ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - هدف اصلى، پديد آوردن نژاد برتر
مدرسه اقتصاد «هاروارد گرادويت»[١] شد، در سال ١٩٥٦ م. در مجلّه «هاروارد بيزينس ريوايو»[٢] مقالهاى منتشر نمود و نظريهاى را به شرح ذيل در آن عنوان نمود:
تنها راه حلّ نهايى و هميشگى مشكل كشاورزى و راه خلاصى از برنامههاى خستهكننده حكومت، گذار از كشاورزى سنّتى به كشاورزى تجارى است.
در حالىكه در آن روزگار، در اذهان بعضى از افراد، تنها گمانهايى در اينباره وجود داشت، امّا داويس در اين خصوص، به قطع و يقين رسيده بود:
سلب كنترل موجود بر روى زنجيره غذايى توليدات كشاورزى كه به صورت سنّتى در اختيار مزرعهداران خانوادگى سنّتى قرار دارد و در اختيار شركتهاى چند مليتى گذاشتن آن، يك انقلاب است.[٣]
يكى از راههاى سودافزايى مهمّ بنياد راكفلر و شركتهاى كشاورزى تجارى آمريكايىالاصل، فراگير شدن ابتياع بذرها و تخمهاى دو رگه غيرقابل بذرگيرى مجدّد حاصل از انقلاب سبز بود. يكى از ويژگىهاى زيستى بذرها و تخمهاى دو رگه، غيرقابل بذرگيرى مجدّد بودن آنها بود كه از مكانيزم دفاعى و مقاومى در برابر بذرگيرى مجدّد برخوردارند. آنها برخلاف خانوادههاى طبيعى و مقاوم در مقابل تلقيح باز، در نسلهاى بعدى كشت خود، محصولشان كمتر و كمتر مىگردد. خصوصيت افت باردهى بذرها و تخمهاى دورگه براى كشاورزانى كه در پى به دست آوردن محصول بيشتر بودند، به طور طبيعى به مفهوم نياز خريد هر ساله اين بذرها و تخمهاى دورگه بود. روى هم رفته، كاهش محصولدهى نسل دوم تخمها و بذرهاى دورگه، امكان خريد و فروش بذر بدون اجازه توليدكنندگان آن را غير ممكن مىساخت؛ در عين حال، امكان عرضه مجدّد آنها از جانب واسطهها را نيز مانع مىشد. اعمال كنترل بر نهادها و مراكز نگهدارى اعقاب و نسلهاى پيشين بذر و دانه، توسط شركتهاى پديد آورنده، انقلاب بعدى مربوط به بذرها و دانههاى ژنتيكى را موجب گرديد.[٤]
در حقيقت، با ورود تكنولوژى كشاورزى مدرن آمريكايى و كودهاى شيميايى بذرهاى اصلاح شده تجارى، تمامى كشاورزان بومى كشورهاى در حال توسعه، به ويژه توانمندان آنها، به شركتهاى خارجى- غالباً آمريكايى- تجارى و پتروشيمى وابسته گرديدند. اين اوّلين مرحله از برنامهاى بود كه با دقّت براى دهها سال طرّاحى شده بودند.
كشاورزى تجارى بر آمده از انقلاب سبز از نظر صادركنندگان آمريكايى، راههاى مهمّى بودند كه ورود به بازارهاى محدود را ممكن مىساختند. اين روند بعدها همراه با بازار كشاورزى دچار افت و خيز گرديد. در اصل، اين كشاورزى بود كه توسط كشاورزى تجارى كنترل مىشد.
بنياد راكفلر و پس از آن، بنياد فورد، دست در دست هم، به واسطه انقلاب سبز، اهداف بينالمللى آژانس توسعه سازمان ملل و اهداف سياست خارجىCIA را مورد حمايت قرار داده، آنها را محقّق ساختند. يكى از تأثيرات مهمّ انقلاب سبز، كاستن از جمعيت روستاييانى بود كه بالاجبار در جستوجوى كار به شهرها مهاجرت كرده، به كپر نشينهاى حاشيه شهرها تبديل شده بودند. اين امر يك اتّفاق نبود؛ بلكه بخشى از طرحى بود كه در راستاى ايجاد نيروى كار براى شركتهاى توليدى چند ملّيتى آمريكايى در چارچوب جهانى شدن به اين كشورها قدم نهاده بودند.
نتايج حاصل از انقلاب سبز بسيار متفاوت از شعارها و تبليغاتى بود كه در راستاى آن داده مىشد. استفاده بىرويه از سمهاى شيميايى، غالباً موجب تهديد جدّى سلامتى و پديد آمدن مشكلاتى مهم گرديد. كاشت بذرها و دانههاى اصلاح شده، به روش تككاشتى در طول زمان، موجب فرسودگى و كاهش قدرت محصولدهى خاك و كاهش محصول گرديد. اوّلين نتايج به دست آمده تأثيرگذار بود. گندم و سپس ذرّت و محصولات مشابه آن در بار اوّل كشت، دو يا سه برابر افزايش، امّا متعاقباً كاهش يافت.
يكى از نمونههاى مشابه اعمال شده در انقلاب سبز، استفاده از اعتبارات اعطايى بانك جهانى به منظور ايجاد سدهاى بزرگ در مناطق مناسبى بود كه در آن قرار داشتند و متعاقب آن، اجراى پروژههاى بزرگ آبيارى و تحت آبيارى قرار دادن زمينهاى كشاورزى حاصلخيز.