ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - سرآغاز امامت صالحان
حضرت ابراهيم (ع) مىرسند و چون از اولاد اسحاق (ع) تعداد زيادى (چهل و هشت نفر) پيامبر بودند، باور يهوديان اين بوده كه از پسر ديگر حضرت ابراهيم (ع)، يعنى اسماعيل (ع) نبوّت و امامت ادامه نداشته و ندارد و اين تنها يهود است كه وارث نبوّت ابراهيمى است؛ در حالىكه حسب وعده حضرت خداوندى، وعده ملك عظيم به فرزندان اسماعيل (ع) و آل محمّد (ص) داده شده بود؛ چنانكه حضرت ابراهيم (ع) در زمان حيات خود و با انتقال اسماعيل (ع) به سرزمين «حجاز»، اجراى مراسم قربانى در صحراى منا و بركشيدن بناى خانه خدا در «مسجد الحرام»، پايههاى دين جهانى شجره مباركه آل ابراهيم، محمّد و آل محمّد (ص) را استوار ساخت.
طبق نقل ربّان ابن صلت از امام رضا (ع)، عامل اساسى دشمنى يهود با اسلام حسد بوده است.[١]
يهوديان همه تلاش خود را مصروف شناسايى زمان و مكان تولّد و ظهور رسول موعود و پيامبر آخرالزّمان ساختند و از آنجا كه مسلّط به علوم غريبه (تنجيم، جفر و ...) بودند، گمان مىبردند مىتوانند ايشان را جسته و به قتل برسانند.
على بن ابراهيم حى بن اخطب يهودى گفت:
رسولى كه ما منتظرش بوديم، خيال مىكرديم از بنى اسرائيل است؛ ولى حالا معلوم شد كه از بنى اسماعيل است. ابداً تسليم او نمىشويم؛ چرا كه بنى اسرائيل بر تمام مردم جهان برترى دارد، حتّى بنى اسماعيل.
در تفسير نورالثقلين، ج ١، صص ٤٩١ تا ٤٩٣، شش روايت نقل مىكند كه مشكل دشمنان اهل بيت، حسادت و بخل بوده است؛ به اين معنى كه چرا آل محمّد (ص) وارث علوم انبيا باشند، امّا بنىاسرائيل، بنىاميّه و بنىعبّاس نباشند.
در جلد ١ نورالثّقلين ص ٩٢ از امام باقر (ع) نقل مىكند كه:
«يهودىها سادهدل و بىغرض، از روى توارت خودشان اوصاف رسول خاتم (ص) را مىخواندند؛ ولى شاخه حسود و با عناد و مستكبر يهود، مانع از اين كار آنها مىشدند.»
و در همان صفحه از «احتجاج» نقل مىكند كه: امام حسن عسكرى (ع) فرمودند:
«شاخه پرعناد يهود، خودشان پيش خودشان به دروغ، اوصافى را براى رسول آخرالزّمان مىنوشتند و به عوامشان وانمود مىكردند كه رسول آخرالزّمان اين چنين اوصافى دارد كه دقيقاً برخلاف اوصافى بود كه در تورات آمده است.» و اضافه مىكردند كه: «اين رسول خاتم و منتظر و موعود، پس از پانصد سال ديگر مبعوث خواهد شد! يهود حسود و معاند، با اين كارشان مىخواستند رياست را بر عوامشان حفظ كنند و باز مىخواستند با حفظ رياست بر توده عوام يهود، از پرداخت هزينه و انفاقات مورد دستور رسول خدا (ص) سرپيچى كنند.»[٢]
عموم علماء و منابع روايى اهل سنّت، بر موضوع حسادت يهود درباره پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت مكرّم ايشان تأكيد دارند؛ چنانكه بيان شد، حضرت خليل الرّحمان (ع) در زمان حيات خود و به امر خداوند، بنيادهاى بناى اسلام و بركشيده شدن شاخه بنى اسماعيل از تنه شجره مباركه را استوار ساختند و با به جا گذاشتن نشانههاى بزرگى، همچون تجديد بناى خانه «كعبه» و انجام مراسم قربانى، همگان را متذكّر نقشه كلّى الهى و بعثت پيامبر آخر الزّمان و اهلبيتش كردند.
مدفون شدن حضرت اسماعيل (ع) در صحن مسجد الحرام و در «حجر اسماعيل»، خود نشان ديگرى بر اين مدّعا بود. از اينرو، مىتوان مؤسّس اسلام را حضرت ابراهيم، خليل الرّحمان (ع) دانست و عهد ايشان را مبدأ تاريخ تولّد اسلام شناخت. در منابع اهل سنّت آمده است:
احمدبن عرباض ابن سايه نقل مىكند كه رسول خدا (ص) فرمود: «در حالىكه هنوز آدم (ع) در حال گِل بوده، من در امّ الكتاب، خاتم النبّيين ناميده مىشدم و من به صراحت مىگويم تاريخ من از چه زمانى شروع شد. من خودم به شما خبر مىدهم نخستين لحظه تاريخ من، لحظهاى بود كه ابراهيم خليل مرا از خدا درخواست كرد.»[٣]
در منابع شيعى، علىبن ابراهيم نقل مىكند كه رسول خدا (ص) فرمود:
«من نتيجه دعاى ابراهيم هستم.»[٤]
مرحوم صدوق در «خصال» از ابى امامه نقل مىكند كه گفت:
از رسول خدا پرسيدم تاريخ دعوت شما (اسلام) را از چه حادثهاى حساب كنم؟
پاسخ دادند: «از دعوت (دعاى) ابراهيم براى بعثت من حساب كنيد.»[٥]
رسول خدا (ص) فرمود:
«براى هر پيامبرى، امامى هست از انبياى سابق و امام من، پدرم ابراهيم است.»[٦]
سخن رسول خدا (ص) ناظر بر اين دعا و درخواست حضرت ابرهيم (ع) است:
ابراهيم گفت: «رَبَّناوَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ...؛[٧]
بارخدايا! بين مردم حجاز (مكّه) رسولى را مبعوث فرما كه آيات تو را بر آنان تلاوت كند و كتاب و حكمت را بر آنان تعليم و آنان را تزكيه كند و تو عزيز و حكيمى.»
آيات بسيارى مؤيّد اين مطلب است. قرآن كريم، اوصاف بسيارى براى حضرت ابراهيم (ع) بيان مىدارد؛ از جمله اينكه ايشان بر صراط مستقيم، بنده مطيع خداوند و پرچمدار توحيد بود.
«ثُمَّأَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