ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - سينماى دينى و مهدوى امروز ما؛ هست ها و بايدها
مىكنم ما هر چقدر اين گستره بسيار وسيع را محدود كنيم، دست و پاى خودمان را بستهايم و خودمان را محدود كردهايم و در عين حال طيفى از مخاطب را از شنيدن كلام حق خارج كردهايم.
با اين اوصاف، شما دومدل فيلم سازى را توصيه مىكنيد؛ يكى بيان مستقيمى كه ما در آن صراحتاً به مباحث مهدوى وشخص امام مهدى (عج) بپردازيم و يك سبك ديگر كه فرموديد ما خوبىها را در فيلممان ترويج كنيم!؟
ببينيد اتّفاقاً من به دو نوع اشاره نمىكنم و انواع مختلفى را تصوّر مىكنم كه از زبان سينما و بيان موضوعات مختلف مىتوانيم مهدويّت را در در آن جاى دهيم.
معصومان ما (ع) و امام زمان (عج) به تمام ابناى بشر نگاه مىكنند؛ چه كسى كه در زامبياست چه آنكه در تانزانيا و اروپا يا آسيا زندگى مىكنند. مطلوب ايشان و قرآن، رساندن دين به تمام ابناى بشر و نه فقط طيف خاصّى است؛ بى شك توصيهها و بيانات وعملكرد خود حضرت حجّ- ت (عج) الگويى براى همه آدمهاست؛ البتّه اگر از عدالت بحث مىكنند براى همه ابناى بشر با زبان قابل فهم خود آنها است؛ چون بالأخره هركسى ظرفيّتى براى فهم موضوعات و مضامين دارد. يكى استاد دانشگاه است يكى كارگر ساده با حرفهها و تربيتهاى مختلف و زبان فهم خودشان را مىخواهند.
يك فيلمساز مسلمان خوب بايد ابتدا خودش را تربيت كند تا نگاهش به خواسته حضرت نزديك شود، در مقياس كوچكترى كه به ظرفيّت وجودى آدمها بستگى دارد. من فيلمساز كه مىخواهم دين را تبليغ و ترويج كنم بايد خودم را شبيه خواسته اين بزرگواران كنم؛ البتّه با بيان خاص و اندازه درك و شعور و فهم و ظرفيّت وجودى خودم. در عين حال بايد براى ارتقا و اعتلاى خودم هم تلاش كنم و نگاهم به قلّهها باشد.
تأكيد مىكنم نمىتوانيم موعود را از سيره اهل بيت (ع) و قرآن جدا كنيم. اينها همه به هم وصل هستند. علاوه بر آن، ما بايد با توجّه به سبك و ابزارهاى زمانه خودمان به تبليغ دين بپردازيم.
الآن سينما يكى از كاملترين و جامعترين هنرهاست و به تعبير مقام معظّم رهبرى، شيواترين، جذّابترين و زيباترين وسيله و امكانى است كه از طريق آن مىتوان جامعه را به خوبىها و پاكىها و به دين دعوت بكنيم. باز اين مربوط به الآن و دوره حاضر است و شايد صد سال ديگر تكنولوژى ديگرى اختراع شود؛ همانطور كه صد سال پيش، آنچه در سينماى امروز وجود دارد نبوده است.
امّا با توجّه به اينكه فطرت بشر با هنر وزيبايى و دوستى و زيبايىشناسى ممزوج است، هر زبان و بيان ديگرى هم بيايد، فكر مىكنم بايد بارقههاى هنرى در آن وجود داشته باشد. باز به تعبير مقام معظّم رهبرى، هر مطلبى كه با هنر آميخته بشود، صحيحتر، سليستر و راحتتر در جان مخاطب مىنشيند. مقدارى از زبان و بيان هنرى، فطرى و مقدارى هم اكتسابى است. يك هنرمند خوب درونش چيزهايى دارد كه مىتواند مفاهيم خوب را به زيبايى منتقل بكند. من معتقدم ما بايد خودمان را به زبان خوب و صحيح هنر مسلّح كنيم تا بتوانيم اين مفاهيم عميق و بسيار گسترده مسئوليتزا را خوب و زيبا و بسيار جذّاب براى مخاطبمان تعريف بكنيم.
با توجّه به آنچه اشاره كرديد، چقدر سينماى ايران را مهدوى مىدانيد؟
با اين نگاهى كه عرض كردم، فكر مىكنم نزديكترين سينمايى كه به سينماى مهدوى در دنيا داريم، سينماى خودمان است. البتّه به طور نسبى. الآن موضوعات و مضامينى كه در فيلمهاى جامعه ما مطرح مىشود، از فيلترهايى هم مىگذرد تا به اكران و نمايش برسد.
منِ فيلمساز علاوه بر اينكه خودم را به بصيرت و فهم مسلّح مىكنم، بايد به زبان هنر هم مسلّح شوم تا بتوانم اين مفاهيم را به زبان خوب و زيباى هنرى به مخاطب منتقل كنم. براى تحقّق اين هدف، بايد خوب تجسّم كنم، خوب و زيبا تصوير كنم و آدمهاى خوبى براى اين كار انتخاب كنم كه خودشان هم اعتقاد به اين امر داشته باشند.
با اين توضيح كه عرض كردم، سينماى الآن ما در مقام مقايسه با سينماى اروپا و آمريكا، به لحاظ شكل و مفهوم، قابل مقايسه نيست؛ زيرا آنها اساساً به اين چيزها معتقد نيستند؛ امّا در عين حال، سينماى ما آفتها و مشكلاتى هم دارد و عدّهاى هستند كه به اين موضوع، اصلًا اعتقادى ندارند. بعضى هستند كه چه بسا ضدّ اين موضوع حركت مىكنند و بعضى هم سينما را صرفاً سينما و ابزارى براى تجارت عدّهاى و سرگرمى عدّهاى ديگر مىبينند و در كنار اينها عدّهاى هم هستند كه سينما برايشان وسيلهاى براى بيان دينى و اعتقادى و مباحث شرعى است. عدّه ديگرى هم متأسّفانه در جامعه وجود دارند كه حكومت را براى سينما مىخواهند و براى سينما حاضرند نظام جمهورى اسلامى را فدا كنند. متأسّفانه ما در جامعه فيلترهاى لازم را نداريم كه آيا اين شخص لياقت ورود به عرصه هنر را دارد يا نه؟