ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - پرسش و پاسخ
كشته شدن امام زمان (عج) را نمىتوان با ترس از كشته شدن نوّاب مقايسه كرد و آن را عامل غيبت آنان نيز به شمار آورد.
در اين زمينه سخن يكى از علماى سرشناس معاصر با حسين بن روح نوبختى- سومين نايب خاصّ امام زمان (عج)- قابل توجّه و دقّت است. او در ذكر خصوصيات اين نايب بزرگوار مىگويد:
اگر دشمنان او را ريز ريز كنند، او امام زمان (عج) را به آنان نشان نخواهد داد.[١]
چهار نكته از اين فرمايش كوتاه استفاده مىشود.
١. حسين بن روح به عنوان نايب امام زمان (عج) در معرض شكنجه و قتل فجيع است؛
٢. حكومت عبّاسى و ساير مخالفان ولايت، شكنجهگر و خونريزند و براى وصول به اهداف خود، هر جنايتى را حتّى در حقّ بزرگان سرشناس جامعه روا مىدارند؛
٣. استقامت و پاىمردى حسين بن روح در حدّى است كه در سختترين و غيرقابل تحمّلترين شرايط نيز حاضر به همكارى با دشمن نخواهد بود؛
٤. هدف اصلى دشمنان دستيابى به امام زمان (عج) است و تنها به دليل يافتن نشانى از آن امام غايب است كه ريز ريز كردن بزرگمردى همچون حسين بن روح را نيز ممكن است، وسيله قرار دهند.
پيداست وقتى كه انگيزه دشمن براى يافتن و از بين بردن امام زمان (عج) اين قدر قوى است، خوف از قتل، به عنوان يكى از علل غيبت، موضوعيت مىيابد و غيبت در چنين موقعيتى، مطمئنترين راه براى حفظ شخص شريف و شخصيت گرانقدر و اهداف والاى واپسين حجّت پروردگار و آخرين خليفه الهى به شمار مىرود.
امّا راجع به اشكال دوم بايد گفت: آنچه در روايات آمده است، مطلق خوف از كشته شدن است كه گاهى به صراحت و گاه با كنايه و اشاره به عنوان علّت غيبت ذكر گرديده است.
به عبارت ديگر بايد گفت، در هيچ روايتى نداريم كه ترس از كشته شدن به دست عبّاسيان يا هر شخص يا گروه ديگرى مورد تصريح قرار گرفته باشد.
با توجّه به اين نكته، مىتوان ترس از كشته شدن را نه فقط در ابتداى غيبت، بلكه در طى همه قرون پس از آن نيز عامل غيبت و استمرار آن به شمار آورد.
به ديگر بيان مىتوان گفت: در هيچ زمانى نبوده است كه اين عامل به طور كلّى منتفى گرديده و ديگر خوف از كشته شدن امام زمان (عج) و ترس از نابودى پيامها و اهداف او وجود نداشته باشد.
آنچه نسبت به تشيع در برخى دورانهاى تاريخى مىبينيم، هرگز نه از حيث حقيقت و صدق حاكمان و نه از حيث وسعت و قدرت حاكميت آنان، در پايهاى نبوده است كه خوف ياد شده را مرتفع گردانيده باشد.
در عصر حاضر نيز با همه قدرت و صلابتى كه در سايه رهبرىهاى امام (ره) و مقام معظّم رهبرى، حفظهالله و به بركت خونهاى مطهّر شهيدان و جانبازىهاى افتخارآفرينان در عرصههاى جهاد و سازندگى، نصيب جمهورى اسلامى ايران شده است، باز هم نه تنها جان امام زمان (عج)، بلكه سلامت و زندگانى سران نظام نيز هرگز از توطئههاى مكرّر دشمنان داخلى و خارجى اين حكومت مقدّس در امان نبوده است.
به راستى در حالىكه صدها تن از شخصيتهاى والامقام اين انقلاب الهى به جرم زمينهسازى براى انقلاب جهانى امام زمان (عج) توسط استكبار و مزدوران آن به خاك و خون غلتيده و هنوز هم ادامهدهندگان راه آنان در معرض بىرحمانهترين تعرّضات و تهاجمات قرار دارند، چگونه مىتوان عامل خوف از كشته شدن امام زمان (عج) را نسبت به استمرار غيبت مرارتبار آن بزرگوار منتفى دانست!؟
اينجا دو نكته اساسى قابل بررسى است:
يكى اينكه اين انقلاب مقدّس به همان اندازه كه تاكنون زمينههاى قيام توحيدى جهانشمول حضرت مهدى (عج) را فراهم آورده و زمينههاى غلبه دشمن و خوف بر جان پيشواى معصوم جهانيان را از بين برده است، به همان اندازه نيز ظهور سراسر نور و سرور مولا (عج) را نزديك ساخته است، بر همگان است كه اين تلاش خدايى را با همه شدايد و سختىها تا آخرين سر منزل مقصود كه آماده كردن همه زمينهها و به صف كشاندن همه دشمنان اسلام و امام زمان (عج) است؛ ادامه دهند.
ديگر اينكه چنانكه در ابتداى سخن ذكر شد، ترس از كشته شدن، يگانه عامل استمرار غيبت نيست. پس اگر روزى ملّت سرافراز انقلاب اسلامى، به مرحلهاى رسيد كه واقعاً خوف از كشته شدن مولاى خويش را برطرف شده ديد، باز هم بايد بكوشد تا ساير عوامل غيبت را در نهاد فرد و جامعه از بين ببرد و با حاكميت بخشيدن به تقوا و تقويت عدالت اجتماعى، اصلىترين زمينههاى ظهور را فراهم آورد.
پىنوشت:
[١]. ناپيدا ولى با ما، به نقل از مراقد المعارف، ج ١، ص ٢٥.