ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - دوستان امير (ع)، برادران نبى (ص)
كرد كه رسول خدا (ص) به على (ع) فرمودند:
« [هرگاه] محبّت و دوستى تو در دل مؤمنى قرار گيرد، باعث مىشود اگر يك قدمش بر صراط بلغزد، قدم ديگرش ثابت بماند تا اينكه خداوند او را به سبب محبّت تو، به بهشت وارد كند.»[١]
مرضى خداوند
ابوحمزه گفت: شنيدم امام صادق (ع) فرمودند:
«به راستى! من گروهى را مىشناسم كه خداوند آنها را آمرزيده و از آنان راضى شده و [از ارتكاب گناه] نگهشان داشته و مورد رحمت خويش قرارشان داده است. [همچنين] آنان را از هر گونه بدى حفظ فرموده و تأييدشان كرده و به هر رشدى هدايتشان فرموده و به بالاترين حدّ ممكن [رشد و كمال] رسانيده است.» عرض شد: يا اباعبدالله، آنان چه كسانى هستند؟ فرمودند: «آنها شيعيان نيكوكار ما [يعنى همان] شيعيان على (ع) هستند.»[٢]
بلا، نشانه مقام مؤمن نزد خدا
امام صادق (ع) سه بار فرمودند: «مؤمن نزد خداى عزّوجلّ بهترين مقام را دارد، همانا خدا مؤمن را به بلا مبتلا كند و سپس او را قطعه قطعه كند تا جانش را بگيرد و او خدا را بر آن حالت، شكر كند.»[٣]
مؤمن، امان يافته است
رفاعة مىگويد: امام صادق (ع) به من فرمودند: «اى رفاعه! هيچ مىدانى چرا مؤمن را مؤمن نامند؟» عرض كردم: نه. فرمودند: «براى آنكه او ايمان به خداى عزّوجلّ آورده است و خدا هم اماننامه او را امضاء مىكند.»
خداوند هرچه مؤمن بخواهد به او مىدهد
امام صادق (ع) فرمودند: «مؤمن نزد خدا ارجمند است، تا آنجا كه اگر بهشت را با هرچه در آن است، از خدا بخواهد، به او عطا كند، بدون آنكه از ملك او چيزى كم شود و كافر نزد خدا خوار و پست است تا آنجا كه اگر دنيا را با هر چه در آن است، از خدا بخواهد به او مىدهد؛ بىآنكه از ملكش چيزى كم شود و خدا به وسيله بلا از بنده مؤمنش دلجويى مىكند؛ چنانكه مسافر با سوغاتىهاى نو ظهور از خانوادهاش دلجويى كند. خدا مؤمن را از دنيا پرهيز دهد؛ چنانكه پزشك بيمار را پرهيز دهد.»[٤]
دوستان امير (ع)، برادران نبى (ص)
ابوبصير از امام صادق (ع) از پدران گرامى آن حضرت نقل كرد كه رسول خدا (ص) به حضرت على (ع) فرمودند:
«اى على! خداوند، دوستى و محبّت بينوايان و مستضعفان در زمين را به تو بخشيده است. من به برادرى با آنها راضى شدم؛ چون آنها به امامت و پيشوايى تو خشنود شدند. پس خوشا به حال كسى كه تو را دوست مىدارد و تصديقت مىكند و واى بر كسى كه با تو دشمن است و تكذيبت مىنمايد.»[٥]
پىنوشتها:
[١]. كلينى، محمّدبن يعقوب، «أصول الكافى»، ترجمه مصطفوى، تهران، علميه اسلاميه، چاپ اوّل، ١٣٦٩، ج ٣، ص ٢٦٩.
[٢]. سوره مؤمن، آيه ٧.
[٣]. سوره احزاب، آيه ٢٣.
[٤]. سوره اعراف، آيه ١٠٢.
[٥]. سوره حجر، آيه ٤٧.
[٦]. سوره زخرف، آيه ٦٧.
[٧]. سوره زمر، آيه ٩.
[٨]. سوره دخان، آيه ٤٢.
[٩]. سوره زمر، آيه ٥٣.
[١٠]. سوره حجر، آيه ٤٢.
[١١]. سوره نساء، آيه ٦٩.
[١٢]. سوره ص، آيه ٦٢.
[١٣]. كلينى، محمّدبن يعقوب، «الروضة من الكافى»، ترجمه رسولى محلّاتى، تهران، چاپ اوّل، ١٣٦٤، ج ١، صص ٤٦- ٥١.
[١٤]. ابنبابويه، محمّدبن على، «فضائل الشّيعه»، ترجمه توحيدى، تهران، چاپ سوم، ١٣٨٠، ص ٢٥.
[١٥]. همان، صص ٢٥- ٢٧.
[١٦]. همان، صص ٤٣- ٤٥.
[١٧]. كلينى، محمّدبن يعقوب، «أصول الكافى»، همان، ج ٣، ص ٣٥٤.
[١٨]. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الروضة من الكافى»، همان، ج ١، ص ٢٣٥- ٢٣٦.
[١٩]. كلينى، محمّدبن يعقوب، «أصول الكافى»، همان، ج ٣، ص ٣٥٧.