ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - درباره چرايى غيبت حضرت خضر
خدا مىايستد و براى دعاى مؤمنان آمين مىگويد.»؛
٨. اندرزگويى و نصيحتپذيرى. از ديگر ويژگىهاى حضرت خضر (ع) اين است كه هم به ديگران توصيه و اندرز مىداده و هم دنبال آن بوده كه از نصايح و گفتههاى بزرگان و صالحان كمال بهره و استفاده را ببرد.
مثلًا گاه مىبينيم كه معصومان (ع)، امثال امام صادق و امام باقر و امام زين العابدين (ع) وصاياى او را به موسى و اندرزهايش را به ديگران براى ما نقل كردهاند و گاهى هم روايت كردهاند كه خضر به محضرشان مىرفته و درخواست نصيحت و توصيه مىنموده، مثلًا به اميرالمؤمنين (ع) پيشنهاد كرد كه مرا به كارى راهنمايى كن كه اگر آن را انجام دهم، خداوند مرا از آتش جهنّم نجات دهد.
زنده بودن حضرت خضر (ع)
١. در برخى روايات از طرق شيعه و سنّى نقل شده كه حضرت خضر (ع) از آب حيات نوشيده است.
بر فرض صحّت دلالت و سند حديث ياد شده، آب حيات در روايت توضيح و تبيين نشده و حقيقتش براى ما روشن نيست.
مگر اين احتمال كه منظور از آب حيات همان علم و معرفت به حقايق است؛ چنان كه در برخى روايات آب به علم و معرفت تفسير شده است.
چنانكه در ذيل آيه «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً» روايتى از امام صادق (ع) داريم كه منظور از «ماءًغَدَقاً» همان علم و معرفت است؛ امام صادق فرمودند: «لأفدناهم علما كثيرا يتعلمونه من الأئمه».[١]
در برخى روايات آمده است كه امام صادق (ع) فرمودند:
«خداوند به حضرت خضر (ع) عمر طولانى عطا فرمود؛ زيرا خدا مىخواست به قائم ما (حضرت مهدى (عج) عمر طولانى بدهد و مىدانست) كه بندگانش بر طول عمر او اشكال خواهند كرد، به همين جهت، عمر بندهاش حضرت خضر را طولانى گردانيد كه عمر طولانى حضرت قائم به آن تشبيه شود.»[٢]
درباره چرايى غيبت حضرت خضر
بر اساس برخى روايات، حضرت خضر (ع) از چشمه آب حيات نوشيده و به زندگانى طولانى دست يافته است، هر چند برخى دانشمندان روايت بيان كننده اين مطلب را قطعى و استوار نديدهاند و در هر صورت بايد با دقّت بيشتر و بر اساس اصول سنجش حديث با اينگونه روايات روبهرو شد.[٣]
امّا اينكه چرا زنده است و زنده بودن او چه فايدهاى دارد؛ به طور كامل و دقيق بر كسى معلوم نيست و شايد بتوان گفت كار او هدايت و نجات برخى از افراد است.
مرحوم علّامه مجلسى از حضرت امام رضا (ع) روايت كرده است: حضرت خضر از آب حيات خورد و او زنده خواهد ماند تا در صور بدمند و همه زندگان بميرند و مىآيد به نزد ما و بر ما سلام مىكند و ما صداى او را مىشنويم و او را نمىبينيم و هر جا كه نام او ياد شود، او در آنجا حاضر مىشود، پس هر كه او را ياد كند، بر او سلام كند و در موسم حج در «مكّه» حاضر مىشود و حج مىكند و در «عرفات» وقوف مىكند و براى دعاى مؤمنان آمين مىگويد. زود باشد كه حق تعالى خضر را مونس قائم آل محمّد (ص) گرداند، در وقتى كه آن حضرت از مردم غايب گردد و در تنهايى رفيق آن حضرت باشد.[٤]
از اين روايت استفاده مىشود كه يكى از حكمتهاى عمر طولانى حضرت خضر خدمتگزارى به پيامبران، مؤمنان و بالأخص حضرات اهل بيت (ع) و خدمت ويژه به حضرت حجّت (عج) است.
آنچه از مطالعه منابع روايى و تفسيرى به دست مىآيد، اين است كه حضرت خضر (ع) در زمان حضرت موسى (ع)، پيرو آيين آن حضرت بوده است و قطعاً اكنون پيرو دين اسلام هستند؛ زيرا با آمدن شريعت جديد، براى هميشه شريعت پيشين منسوخ شناخته مىشود. از اين رو با آمدن شريعت اسلامى، همه شرايع پيشين براى هميشه منسوخ خواهد بود.
دين اسلام به عنوان آخرين و كاملترين دين الهى با بعثت حضرت محمّد (ص) به همه جهانيان ابلاغ گرديده و با آمدن اسلام، اديان پيشين منسوخ شدهاند؛ زيرا با وجود كامل، نيازى به ناقص نمىباشد.[٥]
البتّه قرآن كريم كه دين خدا را از آدم تا خاتم يك جريان پيوسته معرفى مىكند نه چند تا، يك نام روى آن مىگذارد و آن «اسلام» است. البتّه مقصود اين نيست كه در همه دورهها دين خدا با اين نام خوانده مىشده است و با اين نام در ميان مردم معروف بوده است؛ بلكه مقصود اين است كه حقيقت دين داراى ماهيتى است كه بهترين معرّف آن لفظ اسلام است و اين است كه مىگويد: «إِنَّالدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ؛ دين در نزد خدا اسلام است».[٦] يا مىگويد: «ماكانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً؛ ابراهيم نه يهودى و نه نصرانى، بلكه حق جو و مسلم بود».[٧]