ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - نصب امام
«إنّ الأمامة خصّ اللّه عزّوجلّ بها ابراهيم الخليل، عليه السلام، بعد النبوة و الخلة قربتة ثالثة و فضيلة شرّفه بها و اشار بها ذكره فقال ...
ثم أكرمه اللّه تعالى بأن جعلها فى ذرّيتّه أهل الصفوة والطهارة فقال ... فلم تزل فى ذرّيتّه يرثها بعض عن بعض قرنا فقرنا حتّى ورثّها اللّه تعالى النبى، صلى اللّه عليه وآله، فقال جلّ و تعالى ...
فكانت له خاصّة فقلّدها، صلى اللّه عليه وآله، عليّا، عليه السلام، بأمر اللّه تعالى على رسم ما فرض اللّه فصارت فى ذرّيتّه الأصفياء الذين آتاهم اللّه العلم والإيمان، بقوله ...
فهى فى ولد على، عليه السلام، خاصة إلى يوم القيامة إذ لا نبىّ بعد محمّد، صلى اللّه عليه و آله، فمن أين يختار هؤلاء الجهّال؟!؛[١]
خداوند متعال امامت را به ابراهيم خليل (ع) پس از نبوّت و خليل گشتن او در رتبه سوم عطا نمود و اين امر فضيلتى بود كه به وى عنايت كرد و مقام و منزلتش را بدان رفعت بخشيد و فرمود: سپس خداوند متعال وى را اكرام نمود و آن را در ميان آن دسته از ذريه و خاندانش كه اهل صفا و طهارت بودند، قرار داد و فرمود: پس همواره اين منصب در خاندانش دست به دست مىگشت و از هم به ارث مىبردند تا اينكه خداوند متعال آن را نصيب حضرت ختمى مرتبت (ص) گردانيد و فرمود: از آن حضرتش بود تا آنكه آن را به رسم آنچه خداوند برايشان واجب گردانده بود، به دست على (ع) سپرد و پس از ايشان هم در خاندان پاكش كه خداوند علم و ايمان عطايشان گردانيده بود، قرار گرفت كه فرمود: اين منصب تا قيامت در ميان فرزندان على (ع) قرار دارد؛ چرا كه هيچ پيامبرى پس از محمّد (ص) نخواهد آمد. پس اين جاهلان چگونه و از كجا مىخواهند (امامى براى خويش) برگزينند؟!»
با اين حساب امامت، مقامى است كه خداوند حضرت ابراهيم (ع) را مخصوص آن گردانيد و به ناچار بايد با آنكه مرحمت كرده و آنكه به او مرحمت شده و با آنچه بدو لطف كردهاند، آشنا شد. آنكه لطف كرده، خداوند سبحان بوده است؛ با اسم جامعش كه تمام صفات كمالى را در خود جاى داده است و به حضرت ابراهيم (ع) عنايت شده كه پس از آنكه در ابتدا، به مقام نبوّت و سپس به مقام خليلى دست يافت، شايسته چنين عطايى شد. وقتى كه مىگوييم مقام نبوّت، منظورمان آن مقامى است كه به قول قرآن در «آيه ٧٥ سوره انعام»[٢] حضرت ابراهيم (ع) پس از آنكه باطن ملك و ملكوت را ديد، نبى شد و پس از عبور از مرتبه ملك و ملكوت به درجه دوم رسيد و خليل خداوند شد:
«وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا؛[٣]
دين آن كسى از همه بهتر است كه كاملًا روى به خدا كرده، در حالى كه نيكوكارى مىكند و حنيفانه از آيين ابراهيم پيروى مىكند كه خداوند ابراهيم را خليل خويش گردانيد».
پس از آن هم خداوند متعال با امتحاناتى كه مخصوص پيامبرانش است، او را آزمود و او را به مرحله امامت رساند. در قرآن آمده است:
«وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ؛[٤]
و پروردگار ابراهيم او را به كارى چند بيازمود و ابراهيم آن كارها را به تمامى به انجام رسانيد. خدا گفت: من تو را پيشواى مردم گردانيدم. گفت: فرزندانم را هم؟ گفت: پيمان من ستمكاران را دربر نگيرد.»