اتّفاق مىافتد. از اينرو، تمام علوم براى دستيابى به حدّاكثر پيشرفت و توليدات به كار مىافتد. احاديثى بر اين موضوع اشاره دارند.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
«علم و دانش بيست و هفت حرف (بيست و هفت شعبه و شاخه) است، تمام آنچه پيامبران الهى براى مردم آوردهاند، دو حرف بيش نبود و مردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناختهاند؛ امّا هنگامى كه قائم ما قيام كند بيست و پنج حرف (شعبه و شاخه علم) ديگر را در ميان مردم آشكار و منتشر مىسازد و اين دو حرف موجود را هم به آن ضميمه مىكند تا بيست و هفت حرف كامل شود.»[٢]
در حديثى ديگر آمده است:
«حكومت او، شرق و غرب جهان را فراخواهد گرفت و گنجينههاى زمين براى او ظاهر مىشود و در سراسر جهان، جاى ويرانى باقى نخواهد ماند؛ مگر آنكه آن را آباد خواهد ساخت.»[٣]
امام باقر عليه السلام نيز فرمودند:
«هنگامى كه قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان گذارد و خردهاى آنان را گرد آورد و رشدشان را تكميل گرداند.»[٤]
معنويتجويى
معنويت در حكومت جهانى امام زمان عليه السلام در حدّ اعلى مىباشد. در روايتى آمده است:
«رجالٌ لا ينامونَ اللَّيلَ لَهُمْ دَوِىٌّ فى صلاتِهِمْ كدوِىِّ النَّحْلِ يبيتونَ قِياماً عَلى أطرافِهِمْ؛[٥]
مردانى كه شبها نمىخوابند، در نمازشان مانند صداى زنبوران عسل در كندو زمزمه و تضرّع مىكنند، شب را با نگهبانى دادن پيرامون خود به صبح مىرسانند.»
صلح و آرامش
در يك حكومت ايدهآل، امنيّت شرط توسعه و لازمه پرداختن به معنويت است.
در حديث مىخوانيم:
«حَتّى تَمْشى الْمَرْأَةُ بَيْنَ العِراقِ الى الشّامِ لا تَضَعُ قدمَيْها الّا عَلَى النَّباتَ وَ عَلى رأسِها زينَتُها لا يهيجُها سَبُعٌ وَ لا تَخافُهُ.؛[٦]
(راهها امن مىشود چندان كه) زن از عراق تا شام برود و پاى خود را جز بر روى گياه نگذارد. جواهراتش را بر سرش بگذارد، هيچ درّندهاى او را به ترس نيفكند و او نيز از هيچ درّندهاى نترسد.»
رضايتمندى
حكومت جهانى اسلام، «يرْضَى بِخِلَافَتِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض» است؛ يعنى آسمان و زمين، توأمان اظهار رضايت و خشنودى مىكنند و حكومتى است كه «سماواتيان از آن خوش مىدارند و آن را دوست دارند، حكومتى كه نتيجه و بركات آن براى همه، حتّى مردگان، فرج و گشايش است.»[٧]
نعمت و بركت
خدا به واسطه صالحانى كه حكومت جهانى را در دست دارند، بركت را به آنان ارزانى مىكند.
در حديث مىخوانيم:
«يتَمَسَّحونَ بِسَرْجِ الإِمامِ يطلُبونَ بذلك البَرَكَةَ؛[٨]
به زين اسب امام، دست مىسايند تا بركت يابند.»
فرمانبردارى
اطاعت از امام زمان عليه السلام در حكومت جهانىاش، خالص و كامل است.
در حديث آمده است:
«با جانشان امام را در جنگها يارى مىكنند و هر دستورى بديشان بدهد، انجامش مىدهند.»[٩]
ابزارهاى شكلدهى به حكومت جهانى اسلامى
نظام جهانى اسلام، براى تحقّق خويش، نخست به اصل دعوت و هدايت عمومى و سپس در مواجهه با انسانهاى لجوج، به جهاد فى سبيل الله متّكى است.
١. اصل دعوت (امر به معروف و نهى از منكر):
قرآن در اين باره مىفرمايد:
«ماأَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً؛[١٠]
ما تو را جز براى بشارت و بيم دادن همه مردم نفرستاديم.»
و نيز اضافه مىكند:
«قُلْيا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً؛[١١]
بگو: اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم.»
همچنين، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم رسالت خود را دعوت و هدايت تمامى مردم دانستند و فرمودند:
«... فَانّى رَسُولُ اللّه الى النّاسِ كافَّةً لُانْذِرَ من كانَ حيّاً وَ يحِقَّ القولُ على الكافرين؛[١٢]
من پيامبر خدا براى تمامى بشريت هستم، وظيفه دارم زندهها را انذار و هشدار دهم و فرمان عذاب بر كافران مسلّم گردد.»
دعوت و هدايت اسلامى بر پآيه صلح و دوستى قرار دارد؛ زيرا همانگونه كه راغب اصفهانى در مفردات مىنويسد:
«الصُّلْحُ تَخْتَصُّ بازالَةِ النِّفارِ بَيْنَ النّاسِ؛
صلح به زدودن كدورت از ميان مردم، اختصاص دارد و به زدودن آن كمك مىكند.»