ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - ٧ داشتن سواد خواندن و نوشتن
اين دو جمله، يعنى جمله «حنفا لله» و جمله «غير مشركين به»، هر دو حال از فاعل «فاجتنبوا» (كه در آيه قبل است) مىباشند و آن را چنين معنا مىكنند:
«شما از اوثان و قربانى كردن براى آنها اجتناب كنيد؛ در حالى كه از غير خدا مايل به سوى خدا باشيد و در حجّ خود به او شرك نورزيد.»
البتّه نمىتوان گفت توحيد حنفا كامل بوده است و به توحيد، با تمام خصوصيات آن اشراف داشته است؛ بلكه آنها عقايد بسيط و مبهمى از خدا و دين ابراهيم (ع) داشتند؛ براى مثال، اميّه بن ابى صلت خداوند را جسم معرفى مىكرد.[١]
٢. اعتقاد به معاد
حنفا اعتقاد به معاد نيز داشتند. علاوه بر نياكان پيامبر كه از عبدالمطلّب مشخّصاً اعتقاد به معاد ذكر شده است،[٢] از برخى حنفاى ديگر نيز اشعارى وجود دارد كه بر اعتقاد آنها به معاد دلالت مىكند.
«هر دينى به جز دين حنيف ابراهيمى نزد خداوند در قيامت باطل و مردود است.»[٣]
البتّه اين احساس شخصى شاعر است وگرنه دين معتبر زمانه، دين مسيحيّت بود؛ هر چند كه تحريف شده بود.
آنچه از اشعار ايشان به دست مىآيد، عقايد و تفكّرات نزديك به اسلام در تمام زمينههاست؛ مانند توحيد، معاد، ثواب و عقاب، جهنّم و بهشت، قصص انبيا و ... كه معلوم نيست آرايى به اين گستردگى را قبل از اسلام داشتند يا بعد از اسلام، از اسلام آموختند.[٤]
٣. اعتقاد به ارزشهاى اخلاقى
از بسيارى از حنفا، اجتناب و نهى از قتل دختران، خوردن شراب، قمار، خوردن ذبيحه بتها، ظلم و ... حسن انفاق، عبادات، تحنّث، اعتكاف، صله رحم و ... حكايت شده است.
٤. ايمان به خداوند و نبوّت حضرت ابراهيم (ع)
حنفا به خداوند يكتا، خالق و مدبّر اعتقاد داشتند و نيز به نبوّت و مقام شامخ و منحصر به فرد حضرت ابراهيم (ع) ايمان داشتند. از اين رو برخى از حنفا، براى آگاهى از شريعت، آداب و عقايد دين حضرت ابراهيم (ع)، فرسنگها راه را طىّ مىكردند. اميه و زيد بن عمرو نمونه آنها هستند كه هر يك تا «بحرين»، «شام» و «موصل» پيش رفتند.[٥]
رفتارهاو عملكردهاى حنفا
١. تلاش براى اصلاح جامعه
حنفا خطاهاى اعتقادى جامعه را براى مردم بازگو و اظهار مىكردند كه سنگ و چوب، هيچ نفع و ضررى ندارد. همچنين آنها مردم را از اعمال ناپسند و رفتارهاى خشن، مانند زنده به گور كردن دختران باز مىداشتند. برخى از آنها، مانند عبدالمطلّب، صعصعه و زيد بن عمرو، صدها دختر را در عوض شتران خود، از پدرانشان خريده و از قتل نجات دادند.
٢. اعتكاف
حنفا در صحرا و دشت يا در مواضع خالى دور از مردم، معتكف مىشدند و خود را در آن حبس مىكردند و جز براى حاجت ضرورى، از آنجا خارج نمىشدند. آنها در مكانهايى، مانند غار، در آفرينش تأمّل مىكردند و براى نيل به صدق و حق، به عبادت و تهجّد مىپرداختند؛[٦] چنان كه حضرت پيامبر (ص) نيز شبها و روزها را در غار به عبادت مىپرداختند.[٧]
٣. حجّ توحيدى و عارى از رسومات جاهلى و شعائر شرك آلود
مشركان در عمل حج، اين طور تلبيه مىگفتند: «لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ إِلَّا شَرِيكٌ هُوَ لَكَ تَمْلِكُهُ وَ مَا مَلَك؛
لبّيك اى خدا! شريكى براى تو نيست؛ مگر شريكى كه مال خود توست، تو هم آن را مالكى و هم ما يملك آن را مالكى.»[٨]
امّا حنفا همچنان كه از بتپرستى روى بر تافته بودند، از حجّ شرك آميز و آميخته با فرهنگ جاهلى نيز اجتناب مىكردند.
٤. پرهيز از غذاها و آشاميدنىهاى حرام و مسكر[٩]
٥. پرهيز از شركت در اعياد قريش
گفته شده برخى از حنفا، در يكى از روزهايى كه قريش به مناسبت عيد سالانه، دور بت خود گرد مىآمدند، از آنها دورى جسته و به كنارى مىنشستند و تا هنگام مرگ، در اين راه (روى برگرداندن از عبادت بتها) ثابتقدم ماندند. مشهور است كه اوّلين بار زيد بن عمرو در مقابل عقايد شركآميز قوم ايستاده و از آن انتقاد كرد.[١٠]
٦. دعوت به يكتاپرستى
برخى از حنفا به طور علنى دين ابراهيم (ع) را تبليغ مىكردند و از پرستش بتها اعلام ننگ و انزجار مىنمودند.
٧. داشتن سواد خواندن و نوشتن
حنفا علاوه بر خواندن و نوشتن، از حكمت نيز برخوردار بودند و اين خصوصيّت در همه آنها فراگير بود.[١١] البتّه مراد از