ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - ١- ٢ در امان ماندن از بيعت با ستمگران
١. غيبت امام مهدى (ع)
امام على بن ابى طالب (ع) مسئله غيبت حضرت مهدى (ع) را با زمينه سازى حساب شده و منسجمى در چند مرحله مطرح مىكنند و كاملًا روشن است كه اين كار به صورت تصادفى انجام نگرفته است؛ بلكه با توجّه به ظرفيّت و كشش فكرى افراد و شيوههاى صحيح آموزشى و همينطور با در نظر گرفتن سير طبيعى و خارجى وقايعى كه در آينده پيش خواهد آمد، به تبيين و تشريح امور پرداختهاند. در يك مرحله پس از تصريح به ضرورت وجود حجّت الهى بر روى زمين و بلكه كلّ نظام عالم هستى مىفرمايند:
«هرگز زمين از حجّت الهى كه با دليل و برهان براى حاكميت بخشيدن به احكام و ارزشهاى دينى قيام مىنمايد، خالى نخواهد بود و حجّت خداوند عالم يا به صورت شناخته شده و آشكار مثل يازده امام (ع)، در ميان مردم زندگى مىكند يا در اثر فراهم نبودن شرايط مناسب به طور پنهان و ناشناخته به سر مىبرد.»[١]
در روايت ديگرى، امام على (ع) پس از اشاره به ضرورت وجود امام معصوم بر روى زمين و تبيين مسئوليتهاى او مىفرمايند:
«حجّت خدا، گاهى به صورت علنى به طورى كه همه او را مىشناسند، در ميان مردم حضور دارد؛ امّا زمام امور را به جهت فراهم نبودن شرايط در دست ندارد. گاهى نيز حجّت الهى به دليل مصالحى به اراده خداوند متعال از ديده مردم غايب است. در چنين مواقعى آنها در انتظار حجج الهى به سر مىبرند. توجّه به اين نكته ضرورى است كه در دوران غيبت، گرچه جسم امام (ع) به علّت وجود خطرات يا مصالح ديگرى از ديده مردم نهان است؛ ولى دانش او براى مردم مخفى نيست (همه از آن اطّلاع دارند) و آداب و احكام و تعاليمش در قلب و جان انسانهاى مؤمن استوار و پابرجاست و مردم بر اساس تعاليم و رهنمودهاى او زندگى مىكنند.»[٢]
در مرحله بعد، اميرالمؤمنين (ع) ضمن معرفى آخرين حجّت الهى، اصل مسئله غيبت آن حضرت را بيان مىكنند. از اصبغ بن نباته نقل شده است كه مىگويد:
روزى به حضور على بن ابى طالب (ع) رسيدم و آن حضرت را غرق در انديشه ديدم. در حالى كه از اين وضع بسيار متعجّب بودم [چون حضرت را هرگز در آن حال نديده بودم] عرض كردم: يا اميرالمؤمنين مگر اتّفاقى افتاده است كه اينگونه نگران و غرق در درياى تفكّر به نظر مىرسيد؟
حضرت على (ع) در پاسخ فرمودند: «درباره فرزندى كه بعدها از نسل من به دنيا خواهد آمد، فكر مىكنم. او يازدهمين فرزند من است. او مهدى ما اهل بيت است كه زمين را پس از پر گشتن از ظلم و ستم و تباهى با عدل و داد پر خواهد ساخت؛ امّا پيش از آن براى او يك دوره غيبت است كه عدّه زيادى از مردم در اين دوره، از حق و صراط مستقيم منحرف مىشوند.»[٣]
در گام بعدى، على (ع) به طولانى بودن دوره غيبت امام عصر (ع) و مشكلات و گرفتارىهاى آن مىپردازند؛ به عنوان نمونه در يك مورد مىفرمايند:
«در دوره غيبت امام غايب، مردم از حدود و چارچوب احكام شرع خارج خواهند شد و بسيارى از آنها گمان خواهند كرد كه حجّت الهى از دنيا رفته و امامت پايان پذيرفته است؛ ولى سوگند به خدا در چنين دورهاى حجّت خدا در بين مردم و در كوچه و بازار آنها در حال رفت و آمد خواهد بود و وى حرفهاى مردم را خواهد شنيد ... او مردم را خواهد ديد؛ ولى آنها تا زمان معيّنى كه خداوند مقرّر كرده است قادر به ديدن آن حضرت نخواهند بود.»[٤]
همينطور در اين باره به مناسبت ديگرى مىفرمايند:
«دوره غيبت امام مهدى (ع) به قدرى طولانى خواهد بود كه انسانهاى بىخبر از مصالح و حكمتهاى الهى از ظهور آن حضرت مأيوس خواهند شد و در اثر نااميدى از ظهور منجى عالم بشريت حتّى اين جمله را به زبان خواهند آورد كه: خداوند عالم نيازى به آل محمّد (ص) ندارد؛ يعنى اگر از آل محمّد (ص) كسى در روى زمين بود تا كنون بايد قيام مىكرد و به اين نابهسامانىها و بى عدالتىها پايان مىداد.»[٥]
٢. علل و حكمتهاى غيبت امام زمان (ع)
از آنجا كه عالم براساس يك نظام علّى و معلولى اداره مىشود، لذا همه وقايعى كه در آن به وقوع مىپيوندند، داراى علّت و حكمت به خصوصى هستند. در اين راستا وقتى به منظور معلوم شدن علّت غيبت امام عصر (عج) به بررسى روايات مىپردازيم، به روايات زيادى برمىخوريم كه در ضمن آنها تصريح شده است كه فلسفه واقعى غيبت آن حضرت براى بشر معلوم نيست؛ امّا در عين حال در تعدادى از روايات از حكمتهاى غيبت سخن به ميان آمده است؛ به عنوان مثال در بعضى از آنها از امورى چون امتحان و آزمايش مردم، حفظ جان امام (ع)، در امان ماندن از بيعت با ستمگران، فراهم شدن زمينه انجام وظايف و ... به عنوان عوامل غيبت امام مهدى (ع) ياد مىشود.
در مجموعه روايتهايى نقل شده از حضرت على (ع)، به برخى از حكمتهاى غيبت اشاره شده كه از جمله آنهاست:
١- ٢. در امان ماندن از بيعت با ستمگران
طبق يك روايت، على بن ابى طالب (ع) مىفرمايند:
«موقعى كه قائم [حضرت مهدى (ع)]، قيام كند بيعت كسى در گردن (ذمّه) او نخواهد بود و به همين جهت است كه تولّد او به صورت مخفى رخ خواهد داد و بعد نيز وجود مباركشان غايب خواهد شد.»[٦]