ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هفتاد و پنجم- يكصد و هفتاد و ششم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
چهار خطّ استراتژيك
٤ ص
(٤)
مسافر بهشت
٧ ص
(٥)
نسيم شيعيان
١٥ ص
(٦)
من بو و نسيم شيعيان را دوست دارم
١٥ ص
(٧)
فضيلت شيعه
١٥ ص
(٨)
لقب رافضى، لقب خدادادى
١٥ ص
(٩)
فرشتگانى كه گناهان شيعه را مى ريزند
١٥ ص
(١٠)
مؤمنان در قرآن مردان وفادار به عهد
١٥ ص
(١١)
مؤمنان در قرآن؛ برادران بهشتى
١٦ ص
(١٢)
مؤمنان در قرآن؛ صاحبان خرد
١٦ ص
(١٣)
ياد مؤمنان در قرآن، همراه با مولايشان على (ع)
١٦ ص
(١٤)
مؤمنان در قرآن، بندگانى كه خداوند گناهانشان را مى بخشد
١٦ ص
(١٥)
مؤمنان در قرآن؛ مخلصانند
١٦ ص
(١٦)
مؤمنان در قرآن؛ صاحبان نعمت
١٦ ص
(١٧)
مؤمنان در قرآن؛ دشمنان مردم دنيايى
١٦ ص
(١٨)
مؤمنان در آيه هاى بشارت
١٦ ص
(١٩)
محبّان؛ ثابت قدمان در صراط
١٦ ص
(٢٠)
دوستى اهل بيت (ع)، سبب ورود به بهشت
١٦ ص
(٢١)
بلا، نشانه مقام مؤمن نزد خدا
١٧ ص
(٢٢)
مؤمن، امان يافته است
١٧ ص
(٢٣)
خداوند هرچه مؤمن بخواهد به او مى دهد
١٧ ص
(٢٤)
دوستان امير (ع)، برادران نبى (ص)
١٧ ص
(٢٥)
گلستانه
١٨ ص
(٢٦)
شيعه يعنى زاهد شب، شير روز
١٨ ص
(٢٧)
اين مسلمانى ست آخر؟!
١٨ ص
(٢٨)
ما صاحب داريم
٢٠ ص
(٢٩)
فرزند با ايمان من (1) بازنگرى در تربيت دينى
٢٣ ص
(٣٠)
تربيت به سبك امامان
٢٣ ص
(٣١)
معناى تربيت دينى
٢٣ ص
(٣٢)
رويكردها
٢٣ ص
(٣٣)
مناسبات تربيت دينى و تربيت براى زندگى
٢٤ ص
(٣٤)
فضايل شيعيان
٢٧ ص
(٣٥)
نورى كه خداوند در دل مؤمنان مى اندازد
٢٧ ص
(٣٦)
مؤمن، آشنا و تسليم 12 امام
٢٧ ص
(٣٧)
مذهب شيعه، نعمت خدادادى است
٢٧ ص
(٣٨)
شيعيان، «اولوالالباب» اند
٢٧ ص
(٣٩)
نام شيعيان در دفتر مخصوصى ثبت است
٢٧ ص
(٤٠)
شيعيان كشتى و امامان ناخدايند
٢٧ ص
(٤١)
شيعيان، برگ هاى شجره طيبه
٢٧ ص
(٤٢)
دعاى هزارباره امام براى شيعيان
٢٧ ص
(٤٣)
خلقت شيعيان
٢٧ ص
(٤٤)
مراتب آفرينش انوار
٢٧ ص
(٤٥)
اشتياق ارواح به آفريده هايشان
٢٨ ص
(٤٦)
شيعيان اهل بيت (ع) و پيامبران در بهره روحى مشابهند
٢٨ ص
(٤٧)
زاده شدن مؤمن از ميان كافران
٢٨ ص
(٤٨)
نيروهاى روحانى مؤمنان يا اصحاب ميمنه
٢٨ ص
(٤٩)
خلقت شيعيان، راز تاب آنان در برابر اسرار الهى
٢٨ ص
(٥٠)
خلقت شيعيان از درخت مُزن
٢٩ ص
(٥١)
تبديل سيئات به حسنات فقط براى شيعيان اميرمؤمنان (ع)
٢٩ ص
(٥٢)
همه هلاك مى شوند، جز شيعيان
٢٩ ص
(٥٣)
جهان، مال اهل بيت (ع) و شيعيانشان
٢٩ ص
(٥٤)
صفات مؤمن وصف ناشدنى است
٢٩ ص
(٥٥)
مردم همه چارپايند؛ الّا مؤمنان
٢٩ ص
(٥٦)
دفع بلا به واسطه عبادت مؤمن
٣٠ ص
(٥٧)
جايگاه شيعيان در هستى
٣٠ ص
(٥٨)
تجلّى نور يك شيعه بر موسى (ع)
٣٠ ص
(٥٩)
بهشت براى شيعيان آفريده شده
٣٠ ص
(٦٠)
مؤمن، علّت نجات از عذاب الهى
٣٠ ص
(٦١)
مؤمنى كه شفاعت مى كند/ مى شود
٣٠ ص
(٦٢)
