ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - (٥) امامت= پيشاهنگى در عمل
النَّارِ»[١] كه ساختار همانند با آيه: «وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»[٢] دارد، نيز جعل به همين معناست و نه اعطا و بخشش.
بدين ترتيب معناى آيه: «إِنِّيجاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» اين خواهد شد كه من تو را با توجّه به اين مقام و منزلتى كه در عبوديّت و بندگى كسب كردهاى، به عنوان الگو و اسوه، برابر چشم مردم قرار مىدهم كه همه انسانها نمونه كامل بنده خدا را ببينند و به او اقتدا كنند.
و امّا پرسش دوم، آنچه در اين باره مىتوان گفت اين است كه گرچه تمام انبيا و پيامبران در عبوديّت و بندگى و تسليم در برابر اراده الهى، نسبت به امّت خويش پيشگامند؛ امّا اين واقعيّت را نيز نمىتوان انكار كرد كه مسير عبوديّت، مسير بى پايان است و پيامبران در اين مسير برابر نيستند؛ بلكه برخى بر برخى ديگر برترى دارند. چنانكه قرآن مىگويد:
«تِلْكَالرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ ...؛[٣]
بعضى از آن رسولان را بر بعضى ديگر برترى داديم؛ برخى از آنها، خدا با او سخن مىگفت و بعضى را درجاتى برتر داد ...»
«وَلَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً؛[٤]
و ما بعضى از پيامبران را بر بعضى ديگر برترى داديم و به داوود، زبور بخشيديم.»
بنابراين همه پيامبران نمىتوانند امام و پيشوا و مقتدا باشند. تنها كسانى به اين مقام مىرسند كه در اوج باشند؛ بسان حضرت ابراهيم (ع) كه همه آزمايشها را پشتسر گذاشته باشند.
پس هيچ اشكالى ندارد كه برخى پيامبران به رغم مقام نبوّت و پيامبرى و راهنمايى انسانها به سوى عبوديّت و بندگى، در عمل به مقام پيشوايى نرسند؛ بلكه در اين ساحت، پيرو پيامبران برتر از خود باشند كه امام و پيشوايند.
از آنچه تاكنون گفته شد يك حقيقت آشكار مىشود و آن اين است كه امامت ابراهيم (ع) از سنخ امامت در آيه «وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»[٥] نيست؛ زيرا امامت در اين آيه به معناى راهنمايى علمى و به وسيله وحى است كه ويژه پيامبران مىباشد و ابراهيم (ع) قبل از امامت اين مقام را داشت؛ بلكه از سنخ امامت در آيه: «وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً»[٦] است كه به معناى پيشگامى و پيشاهنگى در ساحت عبوديّت و تقواست و «عبادالرّحمان» به عنوان يك آرزو، نيل به آن را از خداوند درخواست مىكنند. ابراهيم (ع) «عبدى» است كه با تلاش و اخلاص به اين مقام رسيده و آرزويش به عمل پيوسته است و خداوند اين نيل و رسيدن را به همه انسانها نشان مىدهد و آنان را به اقتدا و پيروى از ابراهيم (ع) فرا مىخواند.
پىنوشتها:
[١]. المراغى، احمد مصطفى، تفسير المراغى، ٢٠٩/ ١.
[٢]. قاسمى، محمد جمال الدين، محاسن التأويل، ٢٤٦/ ٢- ١.
[٣]. فخر رازى، محمد بن عمر، التفسير الكبير، ٣٩/ ٤- ٣ رك نيز: المنار، ٤٥٥/ ١.
[٤]. آلوسى، شهاب الدين السيدمحمود، روح المعانى، ٣٧٥/ ٢- ١ رك نيز: التفسير المنير، وهبه ذهيلى، ٣٠٦/ ١- ٢.
[٥]. فخر رازى، محمّدبن عمر، التفسير الكبير، ٣٩/ ٤- ٣.
[٦]. طبرسى، فضل بن الحسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ٣٨٠/ ١- ٢.
[٧]. بلاغى، جواد، آلاء الرحمن، ٢٤١/ ١.
[٨]. صادقى، محمّد، الفرقان فى تفسير القرآن، ١٢٦/ ١- ٢.
[٩]. طباطبائى، سيّدمحمّدحسين، الميزان فى تفسير القرآن، ٢٧٥/ ١.
[١٠]. سوره انبياء، آيات ٧٢- ٧٣)
[١١]. سوره سجده، آيه ١٠ (٢٤.
[١٢]. همان،/ ٢٧٤.
[١٣]. سوره يس، آيه ٨٢.
[١٤]. همان، ى ٣٠٤/ ١٤.
[١٥]. سوره انبياء، آيه ٧٣.
[١٦]. سوره قصص، آيه ٤١.
[١٧]. سوره هود، آيه ٥٨.
[١٨]. سوره مؤمنون، آيه ٢٧.
[١٩]. سوره اسراء، آيه ١٦.
[٢٠]. سوره احزاب، آيه ٣٧.
[٢١]. همان، آيه ٣٨.
[٢٢]. سوره اعراف، آيه ٧٧.
[٢٣]. سوره كهف، آيه ٥٠.
[٢٤]. سوره حجرات، آيه ٩.
[٢٥]. سوره شورى، آيه ٥٢.
[٢٦]. سوره نحل، آيه ٢.
[٢٧]. سوره اسراء، آيه ٩.
[٢٨]. سوره اعراف، آيه ١٨١
[٢٩]. سوره شورى، آيه ٥٢.
[٣٠]. سوره مائده، آيات ١٦- ١٥.
[٣١]. سوره آلعمران، آيات ٤- ٣.
[٣٢]. سوره يس، آيات ٨٢- ٨١.
[٣٣]. سوره بقره، آيه ١١٧.
[٣٤]. سوره آل عمران، آيه ٤٧.
[٣٥]. سوره مريم، آيه ٣٥.
[٣٦]. سوره غافر، آيه ٦٨.
[٣٧]. سوره انعام، آيه ١٢٤.
[٣٨]. سوره آل عمران، آيه ٧٣.
[٣٩]. سوره قصص، آيه ٤١.
[٤٠]. سوره انبياء، آيه ٧٣.
[٤١]. سوره بقره، آيه ٢٥٣.
[٤٢]. سوره اسراء، آيه ٥٥.
[٤٣]. سوره انبياء، آيه ٧٣.
[٤٤]. سوره فرقان، آيه ٧٤.