ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و پنجاه و دو- يكصد و پنجاه و سه
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
فردا دير است!
٤ ص
(٤)
چه زمانى فرج مى رسد؟
٧ ص
(٥)
گزارشى از وضع مبلّغان شيعه در مالزى
٨ ص
(٦)
گزارشى از وضع شيعيان در اندونزى
٩ ص
(٧)
تاريخ فراموش شده!
١٠ ص
(٨)
سرآغاز امامت صالحان
١١ ص
(٩)
گلستانه
١٥ ص
(١٠)
اين خانه بى دليل ترك بر نداشته ست
١٥ ص
(١١)
آيينه محشر
١٥ ص
(١٢)
مؤسّس اسلام!
١٦ ص
(١٣)
حنفا حنفيّت و رابطه آن با اسلام
١٨ ص
(١٤)
مفهموم شناسى حنفيت
١٩ ص
(١٥)
1) لغت شناسى حنيف
١٩ ص
(١٦)
2) كاربردهاى حنيف
١٩ ص
(١٧)
ديدگاه ها در مورد احناف
٢٠ ص
(١٨)
عقايد و تفكّرات حنفا
٢٠ ص
(١٩)
1 اعتقاد به توحيد
٢٠ ص
(٢٠)
2 اعتقاد به معاد
٢١ ص
(٢١)
3 اعتقاد به ارزش هاى اخلاقى
٢١ ص
(٢٢)
4 ايمان به خداوند و نبوّت حضرت ابراهيم (ع)
٢١ ص
(٢٣)
رفتارهاو عملكردهاى حنفا
٢١ ص
(٢٤)
1 تلاش براى اصلاح جامعه
٢١ ص
(٢٥)
2 اعتكاف
٢١ ص
(٢٦)
3 حجّ توحيدى و عارى از رسومات جاهلى و شعائر شرك آلود
٢١ ص
(٢٧)
5 پرهيز از شركت در اعياد قريش
٢١ ص
(٢٨)
6 دعوت به يكتاپرستى
٢١ ص
(٢٩)
7 داشتن سواد خواندن و نوشتن
٢١ ص
(٣٠)
8 دعوت به تفكّر در نظام آفرينش
٢٢ ص
(٣١)
رابطه پيامبراكرم (ص) با حنفاء و حنفيّت با اسلام
٢٢ ص
(٣٢)
عقايد و تفكّرات حنفا
٢٣ ص
(٣٣)
گلستانه
٢٥ ص
(٣٤)
اتّفاق ناممكن
٢٥ ص
(٣٥)
حسين (ع) ذبيح اعظم
٢٦ ص
(٣٦)
ذبح اسماعيل (ع)
٢٧ ص
(٣٧)
معناى فدا و وجود ذبح عظيم
٢٨ ص
(٣٨)
ذبيح اعظم
٢٩ ص
(٣٩)
حج تجديد عهد ولايت
٣١ ص
(٤٠)
پيشگفتار
٣٢ ص
(٤١)
(1) بُعد اخلاقى حجّ
٣٢ ص
(٤٢)
(2) بُعد سياسى حجّ
٣٢ ص
(٤٣)
(3) بُعد فرهنگى حج
٣٣ ص
(٤٤)
(4) بُعد اقتصادى حج
٣٣ ص
(٤٥)
تمام الحج
٣٤ ص
(٤٦)
مقام حجرالاسود مرهون معرفت امام (ع) است
٣٦ ص
(٤٧)
گلستانه
٣٩ ص
(٤٨)
آب حيات
٣٩ ص
(٤٩)
چه خبر بود؟
٣٩ ص
(٥٠)
خليل الرّحمان
٤٠ ص
(٥١)
درنگى در آيه امامت ابراهيم (ع)
٤٠ ص
(٥٢)
امامت ابراهيم (ع) در نگاه مفسّران
٤١ ص
(٥٣)
(1) امامت= نبوّت
٤١ ص
(٥٤)
(2) امامت= رهبرى سياسى
٤١ ص
(٥٥)
(3) امامت= پيشوائى پيامبران
٤٢ ص
(٥٦)
(4) امامت= راهنمائى باطنى
٤٣ ص
(٥٧)
(5) امامت= پيشاهنگى در عمل
٤٦ ص
(٥٨)
سيماى حضرت ابراهيم (ع) در قرآن
٤٨ ص
(٥٩)
ثناى ابراهيم (ع) در قرآن
٤٩ ص
(٦٠)
ابراهيم (ع)، اسوه توحيد و خدا محورى
٤٩ ص
(٦١)
امام على (ع) و لقب اميرالمؤمنين
٥٠ ص
(٦٢)
لقب اختصاصى حضرت على (ع)
