ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - امام و انبياء
پيوسته منتظر و مراقب ظهور و قيام هود بودند تا اينكه مدّت بر آنها طول كشيد و دل بيشترشان را قساوت گرفت. سپس خداوند متعال پيغمبرش هود را فرستاد، بعد از آنكه نوميد شده بودند و بلا و گرفتارى وجودشان را پر كرده بود و دشمنان، با باد بدون نفع، هلاك شدند؛ بادى كه خداوند متعال آن را در قرآن چنين توصيف كرده است: «ما تذر من شىءٍ أتت عليه الّا جعلته كالرّميم؛[١] بر هيچ چيز نوزيد؛ مگر آنكه چون استخوانى پوسيدهاش بر جاى نهاد.»
سپس غيبت بر او واقع شد تا اينكه صالح (ع) ظاهر گشت.»[٢]
قائم (ع) را نيز با تمام خصوصيات، پدران بزرگوارش خبر دادهاند و غيبت و ظهورش را بيان فرمودهاند كه پارهاى از آنها گذشت.
قائم (ع) نيز چنان است كه خداوند متعال به وجود او، جمعى از كافران را با باد سياهى نابود مىكند- چنان كه در روايت مفضّل گذشت.
٧. شباهت به حضرت صالح (ع)
صالح (ع) از قومش غايب شد. پس از آنكه به سوى آنها بازگشت، عدّه كثيرى او را انكار كردند؛ چنان كه امام صادق (ع) فرمودند:
«صالح (ع)، مدّتى از قومش غايب شد، روزى كه از آنها غايب شد، ميان سال و خوش هيكل و خوش اندام بود؛ ريش انبوه و شكم خفتهاى داشت؛ گونههايش سبك و در ميان مردان ميان بالا بود. هنگامى كه به قومش برگشت او را به صورتش نشناختند، و آنها را بر سه طايفه ديد: يك طايفه منكر و كافر، طايفه ديگر اهل شك و ترديد بودند و طايفه سوم يقين و ايمان داشتند. اوّل، آن طايفه را كه اهل شكّ و ترديد بودند، دعوت كرد و به آنها گفت: «من صالح هستم.» آنها او را تكذيب كردند و دشنام دادند و راندند و گفتند: خداوند از تو بيزار است؛ صالح به صورت تو نبود. سپس به نزد منكران و كافران آمد و آنها را دعوت فرمود؛ ولى از او نپذيرفتند و به بدترين وجهى از او رميدند. سپس به نزد طايفه سوم آمد و گفت: «من صالح هستم.» گفتند: نشانهاى بگو كه بدانيم تو صالح هستى. چون كه ما ترديد نداريم كه خداوند تعالى آفريدگار است و هركس را به هر شكل كه بخواهد در مىآورد.
ما نيز در ميان خودمان نشانههاى قائم را به يكديگر اطلّاع داده و بررسى كردهايم تا اينكه هرگاه بيايد براى ما معلوم باشد و صحت آن به وسيله يك خبر آسمانى برما محقّق گردد.»
صالح (ع) فرمود: «من همان صالح هستم كه شتر را براى شما برآوردم.»
گفتند: راست گويى؛ همين مطلب را ما با هم بررسى مىكرديم؛ نشانههاى آن چيست؟
فرمود: «يك روز او آب مىآشاميد و روز ديگر شما. گفتند: ما به خداوند و آنچه تو از جانب او آوردهاى، ايمان داريم.» اينجا است كه خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
«أَنَّصالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ؛[٣] همانا صالح (ع) از طرف پروردگارش فرستاده شده است».
و اهل يقين و ايمان گفتند: «إِنَّابِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ؛[٤] ما به آنچه كه به او رسيده است، ايمان داريم».
و كسانى كه تكبّر كردند، كه شك كنندگان باشند، گفتند: «إِنَّابِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ؛[٥] ما به آنچه كه شما به آن ايمان آوردهايد، كافر هستيم».
راوى گويد:
آيا در آن روز در ميان آنها عالمى هم بود كه به صالح آگاه باشد؟