ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - سرآغاز امامت صالحان
اسرائيل، در تحريفى آشكار، حضرت اسحاق (ع) را به عنوان ذبيح معرفى و بر آن پاى فشردند؛ در حالى كه از شجره طيّبه حضرت ابراهيم و آل ابراهيم (ع) و از نسل حضرت اسماعيل ذبيح الله، شاخه امامت و خلافت دائمى قد كشيده و به برگ و بار نشسته است.
بنى اسرائيل، به رغم آگاهى درباره كوتاه بودن شاخه پيامبران بنى اسرائيلى و خاتمه يافتن آن، در عهد نبوّت و رسالت حضرت عيسى (ع)، از روى حسد درباره اسماعيل (ع) و آل محمّد (ص) از نسل اسماعيل (ع) كين ورزيدند. قرآن در «آيه كريمه ٥٤ از سوره نساء» مىفرمايد:
«أَمْيَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً؛[١]
يا اينكه آنها به مردم (به پيامبر و آلش) به خاطر آنچه خداوند از فضلش به آنها داده، حسد مىورزند؟ همانا ما به خاندان ابراهيم، كتاب و حكمت داديم و آنها را حكومتى عظيم عطا كرديم.»
اين حسد ورزيدن بنىاسرائيل، تكرار غبطه خوردن حضرت آدم (ع) درباره مقام محمّد و آل محمّد (ص) بود كه به رغم نهى خداوند درباره نزديك شدن به شجره ممنوعه، تحت القاء و فريب ابليس بدان نزديك شد و لاجرم استحقاق و استعداد دور شدن از بهشت حضور و هبوط به فرش زمين را يافت. در نقطه عطف ديگر، بنى اسرائيل، فريفته شده و درباره بنىاسماعيل (محمّد و آل محمّد (ص)) حسد ورزيدند. بىترديد، اين عمل، آنان را مستعدّ و مستحقّ دور شدن از مقام و موقعيّت اعطايى خداوند مىساخت.
همين شهوت خلافت و جانشينى، در اثر وسوسه شيطانى، بر جان قابيل نيز كارگر افتاد؛ آن زمان كه از مقام وصايت و خلافت حضرت هابيل و جانشينى او پس از آدم (ع) مطّلع شد و كمر به قتل آن مظلوم بست.
به استناد آيات و بسيارى روايات، امامت و نبوّت محمّد و آل محمّد (ص)، بر تنه قد كشيده و استوار ابراهيم، خليل الرّحمان (ع) استوار گشته است.
در قرآن كريم، هفت جا به شجره مباركه اشاره شده است. خداوند در «آيه ٣٥ از سوره نور» مىفرمايد:
«اللَّهُنُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ ...؛
خدا نور آسمانها و زمين است و مثل نور او، چون چراغدانى است كه در آن چراغى است و آن چراغ در شيشهاى است. آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت بابركت زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مىشود. روغنش (از شفّافيت) گرچه آتشى به آن نرسد، نزديك است روشنى دهد، روشنى بر روشنى است. خدا هر كه را بخواهد، به نور خويش هدايت مىكند ...»
در روايات بسيارى، از شجره مباركه نه شرقى و نه غربى به شجره پربركت آل ابراهيم (ع) تفسير شده است.
جابر از امام محمدّباقر (ع) و ايشان از رسول خدا (ص)، نقل مىكند كه فرمودند:
«اصل و ريشه شجره مباركه، ابراهيم (ع) است.»[٢]
ابن مردويه از ابو هريره نقل مىكند كه رسول خدا (ص) فرموده مراد از شجره طيّبه قلب ابراهيم (ع) است.[٣]
ادامه اين شجره مباركه، در كتب ادعيه آمده است؛ به طور مثال هنگامى كه امام عصر (عج)، حضرت على (ع) را زيارت مىكند، چنين مىخواند:
«السّلام على الشّجرة النبويّة و الدّوحة الهاشميّة» و در اعمال مشترك ماه شعبان، امام سجّاد (ع)، مىفرمايد:
«هر روز چنين بخوانيد: «اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد شجرة النبوّة و موضع الرّسالة.» در دعاى ندبه هم آمده است: «أَنَا وَ عَلِى مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَة وَ سايِرُ النَّاسُ مِنْ أَشْجَارٍ شَتَّى؛ من و على از شجرهاى واحديم و ساير مردم از شجره پراكندهاند.»
روايات مربوط به شجره ابراهيم (ع) در «نور الثقلين» نيز در توضيح آيه ياد شده آمده است. پس با توجّه به روايات، ادعيه و زيارتهاى فوق، ريشه دين مسلمانان حضرت ابراهيم (ع) است و محمّد و آل محمّد (ص) ادامه آن شجره هستند.[٤]
صالحبن سهل همدانى از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمودند: «منظور خداوند از درخت پربركت شجره مباركه، ابراهيم خليل (ع) است.»[٥]
يهوديان، از نظر اجداد به حضرت اسحاق (ع)، پسر كوچك