٥١ ص
(٦٣)
حضرت على (ع)
٥٢ ص
(٦٤)
نماز عيد غدير
٥٣ ص
(٦٥)
گفتار فقها
٥٣ ص
(٦٦)
روايات
٥٥ ص
(٦٧)
فراخوان بازخوانى خطبه غدير
٥٦ ص
(٦٨)
نماى نخست توقّف
٥٦ ص
(٦٩)
نماى دوم اوّلِ دفتر
٥٦ ص
(٧٠)
نماى سوم مطلبى مهم
٥٧ ص
(٧١)
نماى چهارم پايان رسالت
٥٧ ص
(٧٢)
نماى پنجم على و فرزندانش
٥٧ ص
(٧٣)
نماى ششم وصف يار
٥٨ ص
(٧٤)
پاسخ به فراخوان يك
٥٨ ص
(٧٥)
پاسخ به فراخوان دو
٥٩ ص
(٧٦)
پاسخ به فراخوان سه
٥٩ ص
(٧٧)
پاسخ به فراخوان چهار
٥٩ ص
(٧٨)
حكمت تعداد ائمّه (ع)
٦٠ ص
(٧٩)
مقدّمه
٦٠ ص
(٨٠)
ديدگاه 1
٦١ ص
(٨١)
ديدگاه 2
٦١ ص
(٨٢)
ديدگاه 3
٦١ ص
(٨٣)
ديدگاه 4
٦٢ ص
(٨٤)
ديدگاه 5
٦٢ ص
(٨٥)
ديدگاه 6
٦٣ ص
(٨٦)
ديدگاه 7
٦٣ ص
(٨٧)
نتيجه گيرى
٦٤ ص
(٨٨)
گلستانه
٦٧ ص
(٨٩)
نام على
٦٧ ص
(٩٠)
خيبر
٦٨ ص
(٩١)
امام على (ع) و فتح قلعه خيبر و قتل مرحب
٦٩ ص
(٩٢)
رجزهاى دو قهرمان پايان يافت
٦٩ ص
(٩٣)
خورشيد بازمى گردد
٧٠ ص
(٩٤)
راز غيبت از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع)
٧٢ ص
(٩٥)
اشاره
٧٢ ص
(٩٦)
1 غيبت امام مهدى (ع)
٧٣ ص
(٩٧)
2 علل و حكمت هاى غيبت امام زمان (ع)
٧٣ ص
(٩٨)
1- 2 در امان ماندن از بيعت با ستمگران
٧٣ ص
(٩٩)
2- 2 مشخّص شدن گمراهان
٧٤ ص
(١٠٠)
3- 2 ستم و ظلم مردم به خودشان
٧٤ ص
(١٠١)
4- 2 به جهت ستم به فرزندان على (ع)
٧٤ ص
(١٠٢)
5- 2 حفظ علامت هاى هدايت
٧٤ ص
(١٠٣)
3 آثار و نتايج غيبت امام زمان (ع)
٧٤ ص
(١٠٤)
1- 3 سرگردان شدن مردم
٧٤ ص
(١٠٥)
2- 3 مشكل شدن ديندارى
٧٥ ص
(١٠٦)
3- 3 ترديد در وجود امام زمان (ع)
٧٥ ص
(١٠٧)
فرزندانمان را چه بناميم؟
٧٦ ص
(١٠٨)
چرا بايد اسم فرزندانمان را اسم هاى اسلامى بگذاريم؟
٧٦ ص
(١٠٩)
سينماى دينى و مهدوى امروز ما؛ هست ها و بايدها
٧٨ ص
(١١٠)
گرايش موشك وار
٨٤ ص
(١١١)
اسلام دين آينده
٨٤ ص
(١١٢)
گرايش به اسلام در ميان مسيحيان متعصّب
٨٦ ص
(١١٣)
يك گزينه توحيدى جديد
٨٦ ص
(١١٤)
نام «محمّد» نخستين نام پرطرفدار در لندن و دومين نام پركاربرد در انگليس
٨٧ ص
(١١٥)
هشدارى براى انگلستان
٨٧ ص
(١١٦)
بزرگ ترين چالش تاريخ كليسا
٨٧ ص
(١١٧)
مسيح دجال
٩٠ ص
(١١٨)
مقدّمه
٩٠ ص
(١١٩)
مأموريت
٩٢ ص
(١٢٠)
اردوگاه ايمان
٩٢ ص
(١٢١)
نشانه هاى اردوگاه كفر
٩٣ ص
(١٢٢)
يهود خود را بيرون انداختند!
٩٥ ص
(١٢٣)
ومسيح دجّال برترين فتنه هاست!
٩٥ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - سينماى دينى و مهدوى امروز ما؛ هست ها و بايدها