ارتباط ارواح شيعيان با يكديگر
٣٠ ص
(٦٣)
دوستى اهل بيت و شيعيان، وديعه خداوند در دل هاى مؤمنان
٣٠ ص
(٦٤)
استفاده از مال اهل بيت (ع) فقط براى شيعيان حلال است
٣١ ص
(٦٥)
ويژه نامه بيوتروريسم
٣٣ ص
(٦٦)
بيوتروريسم چيست؟
٣٤ ص
(٦٧)
تعاريف
٣٥ ص
(٦٨)
ترور چيست؟
٣٥ ص
(٦٩)
بيوتروريسم چيست؟
٣٦ ص
(٧٠)
حمله بيوتروريستى چيست؟
٣٦ ص
(٧١)
بيوتروريسم ها چه كسانى هستند؟
٣٦ ص
(٧٢)
جنگ هاى ميكروبى (بيولوژيك)
٣٦ ص
(٧٣)
تاريخچه
٣٦ ص
(٧٤)
دوران اوليه
٣٦ ص
(٧٥)
دوران نوين
٣٧ ص
(٧٦)
دوران كنونى
٣٧ ص
(٧٧)
ويژگى هاى عوامل ميكروبى
٣٩ ص
(٧٨)
پيچيدگى هاى برخورد با عوامل ميكروبى
٤١ ص
(٧٩)
راه هاى انتشار عوامل بيولوژيك در يك حمله تروريسى
٤١ ص
(٨٠)
نشانه هاى يك تهاجم بيولوژيك
٤١ ص
(٨١)
مديريت بحران و اصول مبارزه با بيوتروريسم
٤١ ص
(٨٢)
بيوتروريسم با اهداف اقتصادى
٤٢ ص
(٨٣)
سرويس هاى اطّلاعاتى غرب، متّهم اصلى بيوتروريسم
٤٢ ص
(٨٤)
مرگ مرموز مامور سابق ك گ ب در لندن
٤٢ ص
(٨٥)
شكست هاى پى در پى سى آى اى در ترور كاسترو
٤٢ ص
(٨٦)
موساد، ترورهاى بيولوژيك و مرگ هاى آرام رهبران فلسطينى
٤٣ ص
(٨٧)
بيوتروريسم و تهديدهاى نوين عليه مسلمانان
٤٤ ص
(٨٨)
تروريسم تاريخى يهود
٥٧ ص
(٨٩)
بيوتروريسم تاريخى يهود در تاريخ اسلام
٥٧ ص
(٩٠)
1 ترور هاشم
٥٧ ص
(٩١)
2 ترور عبدالمطلّب
٥٧ ص
(٩٢)
3 ترور عبدالله
٥٨ ص
(٩٣)
4 تلاش براى ترور پيامبر (ص)
٥٨ ص
(٩٤)
تلاش هايى براى جلوگيرى از ترور پيامبر (ص)
٥٨ ص
(٩٥)
الف دورى از محيط مكّه
٥٨ ص
(٩٦)
ب پاسدارى مداوم
٥٩ ص
(٩٧)
آرمگدون بيوتكنولوژيك
٦١ ص
(٩٨)
مقدّمه
٦١ ص
(٩٩)
انبار بذر قيامت، نبرد آرماگدون بيوتكنولوژيك
٦٣ ص
(١٠٠)
بيل گيتس و غول هاى موادّ غذايى
٦٣ ص
(١٠١)
سرمايه گذارى 30 ميليون دلارى در پروژه انبار قيامت
٦٤ ص
(١٠٢)
يهوديان، سرمايه گذاران اصلى پروژه بذر قيامت
٦٤ ص
(١٠٣)
نقش CGIAR در پروژه
٦٥ ص
(١٠٤)
هدف اصلى، پديد آوردن نژاد برتر
٦٥ ص
(١٠٥)
تهديدات دائمى و خاموش
٦٨ ص
(١٠٦)
مرگ هاى بيوتروريستى در آخرالزّمان
٧٣ ص
(١٠٧)
مقدّمه
٧٣ ص
(١٠٨)
وسعت بيمارى هاى بيولوژيك در روايات آخرالزّمان
٧٤ ص
(١٠٩)
اوّل قحطى و گرسنگى فراگير پيش از ظهور
٧٤ ص
(١١٠)
دوم قحطى هاى خاص
٧٤ ص
(١١١)
سوم نويدى در متن نااميدى ها و اخطارها
٧٤ ص
(١١٢)
انواع بيمارى ها و حملات بيولوژيك در روايات آخرالزّمان
٧٤ ص
(١١٣)
1 مرگ سفيد طاعون
٧٦ ص
(١١٤)
روايات عمومى درباره طاعون
٧٦ ص
(١١٥)
روايات درباره طاعون هاى خاص
٧٦ ص
(١١٦)
2 جذام و بواسير
٧٦ ص
(١١٧)
3 هجوم نامتعارف حشرات ملخ سرخ
٧٦ ص
(١١٨)
4 ظهور آفات نباتى ميوه سوزى، فساد و خرابى فراگير ميوه بر روى درختان
٧٦ ص
(١١٩)
نگاهى به جنايات بيورتروريستى آمريكا در يك قرن گذشته
٧٨ ص
(١٢٠)
يازده سپتامبر، نامه هاى آلوده و گسترش تحقيقات
٧٨ ص
(١٢١)
آزمايشگاهى با درجه امنيتى چهار
