ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - سينماى دينى و مهدوى امروز ما؛ هست ها و بايدها
باشد، اشتهار به فساد نداشته باشد و به مجالس كذايى نرود، و اگر او را بردند، بلند شود جلسه را ترك كند و ... ما در فيلمبردارى، نويسندگى و كارگردانى و ... همين مشكل را داريم. دليلش هم اينست كه در اين سى و چند سال كه از انقلاب مىگذرد، نگاه اصولمند و استراتژيك به سينما نداشتهايم.
اگر بخواهيم نگاه استراتژيك به سينما داشته باشيم بايد به چه موضوعاتى بپردازيم؟
چهار عامل كليدى مؤثّر و تأثيرگذار در سينما عبارتند از: نويسنده، كارگردان، تهيّه كننده و بازيگرى كه نقش را براى مخاطب ايفا مىكند. ما اين چهار عنصر را بايد درست و با نگاهى استراتژيك تربيت كنيم. بايد يك نگاه كلان آيندهنگرى مىداشتيم و استراتژيستهايى در اتاقهاى فكرى بعد از انقلاب مىنشستند و براى سى سال آينده جامعه ما فكر مىكردند كه چه نوع آدمهايى را تربيت و چه محصولاتى توليد كنيم.
ما الآن دچار مشكل و معضل هستيم و از مجموعه سينماگران ما شايد بيست درصد آنها، به لحاظ دينى، آدمهاى معمولى به شمار بيايند و شرعيّاتشان را عمل كنند و به بايدها و نبايدهاى دينيشان مقيّد باشند. مقام معظّم رهبرى، خواصّ آنها را دعوت مىكند كه علاوه بر واجباتى كه بايد انجام شود، به مستحبّات بيشترى روى بياورند. به مستحبّات هرچقدر بيشتر عمل شود، انسان در مقابل ابتلائات و مضرّات زندگى اجتماعى بيشتر واكسينه مىشود؛ به خصوص اگر جامعه هنرى باشد و خصوصاً سينما باشد.
فرد در سينما با آدمها و اخلاقياتى روبروست كه بايد خودش خيلى تربيت شده باشد تا بتواند بقيّه را متأثّر، تربيت يا دعوت به تربيت كند و خودش را هم در اين محيط حفظ و حراست كند. سينما به خاطر آميختگى با شهرت و ثروت، قدرت را هم به دنبال مىآورد. توجّه جامعه به اين افراد جلب مىشود و هر چقدر توجّه افراد جامعه به اين افراد جلب شود، اين افراد خود را قدرتمندتر مىدانند. وقتى كه من در موقعيّت شهرت و ثروت و قدرت قرار مىگيرم، براى اينكه بتوانم از اين موقعيّت به نفع خودم و نزديكانم سوء استفاده يا رانتخوارى نكنم و به سمت استفادههاى غيراصولى نروم، نياز به تربيت، خودسازى و مراقبت دارم و اين مراقبت و تربيت و خودسازى همان است كه مقام معظّم رهبرى هميشه مىگويد كه به مستحبّات دينى و نوافلمان بيشتر عمل كنيم تا انسان را آرام آرام تربيت كنند. وقتى امام راحل مىگويد ما هميشه در محضر خداوند هستيم، گويا نگاهى هميشه از بيرون تو را مراقبت مىكند و مىبيند، بنابراين هميشه بايد مراقب خودت باشى و اخلاقت را چه در تنهايى چه وقتى با كسى هستى، مراعات كنى. وقتى نظام جمهورى اسلامى را تعريف مىكنيم، بايد اين مراقبات وجود داشته باشد و فيلمسازان ما اين نگاه را داشته باشند.
من به عنوان تكليف وارد سينما شدم و اگر تكليف نشر و گسترش دين نبود، چه بسا اصلًا وارد سينما نمىشدم. ماندنم هم بر اساس همين تكليف است و گرنه آنقدر مفسده و گرفتارىها و معضلات در سينما هست كه خيلى جاهاى ديگر نيست و بالأخره خدا روزىرسان است و مىتوان از جاى ديگر كسب روزى كرد.
