ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠ - مقدّمه
مسيح دجال
دكتر سعيد ايّوب ترجمه: نادعلى فيروزى
مقدّمه
آيا پيامبر (ص) نشانههاى مسيح دجّال را بيان داشتهاند؟ اين نشانهها كدامند؟ آيا قرآن هم سخنى در اينباره گفته؟ حكمت وجود مسيح دجّال چيست؟ آيا نشانهاى از او در دوران ما هست كه بر او دلالت كند؟ و چه كار بايد كرد؟
اينها همه پرسشهايى است كه در اين مقاله پاسخ داده خواهند شد.
و امّا پاسخ: پيامبر (ص) ويژگىهاى مسيح دجّال را به گونهاى بيان داشته كه همگان وقتى او را ببينند، او را خواهند شناخت. آن حضرت طريقه راه رفتنش را فرموده تا از دور بتوان وى را شناخت و اوصاف صورت و مو و چشم و نحوه سخن گفتن او را بيان داشته تا از نزديك شناخته شود و كارهايش را برشمرده تا تمام مردم از كارهاى وى پرهيز كنند. اخبار مسيح دجّال در مصادر اسلامى به قدرى است كه حافظ كتانى مىگويد:
اين احاديث چند جلد كتاب مىشوند و دانشمندانى چند، آنها را استخراج و تأليف نمودهاند.[١]
و كوثرى گفته:
احاديث مهدى (عج) و مسيح دجّال و حضرت مسيح (ع) به حدّ تواتر رسيده، بنابراين هيچ شك و ترديدى نسبت به اين موضوعات در نزد عالمان حديث نيست.[٢]
و امّا مسيح دجّال در قرآن كريم:
بَغوى مىگويد: مسيح دجّال در اين آيه آمده «لَخَلْقُالسَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ[٣]؛ به طور قطع، خلقت آسمانها و زمين از خلقت مردم بزرگتر و مهمتر است. منظور از النّاس در اينجا مسيح دجّال است».
بنابر اطلاق كل بر جزء و ابنكثير مىگويد:
چه حكمتى است كه با همه شرارت و هتّاكىهاى دجّال و عالمگيرى و ادّعاى خدايى وى و دروغگويى و تهمتزنى آشكارش و با اينكه همه پيامبران نسبت به او هشدار دادهاند، در قرآن نامى از او برده نشده و با صراحت و ذكر نام، نسبت به او هشدار داده نشده و به دروغگويى و عناد او توجّه داده نشده است؟
سپس خود ابنكثير پاسخ همه اين سؤالها را چنين مىدهد:
از جهات مختلفى مىتوان پاسخ گفت، از جمله پاسخى كه خداوند در اين آيه بدان اشاره فرموده است: «يَوْمَيَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً[٤]؛ آن روزى كه برخى از آيات پروردگارت بيايد، ايمان هيچكسى كه پيش از آن ايمان نياورده باشد يا در ايمان خود چيزى به دست نياورده باشد، سودى ندارد.»
اين آيات را حديث شريف نبوى اينگونه تفسير كرده است:
«سه چيز هستند كه هرگاه پيدا شوند، ايمان آوردن كسانى كه قبل از آن ايمان نياورده باشند يا در ايمان خود خيرى به دست نياورده باشند، برايشان سودى ندارد: مسيح دجّال، دابّه و طلوع خورشيد از مغرب يا از محلّ غروب كردنش.»[٥]
اينكه در قرآن، به صراحت نامى از دجّال نيامده، به سبب تحقير اوست؛ زيرا ادّعاى خدايى مىكند و مسئله او در پيش پروردگار ناچيزتر از آن است كه به آن تصريح شود و ادّعاى او كوچكتر و بىارزشتر از آن است كه بدان پرداخته شود. اگر هم گفته شود كه پس چرا نام فرعون كه به دروغ و بهتان ادّعاى «أَنَارَبُّكُمُ الْأَعْلى»، داشته آمده است؟ جواب اين است كه جريان فرعون گذشته و دروغ او براى هر مؤمنى و هر عاقلى آشكار شده؛ امّا اين جريان بعدها مىآيد و وقوع فتنه او در آينده براى آزمايش مردم است؛ بنابراين به دليل تحقير او و آزمايش مردم، نامى از وى در قرآن برده نشده؛