ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - خورشيد بازمى گردد
زيرا خدا دعاى تو را مستجاب مىكند. براى اينكه از خدا و رسول او اطاعت كردى.»
امام على (ع) حسب الامر، از خدا چنان درخواستى كرد دعاى او مستجاب شد و خورشيد به محلّى آمد كه مىتوان نماز عصر را خواند. امام على (ع) نماز عصر را در وقت خود به جا آورد. آنگاه خورشيد غروب نمود.
اسما گويد: سوگند به خدا هنگامى كه خواست غروب كند، صدايى ارّه مانند كه بر چوب كشيده مىشود از آن به گوش ما رسيد.
مرتبه دوم كه پس از رحلت پيغمبر (ص) براى آن حضرت ردّ شمس اتّفاق افتاد، ماجرا از اين قرار بود كه وقتى ايشان در «بابِل» تشريف داشت و مىخواست از «فرات» عبور كند، عدّه بسيارى از يارانش به عبور دادن مركبها و توشهها از آب فرات اشتغال داشتند. آن حضرت با گروهى از اصحاب، نماز عصر را خواند و مردم هنوز از كار عبور از فرات فارغ نشده بودند كه خورشيد غروب كرد. در نتيجه نماز عصر عدّه بسيارى قضا شد و از نماز جماعت با آن حضرت محروم ماندند و در اين خصوص با آن جناب به گفتوگو پرداختند. امام على (ع) كه اصحاب خود را اينگونه نگران ديد، از خداى متعال درخواست كرد تا خورشيد را به محلّ اوّل خود برگرداند تا همه اصحاب بتوانند نمازشان را در وقت خود بخوانند. خداى متعال دعاى او را اجابت كرد و خورشيد در افق وقت عصر ظاهر شد و چون مردم از سلام نماز فارغ شدند، خورشيد غروب كرد و صداى عجيب هولناكى به گوش رسيد كه مردم ترسيدند و به تسبيح و تهليل و استغفار پرداختند و از خدا سپاسگزارى نمودند كه چنين نعمتى به آنها ارزانى داشت.
اين خبر در عالم منتشر شد و همه جا نقل مجالس بود.
سيد حميرى در اين باره چنين سروده:
چون نماز عصر او قضا شد و آفتاب غروب كرد، دوباره به حال اوّل برگشت.
و نور او هنگام عصر را نمودار ساخت
و سپس چون ستاره كه سقوط كند غروب نمود
و بار ديگر در بابل نيز همين قضيه اتّفاق افتاد
با اينكه چنين پيشآمدى براى هيچ گوينده فصيحى پيش نيامده
مگر براى يوشع بن نون و پس از آن براى امام على (ع)
و آرى ردّ شمس از امر عجيبى حكايت مىكند.
شيخ مفيد، الارشاد، ترجمه ساعدى خراسانى، ص ٣٣٤- ٣٣٦.