اگر ما از اوّل يك نگاه استراتژيك به سينما داشتيم، بايد آينده دورترى را نگاه مىكرديم. براى رسيدن به آن آينده دورتر، بايد بررسى مىكرديم چه وسايلى، چه ساعتى و با چه كسانى حركت كنيم و چه امكاناتى براى رسيدن به اين مقصد لازم داريم. در دو سفر به «كرج» و «استانبول تركيه» براى رسيدن به مقصد، كاملًا هر سفر اقتضائات خاصّ خود را دارد. هرچه مقصد دورتر باشد، به همان ميزان بايد براى آن بيشتر برنامه ريزى و سياستگذارى و تربيت نيرو كنيم، برنامههاى آموزشى و اخلاقى و تربيت دينى اين افراد را كه مىخواهند وارد اين حوزه شوند و پيش بينى كنيم؛ زيرا قرار است من از اين وسيله براى تبليغ دين استفاده كنم. وقتى من خودم متخلّق به اخلاق و دين نباشم، چطور مىتوانم از دين تعريف و آن را ترويج كنم؟ من خودم بايد آن را بلد باشم. خودم اگر عامل باشم كه خيلى خوب است. حدّاقل اين است كه من يك مجرى خوبى باشم و غلط كمترى داشته باشم، نمى گويم غلط نداشته باشم. بايد از دبستان هم شروع كرد و از آنجا نيروهاى خود را پيدا كنيم. آموزش و پرورش ما اين ظرفيّت را كه سينمايمان سينماى اسلامى بشود، ندارد و نمىتواند اين فرصت را به من بدهد. حوزههاى علميّه و دانشگاههاى اسلامى، مثل امام صادق (ع) ها بايد براى هنرمندان كرسى تعريف كنند. ما اينطور نگاهها را نداشتهايم و متأسفانه الآن هم نداريم.
با توجّه به ذات سينما كه شهرت و قدرت مىآورد و اينها فرد را فاسد مىكند، آيا باز چنين تربيتهايى مىتواند مانع از ابتذال و مشكلاتى كه فرموديد، بشود؟
مسلّماً نه. بشر بالأخره هرآن در مظانّ فريب شيطان است و اتّفاقاً شيطان دنبال خوبها وتربيت شدهها مىگردد. آنها را پيدا مىكند وفريبشان مىدهد و آن وقت به وسايل مختلف و راههاى مختلف .... همانطور كه خيلى از فيلمسازان متشرّع و نمازخوان را ديديم، آنها را گول مىزند.
ما افرادى داشتيم كه با منبع نور سر وكار داشتند، اطراف حضرت رسول (ص) و حضرت على (ع) و حضرت فاطمه (س) و ديگر معصومان (ع) حضور داشتند امّا همينها دچار چه فتنههايى شدند؟! حالا شما بگوييد امثال من شورجه كه خيلى سعى مىكنم از اطّلاعات سينما، مراقبت و حفظ و حراست كنم، چقدر در مسير ابتلائات و آسيبها خواهم بود؟
براى جذّابيت بخشيدن به سينماى دينى، ما از چه راههايى مىتوانيم استفاده كنيم؟ آيا دست ما باز است يا بسته؟ اگر بسته است آيا اين مخاطب جذب ما خواهد شد؟
من آن عناصر بيست و چندگانه نمايشى را كه غرب براى ما تعريف كرده و در نمايشنامهنويسى و داستاننويسى لحاظ و رعايت مىكنند، كاملًا يا بخشى از آنها را حدّاقل براساس ديدگاه اسلام و اعتقاداتمان قبول ندارم.
به نظر مىرسد در وهله اوّل براى جذّاب شدن موضوعات دينى مان براى مخاطب عام، بايد داستان را خوب تعريف كنيم. البتّه قبل از آن