مى‌كنم ما هر چقدر اين گستره بسيار وسيع را محدود كنيم، دست و پاى خودمان را بسته‌ايم و خودمان را محدود كرده‌ايم و در عين حال طيفى از مخاطب را از شنيدن كلام حق خارج كرده‌ايم.

با اين اوصاف، شما دومدل فيلم سازى را توصيه مى‌كنيد؛ يكى بيان مستقيمى كه ما در آن صراحتاً به مباحث مهدوى وشخص امام مهدى (عج) بپردازيم و يك سبك ديگر كه فرموديد ما خوبى‌ها را در فيلم‌مان ترويج كنيم!؟

ببينيد اتّفاقاً من به دو نوع اشاره نمى‌كنم و انواع مختلفى را تصوّر مى‌كنم كه از زبان سينما و بيان موضوعات مختلف مى‌توانيم مهدويّت را در در آن جاى دهيم.

معصومان ما (ع) و امام زمان (عج) به تمام ابناى بشر نگاه مى‌كنند؛ چه كسى كه در زامبياست چه آنكه در تانزانيا و اروپا يا آسيا زندگى مى‌كنند. مطلوب ايشان و قرآن، رساندن دين به تمام ابناى بشر و نه فقط طيف خاصّى است؛ بى شك توصيه‌ها و بيانات وعملكرد خود حضرت حجّ- ت (عج) الگويى براى همه آدم‌هاست؛ البتّه اگر از عدالت بحث مى‌كنند براى همه ابناى بشر با زبان قابل فهم خود آنها است؛ چون بالأخره هركسى ظرفيّتى براى فهم موضوعات و مضامين دارد. يكى استاد دانشگاه است يكى كارگر ساده با حرفه‌ها و تربيت‌هاى مختلف و زبان فهم خودشان را مى‌خواهند.

يك فيلم‌ساز مسلمان خوب بايد ابتدا خودش را تربيت كند تا نگاهش به خواسته حضرت نزديك شود، در مقياس كوچكترى كه به ظرفيّت وجودى آدم‌ها بستگى دارد. من فيلم‌ساز كه مى‌خواهم دين را تبليغ و ترويج كنم بايد خودم را شبيه خواسته اين بزرگواران كنم؛ البتّه با بيان خاص و اندازه درك و شعور و فهم و ظرفيّت وجودى خودم. در عين حال بايد براى ارتقا و اعتلاى خودم هم تلاش كنم و نگاهم به قلّه‌ها باشد.

تأكيد مى‌كنم نمى‌توانيم موعود را از سيره اهل بيت (ع) و قرآن جدا كنيم. اينها همه به هم وصل هستند. علاوه بر آن، ما بايد با توجّه به سبك و ابزارهاى زمانه خودمان به تبليغ دين بپردازيم.

