ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - دست بوعلى از آستين آل اسحاق
گفتوگو با آيت الله حاج شيخ محمّد آل اسحاق؛ مؤسّس و مدير مجمع پژوهشگران طبّ سنّتى بوعلى سينا
چه شد كه شما به حوزه طبّ روى آورديد و در ادامه تحصيلات حوزوى خود، طبّ را انتخاب كرديد؟ در اين زمينه آيا خودتان كار كرديد، يا استاد داشتيد؟
من در «مسجد امام قم» حديثى شنيدم و به اين دليل جذب طبّ شدم. آن حديث اين بود: «العلم علمان؛ علم الأديان و علم الأبدان؛[١] دو علم از همه علوم ارزش و اهمّيت بيشترى دارد. اوّل علم دين و مذهب و دوم علم الأبدان (علم طبّ).» من ابتدا مدّتى در «حوزه زنجان» و قم بودم و بعد به «نجف» به دنبال علوم دينى رفتم. آخرين مرحله را براى شما عرض مىكنم، امام خمينى (ره) تازه به قم آمده بود و [تدريس] «مكاسب» را شروع كرده بود. من كه مىخواستم به ايران بيايم آيتالله سيد نصرالله مستنبط، كه به جاى آقاى خويى نماز جماعت مىخواند و مورد اعتماد همه بود و طلبهها به او اقتدا مىكردند تا ساعت ١٢ شب، سه مرتبه به منزل ما آمد و گفت: فلانى، علماى نجف به تقوا و علم تو ايمان دارند. تو بيشتر از يك وجب تا مرجعيّت فاصله ندارى. من مىدانم تو مىروى و جذب امام كه به ضدّيت با سلطنت و شاه معروف بود، مىشوى و ديگر برنمىگردى؛ نرو. من گفتم: تابستان است و ما مىخواهيم به ييلاق برويم؛ چون نجف گرم است. گفت: اين بهانه است. تو مىروى و ديگر برنمىگردى.
چه سالى بود؟
تاريخ از من نپرسيد كه در حافظهام نيست.
آنجا رسم اين بود كه هر كس مىخواست به ايران برود، روضه برپا مىكرد و مراجع و علما در آن شركت مىكردند و به آن، جلسه توديع و روضه وداع مىگفتند. هر كس رساله خود را مىآورد و داخل آن مبلغ كلانى پول مىگذاشت، امّا من هيچكس را خبر نكردم و مخفيانه به «ايران» آمدم.
امام در «مسجد سلماسى»، مكاسب را شروع كرده بودند. به مسجد امام رفتم و ديگر هم برنگشتم، چون درس امام (ره) تنها درس فقه نبود، بلكه درس سياست و مسائل انقلابى نيز بود. اخوى من آقا شيخ على كه در نجف بود، نامه نوشت كه تو رفتى كه برگردى. گفتم: من الآن درس كسى هستم كه آقاى خويى بايد بيايد و در مقابل او زانو بزند. (من ايمان و اعتقادم را مىگفتم). اخوى نامه را براى طلبهها خوانده و به آقاى خويى داده بود. ايشان استاد ما بود؛ ولى تا آخر عمر از ما برگشت. علم الاديان را تا اينجا فرا گرفتم.
علم الابدان از آنجا شروع شد كه جذب طبّ شدم. كتاب «قانون» بوعلى را به عنوان كتاب طبّ انتخاب كردم و در «مسجد امام (ره)»