٧٩ ص
(١٢٢)
شهروندان خودى آمريكا نيز در امان نيستند
٨٠ ص
(١٢٣)
اطّلاعاتى كامل تر از پروژه يونيكس
٨٥ ص
(١٢٤)
قدس آنلاين از زواياى پروژه يونيكس گزارش مى دهد
٨٦ ص
(١٢٥)
سوءاستفاده از شمشير دولبه فلورايد در آمريكا
٨٧ ص
(١٢٦)
وباز ردّ پاى سرمايه دارى
٨٧ ص
(١٢٧)
فلورايد و سال هاى پس از جنگ جهانى دوم
٨٧ ص
(١٢٨)
فلورايد و حقوق بشر
٨٨ ص
(١٢٩)
وضعيت فلوريداسيون آب در جهان
٨٩ ص
(١٣٠)
فلورايد و عوارض آن
٨٩ ص
(١٣١)
واقعيت هاى پشت پرده
٩٠ ص
(١٣٢)
مك دونالد؛ آنچه نمى خواهند شما بدانيد!
٩١ ص
(١٣٣)
چكيده
٩١ ص
(١٣٤)
چه ارتباطى بين مك دونالد و گرسنگى جهان سوم وجود دارد؟
٩١ ص
(١٣٥)
گرسنگى در برابر دلار
٩٢ ص
(١٣٦)
امپرياليسم اقتصادى
٩٢ ص
(١٣٧)
استفاده نادرست از منابع
٩٢ ص
(١٣٨)
بيست هكتار در دقيقه
٩٢ ص
(١٣٩)
ظروف يك بار مصرف و زباله
٩٣ ص
(١٤٠)
تجاوزات استعمارى
٩٣ ص
(١٤١)
مضرّات غذاهاى مك دونالد چيست؟
٩٣ ص
(١٤٢)
غذاى سريع هله هوله!
٩٣ ص
(١٤٣)
پرداخت پول براى عادت
٩٣ ص
(١٤٤)
استفاده از مواد شيميايى در محصولات
٩٣ ص
(١٤٥)
مك دونالد چگونه تعمّداً كودكان را استثمار مى كند؟
٩٤ ص
(١٤٦)
غذاهاى خرت و پرت
٩٤ ص
(١٤٧)
چرا مك دونالد مسئول خونريزى و آزار حيوانات است؟
٩٥ ص
(١٤٨)
سهم شما از سموم چيست؟
٩٥ ص
(١٤٩)
كارگران مك دونالد در چه شرايطى هستند؟
٩٥ ص
(١٥٠)
عدم صدور اجازه فعّاليت براى اتّحاديه كارگرى
٩٥ ص
(١٥١)
آموزش دادن براى كار سخت
٩٦ ص
(١٥٢)
همه مثل هم!
٩٦ ص
(١٥٣)
چه مى توان كرد؟
٩٦ ص
(١٥٤)
تروريسم مافيايى دارو
٩٧ ص
(١٥٥)
ترامادول از بزرگ ترين دروغ هاى مافياى جهانى دارو
٩٨ ص
(١٥٦)
شبكه بين المللى علمى و سياسى مافياى جهانى دارو
٩٨ ص
(١٥٧)
مافياى جهانى و داروهاى تقلّبى
٩٩ ص
(١٥٨)
رشوه به پزشكان شركت GSK
٩٩ ص
(١٥٩)
عدم افشاى آثار خطرناك داروهاى شيميايى شركت آپوتكس
١٠٠ ص
(١٦٠)
نفى طبّ جايگزين
١٠٠ ص
(١٦١)
خبرهاى تكان دهنده
١٠١ ص
(١٦٢)
سندرم جنگ خليج
١٠٢ ص
(١٦٣)
ناقص العضو كردن 1000 نوزاد
١٠٣ ص
(١٦٤)
ارتباط مؤثّر با فرزند چرا نه؟؟!!
١٠٤ ص
(١٦٥)
مردى از تبار عرشيان
١٠٧ ص
(١٦٦)
نَسَب سلمان
١٠٧ ص
(١٦٧)
سلمان، اوّلين مسلمان فارسى
١٠٨ ص
(١٦٨)
ماجراى اسلام آوردن سلمان
١٠٨ ص
(١٦٩)
فضايل جناب سلمان
١٠٩ ص
(١٧٠)
علمى كه كسى تابش را نداشت، جز سلمان
١٠٩ ص
(١٧١)
لقمان اهل بيت (ع)
١٠٩ ص
(١٧٢)
محرميت سلمان
١٠٩ ص
(١٧٣)
محبّت به سلمان واجب است
١٠٩ ص
(١٧٤)
تكيه امير (ع) به دست سلمان
١١٠ ص
(١٧٥)
سلمان در درجه دهم ايمان
١١٠ ص
(١٧٦)
سلمان در مقام قرب
١١٠ ص
(١٧٧)
آفرينش سلمان
١١٠ ص
(١٧٨)
سلمان باب الله است
١١٠ ص
(١٧٩)
پيروى سلمان از سيره رسول خدا (ص)
١١٠ ص
(١٨٠)
سلمان، محمّدى است
١١٠ ص
(١٨١)
رحلت سلمان
١١٠ ص
(١٨٢)
تشييع پيكر سلمان و آخرين لبخند او
١١٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٠

