ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨١ - كشتار خاموش
در قرن اخير از استعداد پوسته زمين (لايه بسيار آسيبپذيرِ بيوسفر) با ضخامت تقريبى ٢٢ كيلومتر، به ميزان فاحشى كاسته شده است و اين مسئله ادامه حيات بر اين سياره را با تهديدى بسيار جدّى مواجه كرده است؛ به گونهاى كه سازمان ناسا به منظور ممانعت از اعتراض جامعه جهانى، به دستور پنتاگون تصاوير ماهوارهاى خود را محرمانه تلقّى مىكند. تهديد حيات بر زمين، ريشه در مصرف بيش از حدّ سوختهاى فسيلى دارد كه با منافع سرمايهدارى غرب گره خورده است (آمريكا مقام اوّل را در ميزان توليد گازهاى گلخانهاى در جهان به خود اختصاص داده است). در كنفرانس بيوسفر، دانشمندان به اين نتيجه رسيدند كه زوال سياره زمين به سبب فقدان مديريت كارآمد جهانى و عدم هماهنگى در سياستهاى كلان اقتصادى و ... اجتناب ناپذير است. از آن روى كه ترميم و نگهدارى بيوسفر، مستلزم داشتن عزمى جهانى و هزينهاى بسيار سنگين است و استعمار جهانى به هيچ عنوان كاهش سودهاى سرشار خود را نمىپذيرد، براى حفظ زمين تنها يك گزينه باقى مىماند و آن نيز كاهش سريع جمعيت براى خنثى كردن فشار بر بيوسفر و ايجاد تعادل در آن است. بر اساس طرح صهيونيستى ريزش بيوماسِ انسانى در خطّ كمربندى ذخاير زمين، جمعيت زمين بايد به دو ميليارد تن كاهش يابد. رابرت مك نامارا، وزير دفاع سابق آمريكا و سپس رئيس بانك جهانى در سال ١٩٧٠ م. گفت:
رشد جمعيت جهان يك موضوع خطرناك پيش رو در سالهاى آتى است. رشد جمعيت به ناپايدارى منجر خواهد شد و يك جمعيت ده ميلياردى بر زمين، غيرقابل كنترل خواهد بود. اين جهانى نيست كه تكتك ما مىخواهيم در آن زندگى كنيم. آيا راهى براى گريز از چنين امرى وجود دارد؟ به نظر مىرسد كه شايد از دو طريق بتوان از رسيدن جمعيت به ده ميليارد جلوگيرى كرد؛ يا بايد نرخ زاد و ولد كنونى به سرعت كاهش يابد يا بايد نرخ مرگ و مير بالاتر رود. راه حلّ ديگرى متصوّر نيست.
تلاش براى قتل عامّ خاموش مردم جهان سالهاست كه در دستور كار استعمار جهانى است. ويليام اينگدال، روزنامهنگار آمريكايى نيز در اثر خود با عنوان «بذرهاى مرگ» به پروژه تغيير ژنتيكى ارگانيزمها با هدف نژادكشى و عقيمسازى اشاره كرده است.
امروزه شگردهايى چون آلوده نمودن آب شرب و غذا با تركيبات شيميايى جديد و ناشناخته با ريزش تركيبات فلزات سنگين در مخازن آب شهرى و موادّ راديواكتيو در سيلوهاى آرد كه پيامدهايى چون اختلال در سيستمهاى دفاع و گردش خون، كاهش قدرت بارورى و ايجاد ناهنجارىهاى ژنتيكى و ... در انسان دارد، در دستور كار استعمارگران قرار گرفته است (شيوع بيمارى سارس در «چين» و صدور شيرخشكهاى آلوده به اين كشور، اقداماتى در همين راستا بوده است). پس از اعلام خبر شيوع آنفلوانزاى خوكى در «مكزيك» و قربانى شدن ١٤٩ نفر، داروى تامى فلو كه تنها داروى مؤثّر بر ضدّ ويروس اين بيمارى است، مورد تقاضاى شديد آمريكاييان قرار گرفت. ويروس موجود در اين بيمارى در برابر دو داروى ضدّ ويروسِ آمانتادين و ريمانتادين مقاوم بوده؛ امّا در برابر تامى فلو آسيبپذير است. اين دارو محصول شركت بيوتكنولوژى گيلعاد ساينسِ آمريكاست كه پس از شيوع اين بيمارى، ارزش سهام آن در بازار بورس «نيويورك» به شدّت افزايش يافت.[١] نام اين شركت پيش از اين نيز در مورد آنفولانزاى مرغى بر زبان افتاد. روزنامه تخصّصى «يان برگرمايستر» در «اتريش» نيز با ارائه اسنادى، گروهى از اعضاى لابى صهيونيستى حاكم بر بزرگترين بانكهاى جهانى از جمله ديويد روتچيلد، ديويد راكفلر و جرج سوروس را به انتشار ويروس خطرناك آنفولانزاى خوكى در جهان به منظور سودجويى از طريق عرضه مرحلهاى واكسن آن متّهم كرد. پيش از اين نيز شكايتى عليه شركتهاى باكستر، آفرگرين هيلز و تكنولوژى كه مسئول توليد واكسن ضدّ آنفولانزاى مرغى و متّهم درجه اوّل گسترش وباى جهانى بودند، تنظيم شده بود. اين روزنامه