ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - نتيجه گيرى
معصوم (ع) به فاصله زمانى كوتاهى به شهادت رسيدند. تنها به اين دليل كه مردم، تاب و تحمّل شنيدن سخنان حقّ آنان را نداشتند. تاريخ زندگى ائمّه بزرگوار ما (ع) مملوّ از قدرناشناسى و كفران نعمت مردم زمانه، نسبت به امامان بر حق (ع) است كه در اثر نداشتن درك صحيح از رهبران الهى، آنها را مجبور به خانهنشينى و انزوا يا زندان و شهادت نمودند.
رسول اكرم (ص) در طول مدّت دعوت الهى خويش، به كرّات نام و نشان جانشينان خود را به ياران خويش معرّفى كردند. رواياتى كه امامان را دوازده نفر معرّفى مىكند، روايات معروف و مشهورى است؛ به طور مثال حضرت فرمودند:
«پيوسته امر امامت عزيز خواهد بود با وجود دوازه خليفه ... كه همگى آنان از قريش هستند.»[١]
در نامهاى كه حضرت اميرالمومنين، على (ع) به معاويه نوشتند به ايجاد ارتباط و پيوند بين نبوّت و وصايت و امامت و اثبات آن به عنوان خطّ اصيل در تاريخ انبيا اشاره مىنمايند و مىفرمايند:
«همانا امامان از قريشند كه درخت آن را در خاندان هاشم كاشتهاند. ديگران در خور آن نيستند و طغراى امامت را جز به نام هاشميان ننوشتهاند.»[٢]
امام در اين نامه و در اثناى اين جملات و نامههاى ديگر، نوعى وراثت انبيايى را براى انتقال حقّ امامت و رهبرى مطرح مىنمايد. اين وراثت، وراثتى نيست كه براى انتقال حقوق مادّى به كار مىرود، بلكه وراثتى است كه با وصايت، علم، حكمت، طهارت و عصمت همراه است. فرهنگى است كه قرآن ميان انبيا برقرار كرده و ابراهيم (ع) براى فرزندانش خواستار آن حق از جانب خداوند مىشود.
در نتيجه مىتوان از فرهنگِ لا يتغيّرِ الهى كه به صورت سنّت، در ميان جوامع بشرى حاكم است، اينگونه برداشت كرد كه خداوندِ حكيمِ قادرِ متعال، براى تكامل بشر و رسيدن او به آخرين درجه كمال لايقش، انبيايى را در ميان آنها مبعوث نمود تا با راهنمايىهاى الهى ايشان، راه را از چاه باز شناسند و هر روز كاملتر از قبل، به حيات خود ادامه دهند و مهمتر اينكه با رحلت هاديان، كار هدايت را به اوصياى ايشان سپرد تا بشر در هيچ دورهاى بدون راهنما نماند.
تعداد آنها به تعداد ماههاى سال بوده تا نشان از اين باشدكه:
براى به تكامل رسيدنتان بايد به همين اندازه، اكتفا كنيد و خود را در معرض تابش انوار الهى آنان قرار دهيد تا به بيراهه نرويد و اسير شيطان و آتش دوزخ نگرديد.
تأكيد رسول گرامى خدا (ص) در پيمان عقبه، بر تعيين دوازده سرپرست در ميان مردم «يثرب»، براى رفع و رجوع مشكلات به ايشان و يادآورى اين مطلب كه «من از اين جهت اين تعداد را براى شما برگزيدم كه به تعداد حواريون حضرت عيسى باشد.» كه در راه حفظ دين، جان خود را در معرض خطر قرار دادند و خود را به نام نصارى خواندند و قرآن هم در چندين مورد، از اين نامگذارى ياد مىكند. همانطور كه مىدانيم ياران رسول اكرم (ص) كه در مدينه به يارى پيامبر (ص) برخواستند، به نام انصار خوانده مىشوند.
اگر واقعاً اين احتمال درست باشد كه عدد دوازده به معنى كمال است، مىتوان اينگونه نتيجه گرفت كه:
كامل شدن خلق، تنها به دست اين انوار پاك (ع) صورت خواهد گرفت؛ زيرا در تفسير «سوره مباركه توبه» به اين مطلب اشاره شده كه خداوند از روز خلق آسمان و زمين، دوازده نور پاك (ع) را براى بشريت قرار داد تا در تمام ادوار زندگى خود، به وسيله آنان هدايت شوند و در آخرين دوره كمال خود، با كاملترين رهبر آسمانى كه ذخيره خدا و وارث تمام علوم انبياست، كاملترين دوره از حيات بشر و حاكميّت عدالت و معنويّت را تجربه كنند.
اثبات اين مطلب با دقّت در وقايع هنگام ظهور و مطالعه حيات زيبا و اعجابانگيز مؤمنان و صالحان در زمان ظهور قابل درك است. مؤمنانى كه هميشه در اقليت بودند و خداوند وعده داده است كه «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»
شخص خوش ذوقى براى عدد دوازده مثالهايى ترتيب داده كه ذكر آنها در پايان مقاله خالى از لطف نيست؛
لا اله الّا الله، دوازده حرف دارد.
محمّداً رسولُ الله، دوازده حرف دارد.
ائمه اهل بيت، دوازده حرف دارد.
اميرالمؤمنين، دوازده حرف دارد.