فرمان داده است كه آنها عبارتند از: على (ع) و سلمان و ابوذر و مقداد.»[١]

تكيه امير (ع) به دست سلمان‌

امام محمّدتقى (ع) فرمودند: «اميرالمؤمنين همراه حسن‌بن على (ع) مى‌آمد و به دست سلمان تكيه كرده بود تا وارد «مسجدالحرام» شد و نشست. مردى خوش قيافه و خوش لباس پيش آمد و به اميرالمؤمنين (ع) سلام كرد. حضرت جوابش فرمودند و او نشست. آنگاه عرض كرد: يا اميرالمؤمنين سه مسئله از شما مى‌پرسم ... (در ادامه حديث پرسش و پاسخ مرد را با حضرت امير بيان مى‌كند و در انتها حضرت امير (ع) مى‌فرمايند كه آن مرد پرسش‌گر، خضر نبى (ع) بود.)[٢]

سلمان در درجه دهم ايمان‌

امام صادق (ع) به من فرمودند: «اى عبد العزيز! همانا ايمان ده درجه دارد و به منزله نردبان است كه از آن پلّه پلّه بالا روند. پس آنكه يك درجه از ايمان دارد، به آنكه دو درجه دارد نگويد كه تو چيزى نيستى تا برسد به درجه دهم و كسى را كه پايين‌تر از توست، از ايمان ساقط مكن كه آنكه بالاتر از توست، تو را ساقط مى‌كند. پس چون كسى را ديدى كه از تو پايين‌تر است: به ملايمت او را به طرف خود بالا بكش و چيزى كه او طاقت ندارد، به او تحميل مكن كه مى‌شكند؛ چون هركس مؤمنى را بشكند، بايد جبران كند و مقداد در درجه هشتم و ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم بود.»[٣]

سلمان در مقام قرب‌

خيثمه جعفى مى‌گويد: خدمت حضرت باقر (ع) رسيدم، فرمودند: «اى خيثمه! دوستان ما را از ما سلام برسانيد و بگوييد به مقام قرب خداوند نخواهيد رسيد؛ مگر با عمل. رسول خدا (ص) فرمودند: «سلمان از ما اهل بيت مى‌باشد.» مقصودش اين بود كه او ما را مى‌شناخت و به ولايت ما معتقد بود.