الآن سينما يكى از كامل‌ترين و جامع‌ترين هنرهاست و به تعبير مقام معظّم رهبرى، شيواترين، جذّاب‌ترين و زيباترين وسيله و امكانى است كه از طريق آن مى‌توان جامعه را به خوبى‌ها و پاكى‌ها و به دين دعوت بكنيم. باز اين مربوط به الآن و دوره حاضر است و شايد صد سال ديگر تكنولوژى ديگرى اختراع شود؛ همان‌طور كه صد سال پيش، آنچه در سينماى امروز وجود دارد نبوده است.

امّا با توجّه به اينكه فطرت بشر با هنر وزيبايى و دوستى و زيبايى‌شناسى ممزوج است، هر زبان و بيان ديگرى هم بيايد، فكر مى‌كنم بايد بارقه‌هاى هنرى در آن وجود داشته باشد. باز به تعبير مقام معظّم رهبرى، هر مطلبى كه با هنر آميخته بشود، صحيح‌تر، سليس‌تر و راحت‌تر در جان مخاطب مى‌نشيند. مقدارى از زبان و بيان هنرى، فطرى و مقدارى هم اكتسابى است. يك هنرمند خوب درونش چيزهايى دارد كه مى‌تواند مفاهيم خوب را به زيبايى منتقل بكند. من معتقدم ما بايد خودمان را به زبان خوب و صحيح هنر مسلّح كنيم تا بتوانيم اين مفاهيم عميق و بسيار گسترده مسئوليت‌زا را خوب و زيبا و بسيار جذّاب براى مخاطبمان تعريف بكنيم.

با توجّه به آنچه اشاره كرديد، چقدر سينماى ايران را مهدوى مى‌دانيد؟

با اين نگاهى كه عرض كردم، فكر مى‌كنم نزديك‌ترين سينمايى كه به سينماى مهدوى در دنيا داريم، سينماى خودمان است. البتّه به طور نسبى. الآن موضوعات و مضامينى كه در فيلم‌هاى جامعه ما مطرح مى‌شود، از فيلترهايى هم مى‌گذرد تا به اكران و نمايش برسد.

منِ فيلم‌ساز علاوه بر اينكه خودم را به بصيرت و فهم مسلّح مى‌كنم، بايد به زبان هنر هم مسلّح شوم تا بتوانم اين مفاهيم را به زبان خوب و زيباى هنرى به مخاطب منتقل كنم. براى تحقّق اين هدف، بايد خوب تجسّم كنم، خوب و زيبا تصوير كنم و آدم‌هاى خوبى براى اين كار انتخاب كنم كه خودشان هم اعتقاد به اين امر داشته باشند.

با اين توضيح كه عرض كردم، سينماى الآن ما در مقام مقايسه با سينماى اروپا و آمريكا، به لحاظ شكل و مفهوم، قابل مقايسه نيست؛ زيرا آنها اساساً به اين چيزها معتقد نيستند؛ امّا در عين حال، سينماى ما آفت‌ها و مشكلاتى هم دارد و عدّه‌اى هستند كه به اين موضوع، اصلًا اعتقادى ندارند. بعضى هستند كه چه بسا ضدّ اين موضوع حركت مى‌كنند و بعضى هم سينما را صرفاً سينما و ابزارى براى تجارت عدّه‌اى و سرگرمى عدّه‌اى ديگر مى‌بينند و در كنار اينها عدّه‌اى هم هستند كه سينما برايشان وسيله‌اى براى بيان دينى و اعتقادى و مباحث شرعى است. عدّه ديگرى هم متأسّفانه در جامعه وجود دارند كه حكومت را براى سينما مى‌خواهند و براى سينما حاضرند نظام جمهورى اسلامى را فدا كنند. متأسّفانه ما در جامعه فيلترهاى لازم را نداريم كه آيا اين شخص لياقت ورود به عرصه هنر را دارد يا نه؟