ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٢) كاربردهاى حنيف
مفهمومشناسى حنفيت
١) لغتشناسى حنيف
حنف به معناى ميل است. «الحَنفُ هو ميلٌ عن الضّلالِ الى الإستِقامةِ؛ حنف، خروج و عبور از گمراهى به سوى درستى و صراط مستقيم است.»
«الحنفُ ميلٌ عَن الإستقامةِ الى الضّلالِ؛
حنف، عبور از راه درست و مستقيم به سوى گمراهى است». «الحنيف به معنى مايل است.»[١] همچنين لفظ «حنف» در نصوص عربى به معناى صبأ (ميل عن شىء و تركه) آمده است[٢] كه معناى خروج از دينى به دين ديگر را افاده مىكند.[٣]
دهخدا در تعريف حنيف مىگويد:
حنيف، يعنى مايل از هر دين باطل به سوى دين اسلام ...؛ دين راست بدون اعوجاج و برگشته از ملّتهاى باطل است.
وى حنفا را به مسلمانان راست دين، پاك دين و مستقيم معنى كرده است.[٤]
٢) كاربردهاى حنيف
١. كسى كه به سوى حق گرايش و تمايل دارد؛
٢. حنيف كسى است كه حجّ «بيت الله الحرام» انجام مىدهد يا ختنه مىكند. دهخدا در اين مورد مىنويسد:
هرگاه در قرآن حنيف با مسلم به كار رفته، به معناى حاجى است؛ مانند: «و لكن كان حنيف مسلماً» و هر گاه به تنهايى به كار رفته است، به معناى مسلم است، مانند: «حنيفاً لله».[٥]
٣. حنيف كسى است كه تسليم امر خداوند باشد.[٦]
لفظ حنيف ده مرتبه و حنفا دو بار در قرآن به كار رفته است؛
٤. علاوه بر موارد فوق، حنيف به كسى گفته مىشود كه در دين و ملّت ابراهيم و در تبعيّت از آن، مستقيم باشد. برخى دورى از بت و انجام غسل جنابت را نيز شرط كردهاند؛ زيرا اگر صرفاً حجّ و ختنه كردن معيار حنفيّت باشد، بايد مشركان كه در جاهليّت اين دو فريضه را انجام مىدادند نيز از حنفا شمرده شوند؛[٧] در حالى كه آيات قرآن اين معيار را رد مىكنند: «وَلكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛»[٨]
فخر رازى و طبرسى در توضيح آيه «قالُواكُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (بقره: ١٣٥) اقوالى را در مورد حنفيّت ذكر كردهاند:
١. حجّ بيت الله الحرام؛ ٢. تبعيّت از حق؛ ٣. تبعيّت از شريعت ابراهيم (ع)؛ ٤. اخلاص براى خداوند يكتا و اقرار به ربوبيّت و اذعان به عبادت و عبوديّت.[٩]
٥. حنيف به معناى صابئى. دكتر جواد على مىگويد:
حنيف به معناى خارج از كيش و آيين قوم و تارك عبادت آنهاست.
در ادبيات عرب جنوبى نيز حنيف به معناى «ملحد»، «منافق» و «كافر» به كار رفته است. همچنين اهل مكّه بر پيامبر و اصحابش «الصابئى» و «الصباه» اطلاق مىكردند.[١٠]
دركتابهاى تفسيرى و تاريخى، تصوير روشنى از حنفا وجود ندارد؛ چون آنها مىگويند حنفا كتابهاى تورات و انجيل را خوانده و به تحريف آنها آگاه بودند. از اين رو به سوى دين حنيف گرايش يافته، «كتاب ابراهيم» را خوانده و به عباداتشان مقيّد مىشدند.
اينكه كتاب ابراهيم (ع) چيست و عبادت آن چه بوده، روشن نيست. بنابراين، ارائه تعريف روشن از حنيف و حنفا مقدور نيست؛ زيرا سندى تاريخى از دوران جاهليّت و همچنين كتاب دين ابراهيم و عقايد و عباداتشان وجود ندارد. تنها از طريق تجزيه و تحليل اشعار مىتوان برآن واقف شد؛[١١]
٦. در قرآن، حنيف به معنى دين فطرت و مستقيم و نيز به معنى دين حضرت ابراهيم (ع) به كار رفته است. بنابراين، حنيف كسى است كه در برابر شرك ايستادگى كرده و به حق و توحيد ابراهيمى تمايل دارد.