خداوند متعال در اين‌باره مى‌فرمايد: «خَلَطُواعَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ؛[٤] عسى يعنى خداوند حتماً اين كار را خواهد كرد، و اين آيه درباره شيعيان ما نازل شده است كه خداوند گناهكاران آنها را مى‌آمرزد.»[٥]

آفرينش سلمان‌

فضل بن عيسى هاشمى گفت: خدمت حضرت صادق (ع) رسيدم. من و پدرم عيسى. پدرم پرسيد: آيا اين فرمايش پيامبر اكرم (ص) است كه فرمودند سلمان از ما خانواده است. فرمودند: آرى. گفت: يعنى از اولاد عبد المطّلب است؟ فرمودند: «از ما اهل بيت است.» گفت: يعنى از فرزندان ابوطالب است؟ فرمودند: «از ما اهل بيت پيامبر است.» پدرم گفت: من او را نمى‌شناسم. فرمودند: «او را بشناس از ما اهل بيت است.»

در اين موقع اشاره به سينه خود نموده و فرمودند: «آن‌طور كه تو گمان كرده‌اى، نيست. خداوند طينت ما را از عليين آفريد و شيعيانمان را از پائين‌تر آن. پس آنها از ما هستند و طينت دشمنان ما را از سجّين آفريد و پيروان آنها را از پست‌تر از آن. آنها از ايشان به شمار مى‌روند و سلمان از لقمان بهتر است.»[٦]

سلمان باب الله است‌

امام باقر (ع) مى‌فرمايند:

«ابوذر به سلمان وارد شد و او مشغول پخت ديگ غذا بود. در اين ميان كه با هم حديث مى‌كردند، ديگ كپ شد روى زمين و از آب و دانه‌اش چيزى نريخت. ابوذر بسيار تعجّب كرد و سلمان آن را گرفت و روى اجاق نهاد و بار ديگر هم اين موضوع تكرار شد. ابوذر هراسان از نزد سلمان بيرون شد. دم در با اميرالمؤمنين (ع) برخورد و انديشناك بود و چون چشم اميرالمؤمنين (ع) به او افتاد، فرمودند: «اى ابوذر چرا از نزد سلمان بيرون رفتى و چرا هراسناكى؟»

عرض كرد: يا اميرالمؤمنين! من ديدم سلمان چنين و چنان كرد و متعجّب شدم. اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «اى اباذر! اگر سلمان آنچه داند به تو باز مى‌گويد، خواهى گفت: خدا قاتل سلمان را رحمت كند! سلمان باب خدا است در زمين. هر كه او را بشناسد، مؤمن است و منكر او كافر است، سلمان از ما خاندان است.»[٧]

پيروى سلمان از سيره رسول خدا (ص)

عقبةبن عامر جهنى از سلمان فارسى روايت مى‌كند كه سلمان را براى خوردن طعامى مجبور كردند. او گفت: مرا كفايت مى‌كند كه از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمودند: «بيشترين كسانى كه در دنيا سيرند، در آخرت گرسنه خواهند بود. اى سلمان دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است.»[٨]

سلمان، محمّدى است‌

امام باقر (ع) فرمودند: «هرگز مگوييد سلمان فارسى و بگوييد سلمان محمّدى كه او مردى است از ما، خاندان.»[٩]

رحلت سلمان‌

تشييع پيكر سلمان و آخرين لبخند او

زاذان مى‌گويد: هنگامى‌كه وقت وفات سلمان رسيد، به او گفتم: چه كسى تو را غسل مى‌دهد؟ گفت: آن كس كه رسول خدا (ص) را غسل داد. گفتم: تو در مدائنى و او در مدينه. گفت: زاذان! هنگامى كه چانه مرا مى‌بندى، صداى پاى مركب او را مى‌شنوى.

زاذان مى‌گويد: هنگامى كه [سلمان وفات يافت و] در حال بستن چانه‌اش بودم، صداى پاى مركبى را شنيدم و در را گشودم. اميرالمؤمنين (ع) به من فرمودند: «اذان! اباعبدالله، سلمان از دنيا رفت؟» گفتم: بله، اى مولاى من! حضرت داخل شدند و ردا را از صورت سلمان كنار زدند؛ پس لبخندى بر لب سلمان نشست. اميرمؤمنان به او فرمودند: «مرحبا اى اباعبدالله! هنگامى كه به رسول الله رسيدى، بگو كه قومت چه بر سر برادرت آوردند.» آنگاه حضرت او را براى كفن و دفن تجهيز كردند و هنگامى‌كه تكبير مى‌گفتند، به بلندى تكبير مى گفتند. دو مرد همراه ايشان ديدم، يكى برادر ايشان جعفر بود و ديگرى خضر