ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - مقام حجرالاسود مرهون معرفت امام (ع) است
بن الحسين بن ابىطالب و فرزند فاطمه دختر رسول الله (ص) مىرسد. محمّدبن حنفيّه با ديدن اين صحنه ازسخن خويش منصرف شد و ولايت امام سجّاد (ع) را پذيرفت.»[١]
مقام حجرالاسود مرهون معرفت امام (ع) است.
ج: بكير بن اعين، يكى از اصحاب بزرگوار امام صادق (ع) سؤالاتى را در مورد حجرالاسود از امام (ع) پرسيدند كه حضرت به طور مفصّل به آنها پاسخ دادهاند. در اين قسمت، به بخشى از آن پاسخها خواهيم پرداخت:
بُكَير از حضرت مىپرسد؟: چرا حجرالاسود در اين ركن كعبه قرار داده شده؟ و چرا آن را مىبوسند و استلام مىكنند و چرا عهد و پيمان بندگان با آن قرار داده شده و در مورد ديگر مطرح نشده است؟
امام (ع) در پاسخ سؤالِ محلّ قرار داده شدن حجرالاسود مىفرمايند:
«خداوند تبارك تعالى، حجرالاسود را در جايگاه خود قرار داد؛ در حالى كه آن جواهرى بود كه از بهشت با آدم (ع) فرود آمد و در اين ركن مستقر شد. به خاطر ميثاق عالم ذر آنگاه كه خداوند از بنى آدم و ذريّه آنها در اين مكان پيمان گرفت و در اين مكان خود را به انسانها نماياند و در همين مكان است كه پرندهاى بر قائم (ع) فرود مىآيد و اوّلين كسى است كه با قائم (ع) بيعت مىكند و به خدا قسم! آن پرنده جبرئيل است و همين ركن و حجر، حجّت و دليل بر قائم (ع) و شاهد بر كسانى است كه در اين مكان، به عهد خود وفا مىكنند و شاهد است بر كسى كه اداى عهد و ميثاق خداوند كرده است.»
و در پاسخ سؤال علّت بوسيدن و استلام حجر مىفرمايند:
«امّا بوسيدن و استلام به خاطر تجديد اين عهد و ميثاق و تجديد بيعت با خداست كه اداى عهدى بكنند كه خداوند از آنها پيمان گرفته است ...
و به خدا قسم! اين عهد و پيمان را جز شيعيان ما ادا نمىكنند و اين عهد و ميثاق را احدى غير از شيعيان ما حفظ نمىنمايند.»
و در مورد سؤال عهد و پيمان بندگان با حجر الاسود مىفرمايند:
خداوند عهد و ميثاق عالم ذر را در حجرالاسود قرار داد، جداى از فرشتگان ديگر؛ زيرا خداوند عَزَّوجلّ زمانى كه از اين فرشته در ربوبيّت خويش و در نبوّت محمّد (ص) و وصايت على (ع) عهد و پيمان گرفت، اركان وجودى فرشتگان به لرزه درآمد. پس اوّلين فرشتهاى كه با سرعت اقرار كرد، همين فرشته بود. و در بين فرشتگان كسى در محبّت محمّد (ص) و آل او قوىتر از اين فرشته نبود و به همين علّت، خداوند او را از بين فرشتگان برگزيد و به صورت حجرالاسود در ركن قرار داد و اين فرشته در روز قيامت مىآيد؛ در حالى كه زبان گويا و گوش شنوا دارد و در مورد كسانى كه در اين مكان وفاى به عهد كردهاند و ميثاق را حفظ نمودهاند، شهادت مىدهد.[٢]
د: آرى. در استلام حجر و طواف كعبه، عهد و پيمان و ميثاق توحيد و ولايت را تجديد مىكنى، در سعى صفا و مروه هَروَله كنان به دنبال يافتن ماءِ مَعين مىدوى كه به تعبير امام هفتم، ماء مَعين، سرچشمه زمزم و كوثر، امام زمان (ع) است.[٣]
در عرفات، به همراه زمزمه دعاى عرفه امام حسين (ع) در دامنه جبل الرَّحمة به توحيد مىرسى و به اين حقيقت كه امام باقر (ع) فرمودند:
«بِنا عُبَد الله وَ بِنا عُرِفَ الله؛ به وسيلة ما خدا عبادت مىشود و با ما خداوند شناخته مىشود.»[٤] دست مىيابى.
در «صحراى مشعر»، صحنة حضور در محضر خدا را در محشر به ياد مىآورى كه هركس به دنبال امامش رهسپار آن جايى است كه امامش هدايتش مىكند: «يَوْمَنَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ.»[٥] و شيعه به دنبال امام حاضر غايب خود، رهسپار مىشود.
به سوى «منى» كه مىروى، آماده براى پيكار با شيطان بزرگ به همراه ميليونها مسلمان، مانند سيل جارى به ياد آيات قرآن مىافتى كه وَالعادياتِ ضَبحاً ...[٦]، كه مير كاروان و اميرالحاج و قافله سالار اين نبرد رودررو با شيطان، كسى جز امام معصوم نيست و آن كس كه اين را نداند و معرفت نداشته باشد، به مرگ جاهليّت مرده[٧] و اعمال حجّش، اعمال جاهليّت است.
و باز، طواف و سعى و ... كجاست كه امام حضور ندارد؟ كجاست كه روح ولايت نيست؟ كه اگر نباشد، حاجيان جز جنازههاى متحرّك و «اكثَرَ الضَّجيج»[٨] نيستند.
گر شود ديده دل باز عيان مىبيند
كعبه پيوسته طواف حرم يار كند- قرآن در «آية ١٩٦ سورة بقره» مىفرمايد:
«وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ؛ حجّ و عمره را براى خدا تمام و كامل كنيد.»
مقصود از تمام و كامل كردن حجّ چيست؟ روايات گوناگونى به اين مطلب پرداخته و پاسخ دادهاند؛ از جمله:
الف: امام صادق (ع) در مورد اين آيه فرمودند:
«هرگاه يكى از شما حجّ را به جا آورد، حجّ خود را با زيارت ما به پايان ببرد و اين وسيله تمام بودن حجّ است.»[٩]
ب: امام باقر (ع) در مورد زيارت خانه خدا مىفرمايند:
«مردم فرمان داده شدهاند كه به طرف همين سنگها بيايند و دور آنها طواف كنند. سپس به سوى ما بيايند و