ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - نشانه هاى اردوگاه كفر
ديگرى ندارد تا يارى خدا به او برسد و حركت مؤمن در اين راه به سوى سرمنزلى است كه اعلان شده است. خداوند متعال در اين باره مىفرمايد:
«وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ[١]؛ شما را مىآزماييم تا مجاهدان و بردباران شما را مشخّص سازيم و اخبار شما را بدانيم.»
ابن كثير مىگويد:
يعنى شما را در اوامر و نواهى مىآزماييم.[٢]
اين آزمايش انسان را همواره هوشيار مىدارد تا مراقب تمام وظايف خود باشد؛ زيرا كه حركت او به عنوان يك عبد، به مكتب خداوند بزرگ به عنوان يك معبود وابسته است و انسان در طول زندگانى خود، چارهاى جز اين ندارد كه هم مبارز باشد و هم بردبار. اين خطّ سير كه مسير حركت مؤمن در دوره آزمايش او در طول حيات است، مبناى عطاى معبود در جهان آخرت است. خداوند مىفرمايد:
«أَمْحَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ[٣]؛ آيا پنداشتهايد كه وارد بهشت مىشود، بدون آنكه خداوند مجاهدان و صابران شما را باز شناسد؟»
اينها مقدّماتى هستند كه با پيامدهاى خود معنا پيدا مىكنند.
مقدّماتى كه نه با حكمت الهى بيگانهاند و با حكمت آزمايش و نه با حكمت عطاء. اينها بافتهاى در هم تنيدهاند كه از آواى غيب در عالم ذر[٤] تا روز عطاى معبود، يك آهنگ را مىنوازند. به همين دليل اردوگاه ايمان همواره به دنبال اين بوده كه در طول مسير داراى اهدافى باشد و سزاوار اين است كه تمام اين هدفها به سوى يك منظور باشند «لِيُظْهِرَهُعَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» و هركس كه در اين راه عمرش به پايان رسد، پاداشش با خداست و خداوند كار خويش به انجام مىرساند.»
اينها نشانههاى اردوگاه ايمان بود: هدف نهايى، راه رسيدن به مقصود و پاداش معبود به كسانى كه اين راه را براساس شيوه بندگى و استخلاف طى مىكنند.
نشانههاى اردوگاه كفر
سرمنزل اردوگاه كفر، مسيح دجّال است و هدفهاى اين اردوگاه همگى به دجّال ختم مىشود و هر كس كه گامى در راه تحقّق هدفى از اهداف اين اردوگاه بردارد و مرگش فرا رسد؛ درحالى مىميرد كه مؤمن به مسيح دجّال است، بىآنكه او را ديده باشد.
خداوند متعال در فتنهها، آزمايشهايى براى بندگان خويش نهاده است تا سره از ناسره بازشناخته شود و هركس، خود شاهد بر خويشتن باشد و هر فتنهاى در دنيا حوادثى در پى دارد، هركس كه بدون تعقّل و بدون معيار و مكتب خود را به دست فتنه سپرد، در نهايت خويشتن را پيش روى مسيح دجّال خواهد ديد. پيامبر (ص) مىفرمايد:
«از زمانى كه دنيا دنيا بوده، فتنهاى بزرگ يا كوچك پديد نيامده، مگر براى فتنه مسيح دجّال.»[٥]
بنابراين تمامى فتنهها و تمامى عبادتهاى حاصل از آنها، انسان را از راه درستى كه خداوند متعال برايش مشخّص فرموده تا مأموريت خلافت الهى را در آن به انجام برساند، منحرف مىسازد. تمام فتنهها مكاتب و روشهايى را بنا مىنهند كه در آنها تصويرى غيرشايسته از خداى سبحان ارائه مىگردد. تمام اين فتنهها، از آغاز دنيا درون ظرفى ريخته شده كه مسيح دجّال در آخرالزّمان آن را با خود دارد. به همين دليل پيامبر خدا (ص) مىفرمود:
«به خدا سوگند بين آفرينش آدم تا قيام ساعت، مسئلهاى پيچيدهتر از مسيح دجّال نيست[٦]».
«از زمانى كه خداوند فرزندان آدم را آفريد، فتنهاى بزرگتر از فتنه مسيح دجّال در زمين پا نگرفته و خداوند متعال پيامبرى بر نيانگيخت؛ مگر اينكه امّت خود را از مسيح دجّال برحذر داشت.»[٧]
بزرگترين فتنه! تمامى پيامبران بدان هشدار دادهاند! زيرا پس از اينكه هر پيامبرى دعوت خود را ابلاغ مىكند و خداوند او را مىميراند، شياطين و هواهاى نفسانى بشرى تلاش مىكنند تا مردم را از راه راست منحرف ساخته و دور نمايند و اين انحراف همواره در جهت منافع مسيح دجّال است كه در آخرالزّمان مىآيد و كثافتهاى جهان پشت سر او به صف مىايستند. تمامى تصوّرات باطلى كه از زمان نوح (ع) تا زمان محمّد (ص) از مكتب انبيا جدا شدهاند، پشت سر او قرار مىگيرند.
بنابراين هركس كه به رشتهاى از فتنه در آويزد و در آن راه بميرد،